|
موسسه حقوقی پیشگامان حقوقکده انجام وکالت و ارایه خدمات مشاوره حقوقی در دعاوی حقوقی،کیفری Attorney at law in yazd and Iran
| ||
|
هيأتوزيران در جلسه مورخ 27/10/1341 تصويبنامه قانون ملي شدن جنگلهاي کشور را به شرح زير تصويب نمودند. ماده يکم- از تاريخ تصويب اين تصويبنامه قانوني عرضه و اعياني کليه جنگلها و مراتع و بيشههاي طبيعي و اراضي جنگلي کشور جزء اموال عمومي محسوب و متعلق به دولت است ولو اينکه قبل از اين تاريخ افراد آن را متصرف شده و سند مالکيت گرفته باشند. ماده دوم- حفظ و احيا و توسعه منابع فوق و بهرهبرداري از آنها به عهده سازمان جنگلباني ايران است. تبصره 1- سازمان جنگلباني مجاز است بهرهبرداري از منابع فوق را راساً عهدهدار و يا با انعقاد قراردادهاي لازم به عهده اشخاص واگذار کند. تبصره 2- تودههاي جنگلي محاط در زمينهاي زراعي که در اراضي جنگلي جلگهاي شمال کشور و در محدوده اسناد مالکيت رسمي اشخاص واقع شده باشند مشمول ماده يک از تصويبنامه قانوني نيستند ولي بهرهبرداري از آنها تابع مقررات عمومي قانون جنگلها و مراتع است. تبصره 3- عرصه و محاوط تاسيسات و خانههاي روستايي و همچنين زمينهاي زراعي و باغات واقعه در محدوده اسناد مالکيت جنگلها و مراتع که تا تاريخ تصويب اين قانون احداث شدهاند مشمول ماده يک اين قانون نخواهند بود. ادارات ثبت مجازند با تشخيص و گواهي سازمان جنگلباني ايران اسناد مالکيت عرصه و اعياني جداگانه براي مالکين آنها صادر نمايد. ماده سوم- به اشخاصي که داراي سند مالکيت به نام جنگل هستند و يا از مراجع قضايي حکم قطعي دال بر مالکيت آنها به نام جنگل صادر شده و يا داراي حکم قطعي از هيأتهاي رسيدگي املاک واگذاري به نام جنگل باشند وجوه زير پرداخت ميشود: الف- مورد جنگلهاي شمال که از حوزه آستارا
شروع و به حوزه گليداغي ختم ميشود براي هر هکتار پانصد ريال. ماده چهارم- در مورد مراتع مشجر و غير مشجر به نحو زير رفتار ميشود: 1- به اشخاصي که مراتع مشجر در محدوده اسناد مالکيت آنها قرار گرفته يا به نام مرتع مشجر داراي سند مالکيت رسمي جداگانه بوده و يا از مراجع قضايي حکم قطعي دال بر مالکيت آنها صادر شده و يا داراي حکم قطعي از هيأتهاي رسيدگي املاک واگذاري باشند در مناطق شمال (از حوزه آستارا تا حوزه گليداغي) براي هر هکتار 100 ريال و در ساير مناطق ايران براي هر هکتار 50 ريال پرداخت ميشود. 2- در مورد مراتع غير مشجر به نحو زير رفتار ميشود: الف- نسبت به مراتع غير مشجر که به نام مرتع داراي اسناد مالکيت هستند چنانچه با توجه به قانون اصلاحات ارضي مصوب سال 1340 مراتع مزبور ضمن املاک زايد بر حد نصاب به دولت انتقال يافته و يا در آتيه انتقال يابد مرتع مزبور در اختيار سازمان اصلاحات ارضي باقي ميماند که طبق آييننامه مربوطه آن را در اختيار کشاورزان يا شرکتهاي تعاوني محلي يا اتحاديههاي شرکتهاي تعاوني بگذارد قيمت مراتع غير مشجري که به موجب اين بند در آتيه به دولت منتقل ميشود ده برابر عايدي علف چر يک ساله آن که در تصويبنامه شماره 2432/12 مورخ 13/9/1339 مبلغ آن تعيين شده پرداخت ميشود. ب- مراتع غير مشجري که با توجه به قانون اصلاحات ارضي مصوب سال 1340 در سهم اشخاص قرار گرفته و همچنين مراتع غير مشجري که در تاريخ تصويب اين قانون يا بعداً به موجب اسناد مالکيت يا آراي قطعي محاکم قضايي يا هيأتهاي رسيدگي به املاک واگذاري در محدوده املاک مزروعي قرار گرفته يا بگيرند مشمول مقررات اين قانون نخواهد بود. تبصره- سازمان جنگلباني ميتواند به هر خانواده جنگلنشين تا چهار سر دام بزرگ يا معادل آن دام کوچک بدون دريافت حق التعليف با توجه به ظرفيت چرا به مدت و در نقاط و طبق شرايطي که مقتضي بداند در مراتع اجازه چرا بدهد هر دام بزرگ معادل سه دام کوچک محسوب ميشود. ماده پنجم- در مورد منابع طبيعي مندرج در ماده يکم که تا تاريخ تصويب اين قانون اسناد مالکيت آنها به نام اشخاص صادر نشده ولي تقاضي ثبت پذيرفته شده و تشريفات ثبتي تا مرحله صدور سند مالکيت طي شده و يا بشود با ارائه گواهي اداره ثبت مربوطه مبني بر بلامانع بودن صدور سند مالکيت به نام متقاضي طبق ماده سوم اين قانون رفتار خواهد شد و گواهي اداره ثبت براي پرداخت وجه به منزله سند مالکيت تلقي ميگردد. نسبت به منابع طبيعي مذکور در ماده يک که دعاوي آنها در محاکم قضايي يا هيأتهاي رسيدگي به املاک واگذاري مطرح است پس از صدور راي قطعي محاکم قضايي يا هيأتهاي رسيدگي به املاک واگذاري نيز طبق اين قانون وجه به ذي حق پرداخت خواهد شد. ماده ششم- کليه معاملات رهني با حق استرداد که نسبت به اموال عمومي مذکور در اين قانون بين اشخاص واقع شده باشد از تاريخ تصويب اين قانون فک شده محسوب است. بستانکاران اسناد مزبور ميتوانند به قائم مقامي بدهکار به سازمان جنگلباني ايران مراجعه و تا ميزان طلب خود از وجوهي که به موجب اين قانون قابل پرداخت است و به ترتيبي که مقرر شده دريافت نمايند و در صورتي که وجوه قابل پرداخت به بدهکار طبق مقررات اين قانون تکافوي طلب مرتهن را ننمايد نسبت به مازاد ميتواند از ساير دارايي بدهکار استيفاي طلب نمايد. ماده هفتم- در مورد جنگلها و مراتع مشمول اين قانون که بهرهبرداري از آنها طبق اسناد رسمي يا غير رسمي به هر عنوان به اشخاصي واگذار شده اسناد مزبور از تاريخ تصويب اين قانون ملغي است و بهرهبرداران در صورت تمايل به ادامه بهرهبرداري در جنگلها و مراتع فوق بايد به سازمان جنگلباني مراجعه و ترتيب قرارداد لازم را بدهند. تبصره- مستثنيات اين ماده به قرار ذيل است: 1- سازمان جنگلباني ميتواند نسبت به طرحهاي جنگلداري که در تاريخ تصويب اين تصويبنامه قانوني از طرف سازمان مزبور دستور اجرا داده شده براي مدت پنج سال از اين تاريخ مفاد قراردادهاي مجري طرح را با طرف قرارداد از لحاظ بهاي درخت که به موجب اسناد رسمي منعقد شده باشد مراعات نمايد چنانچه مجري طرح خود مالک تمام يا قسمتي از جنگل باشد نسبت به سهم مالکيت سابق خود بايد به سازمان جنگلباني مراجعه و سازمان مزبور مجاز است بدون رعايت تشريفات آييننامه معاملات دولتي و با توجه به هزينههايي که در مورد اجراي طرح به عمل آمده قرار داد لازم براي دريافت بهره مالکانه با مشاراليه منعقد نمايد. مدت اين قبيل قراردادها از پنج سال تجاوز نخواهد کرد. در هر حال چنانچه مجريان طرح بخواهند ازسال1342 به بعد از جنگلهاي مورد طرح بهرهبرداري نمايند موظفند بهره مالکانه درختان مورد پروانههاي قطع را که از سال مزبور به بعد صادر ميشود به سازمان جنگلباني بپردازند و چنانچه مجري طرحي به عللي قادر به اجراي طرح نشد و يا اجراي طرح را متوقف ساخت سازمان جنگلباني مراتب را با تعيين ضربالاجلي به او اخطار ميکند در خاتمه مدت تعيين شده در صورتي که مجري طرح مواردي را که اخطار شده انجام نداده باشد سازمان جنگلباني مختار خواهد بود اجراي طرح را راساً عهدهدار و يا از طريق مزايده به اشخاص ديگر واگذار کند و مجري قبلي مستحق دريافت وجهي بابت هزينههاي انجام شده نخواهد بود. 2 – اشخاصي که به استناد ماده 24 قانون جنگلها و مراتع کشور تا تاريخ 8/6/1341 پروانه بهرهبرداري از جنگل تحصيل نموده و همچنين اشخاصي که به استناد تصويبنامه شماره 42738-18/9/1341 در مورد تهيه ذغال پروانه رسمي اخذ نمودهاند در صورتي که خود مالک جنگل بوده و بهرهبرداري نمودهاند بهرهبرداري آنها تا خاتمه مدت پروانه مجاناً مجاز و چنانچه از مالک جنگل به موجب سند رسمي تحصيل مجوز بهرهبرداري نموده باشند معاملات آنها تا خاتمه مدت پروانه نافذ و بهره مالکانه به مالک قبلي پرداخت ميشود. ماده هشتم- از تاريخ تصويب اين قانون سازمان جنگلباني مجاز است براي مصارف روستايي جنگلنشينان و دهکدههاي مجاور جنگل با توجه به ميزان واقعي احتياج آنها بدون دريافت بهره مالکانه اجازه بهرهبرداري صادر نمايد. ماده نهم- اشخاصي که در اثر اجراي اين قانون مشمول دريافت وجهي ميباشند بايد حداکثر ظرف مدت يک سال از تاريخ انتشار آگهي سازمان جنگلباني به سازمان مزبور مراجعه و يا تسليم عين اسناد مالکيت و نقشه ثبتي گواهي شده که مساحت مورد تقاضا را دقيقاً مشخص نمايد وجوه مذکوره در اين قانون را مطالبه کنند پس از انقضاي مدت مزبور نميتوان به تقاضاي واصله ترتيب اثر داد و وجوه مرقوم قابل مطالبه نميباشد. نسبت به مشمولين ماده پنجم از تاريخ صدور گواهي ثبت محل يا حکم قطعي تا مدت يک سال تقاضاي وجه قابل پذيرش خواهد بود. ماده دهم- وجوه مذکور در اين قانون در ظرف مدت ده سال به اقساط متساوي سالانه به
اشخاص ذيحق پرداخت ميشود. ماده دوازدهم- وزارت کشاورزي مکلف است آييننامه اجراي اين قانون را تنظيم و پس از تصويب هيأتوزيران به موقع اجرا بگذارد. ماده سيزدهم- وزارتخانههاي کشاورزي – دارايي مامور اجراي اين تصويبنامه قانوني ميباشند. ماده چهاردهم- وزارت کشاورزي مکلف است مجوز قانوني اين تصويبنامه قانوني را پس از گشايش مجلسين تحصيل نمايد
: مرتبه [ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 6:18 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
قانون تعيين تكليف اراضی اختلافی موضوع اجرای ماده 56 قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها ومراتع (مصوب22/6/1367 مجلس شورای اسلامی) ماده واحده
ـ
زارعين صاحب اراضی نسقی و
مالكين و صاحبان باغات و تأسيسات در خارج از محدوده قانونی شهرها و حريم روستاها (86)، سازمانها و مؤسسات دولتی كه
به
اجرای ماده 56 قانون حفاظت و
بهرهبرداری از جنگلها و مراتع كشور مصوب 1346 و اصلاحيههای
بعدی آن اعتراض داشته باشند میتوانند به هيأت مركب از:
: مرتبه [ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 6:17 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
: مرتبه [ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 6:16 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
ماده
1 - مأمورين مسلح موضوع اين قانون كه به منظور استقرار نظم و امنيت و جلوگيري از فرار
متهم يا مجرم و يا در مقام ضابط قوه قضائيه بهتفتيش، تحقيق و كشف جرائم و اجراي
احكام قضائي و يا ساير مأموريتهاي محوله، مجاز به حمل و بكارگيري سلاح ميباشند
موظفند به هنگامبكارگيري سلاح در موارد ضروري كليه ضوابط و مقررات اين قانون را
رعايت نمايند. ماده
2 - مأمورين مسلح موضوع اين قانون بايد شرايط زير را داشته باشند: ماده
3 - مأمورين انتظامي در موارد زير حق بكارگيري سلاح را دارند: ماده
4 - مأمورين انتظامي براي اعاده نظم و كنترل راهپيمائيهاي غير قانوني، فرو نشاندن
شورش و بلوا و ناآراميهايي كه بدون بكارگيري سلاحمهار آنها امكانپذير نباشد، حق
بكارگيري سلاح را به دستور فرمانده عمليات، در صورت تحقق شرايط زير دارند: ماده 5 - مأمورين نظامي و انتظامي براي اعاده نظم و امنيت در راهپيمائيهاي غير قانوني مسلحانه و ناآراميها و شورشهاي مسلحانه مجازند ازسلاح استفاده نمايند. مأمورين مذكور موظفند به دستور فرمانده عمليات و بدون تعلل نسبت به برقراري نظم و امنيت، خلع سلاح و جمعآوري مهماتو دستگيري افراد و معرفي آنان به مراجع قضائي اقدام نمايند. ماده
6 - تيراندازي به سوي وسايل نقليه به منظور متوقف ساختن آنها توسط مأمورين موضوع
اين قانون در موارد زير مجاز است: ماده
7 - مأمورين موضوع اين قانون هنگام بكارگيري سلاح بايد حتيالمقدور پا را هدف قرار
بدهند و مراقبت نمايند كه اقدام آنان منجر به فوتنشود و به اشخاص ثالث كه دخيل در
ماجرا نميباشند آسيب نرسد. ماده 8 - رؤسا و فرماندهان مربوط مكلفند قبل از اعزام مأمورين حدود اختيارات و مسئوليتهاي آنان را گوشزد نمايند. ماده 9 - مأموريني كه آموزش كافي در مورد سلاحي كه در اختيار آنان گذارده شده است نديدهاند بايد مراتب را به فرمانده خود اطلاع دهند و درصورتي كه مأموريتي به اين قبيل افراد محول شود فرمانده مسئول عواقب ناشي از آن خواهد بود مشروط بر اين كه مأمور در حدود دستور فرمانده اقدامكرده باشد. ماده 10 - سلاحي كه در اختيار مأمورين موضوع اين قانون قرار داده ميشود بايد متناسب با موضوع مأموريت و وظيفه آنان باشد. ماده
11 - نيروهاي نظامي و امنيتي در مواردي كه طبق قانون و مأموريتهاي محوله با نيروي
انتظامي همكاري ميكنند طبق ضوابط اين قانون ازسلاح استفاده خواهند نمود. ماده 12 - مأموريني كه با رعايت مقررات اين قانون مبادرت به بكارگيري سلاح نمايند از اين جهت هيچ گونه مسئوليت جزائي يا مدني نخواهندداشت. ماده
13 - در صورتي كه مأمورين با رعايت مقررات اين قانون سلاح بكار گيرند و در نتيجه
طبق آراء محاكم صالحه شخص يا اشخاص بيگناهيمقتول و يا مجروح شده يا خسارت مالي
بر آنان وارد گرديده باشد، پرداخت ديه و جبران خسارت بر عهده سازمان مربوط خواهد
بود و دولت مكلفاست همه ساله بودجهاي را به اين منظور اختصاص داده و حسب مورد در
اختيار نيروهاي مسلح قرار دهد. ماده 14 - نيروهاي مسلح ميتوانند در مواردي كه مقتضي بدانند علاوه بر جبران خسارت وارده در قبال صدمات جاني و ضرر و زيان مالي كهمأمورين مسلح در جهت انجام وظيفه طبق اين قانون متحمل شدهاند، مطابق مقررات به مأموران مذكور كمك مالي نمايند. ماده 15 - نحوه تأمين و پرداخت وجوه مذكور در مواد 13 و 14 به موجب آييننامهاي خواهد بود كه توسط وزارتخانههاي كشور، اطلاعات، دفاع وپشتيباني نيروهاي مسلح، امور اقتصادي و دارايي و سازمان برنامه و بودجه با هماهنگي ستاد كل نيروهاي مسلح تهيه و به تصويب هيأت وزيرانخواهد رسيد. ماده 16 - هرگاه مأمور برخلاف مقررات اين قانون اقدام به بكارگيري سلاح نمايد حسب مورد به مجازات عمل ارتكابي وفق قوانين تحت پيگردقرار ميگيرد. ماده 17 - از تاريخ تصويب و ابلاغ اين قانون كليه قوانين و مقررات مغاير ملغي ميگردد. : مرتبه [ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 6:15 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
ماده 1 - به منظور التزام افراد به حفظ اسناد سجل و شناسنامه، هزينه صدور شناسنامه المثني و يا گواهي موقت ناشي از فقدان شناسنامه براي باراول مبلغ 5000. ريال و براي بار دوم 20.000. ريال و در مورد بعد 100.000. ريال تعيين ميگردد صدور المثني موكول به پرداخت هزينههاي فوقميباشد. تبصره 1 - دريافتكنندگان
شناسنامه المثني مكلف هستند در صورت پيدا شدن شناسنامه اصلي ظرف ده روز نسبت به
تحويل شناسنامه المثني بهاداره ثبت احوال مربوطه اقدام نمايند متخلف به مجازات
استفادهكننده از شناسنامه مكرر محكوم ميشود. ماده 8 - دارندگان اسناد سجلي فاقد اعتبار در صورت استفاده از آنها علاوه بر الزام به تعويض، به پرداخت جزاي نقدي از 200.000 ريال تا500.000. ريال محكوم ميشوند. ماده 9 - هر كس براي فرار از تعقيب يا اجراي مجازات قانوني و يا به قصد اقدام به خروج غير مجاز از كشور مبادرت به استفاده از شناسنامه ديگريبه نام هويت خود نمايد، علاوه بر تحمل مجازات اصلي به حبس از يك سال تا سه سال و به پرداخت جريمه از 500.000. ريال تا 1.000.000. ريالمحكوم ميشود. ماده 10 - هر كس در شناسنامه يا اسناد سجل خود يا ديگري هر گونه
خدشه (از قبيل خراشيدن يا تراشيدن يا قلم بردن يا الحاق يا محو يا اثبات ياسياه
كردن) وارد نمايد به پرداخت جزاي نقدي از 100.000. ريال تا 500.000. ريال محكوم
خواهد شد.در صورتي كه اقدامات مذكوره به قصد متقلبانه انجام يافته باشد، مرتكب به
مجازات جعل در اسناد رسمي به كيفيت مقرر در قوانين جزايي محكومميشود. در صورت
تكرار دادگاه مكلف به تعيين حداكثر مجازات ميباشد. ماده 12 - هر غير ايراني كه شناسنامه افراد ايراني را چه صاحب آن
زنده يا مرده باشد به هر طريق به دست آورده و از آن براي ايراني قلمداد كردنهويت
خود استفاده نمايد علاوه بر محكوميت به حبس از دو سال تا پنج سال و به پرداخت جزاي
نقدي از (1.000.000) ريال تا (3.000.000) ريالمحكوم ميشود. در صورتي كه اعمال
ارتكابي فوق توأم با جعل يا ماده 13 - هر كس اقدام به چاپ غير مجاز اوراق و اسناد سجلي و يا، ساخت و تهيه غير مجاز مهرهاي سجل و يا سرقت آن نمايد به حبس از دوسال تا پنج سال و پرداخت جزاي نقدي از 2.000.000. ريال تا 5.000.000. ريال محكوم ميشود و در صورت تكرار به اشد هر دو مجازاتمحكوم خواهد شد. ماده 14 - هر كس از اوراق چاپي مذكور در ماده فوق با علم و آگاهي استفاده نمايد به حبس از يك سال تا سه سال و به پرداخت جريمه از500.000. ريال تا 1.000.000. ريال محكوم ميشود. ماده 15 - خريد و فروش شناسنامه و اسناد سجلي جرم محسوب و هر يك از مرتكبين به پرداخت جزاي نقدي از 500.000. ريال تا3.000.000. ريال محكوم ميشوند در صورت تكرار به اشد مجازات مذكور محكوم، و در صورت تبديل به حرفه علاوه بر محكوميت به حداكثرجزاي نقدي فوق به حبس از سه سال تا ده سال محكوم خواهد شد. ماده 16 - كساني كه براي ارتكاب جرائم مندرج در اين قانون به تشكيل باند و شبكه اقدام نمايند هر يك به حبس از پنج سال تا پانزده سال وپرداخت جزاي نقدي از 2.000.000. ريال تا 10.000.000. ريال محكوم ميشوند. ماده 17 - مأمورين كه عالماً در وقوع جرائم مذكور در اين قانون به هر نحوي از انحاء كمك نمايند يا گواهيهاي خلاف را ملاك اجراي وظائف قانونيخود قرار دهند به مجازات مرتكب اصلي محكوم خواهند شد. ماده 18 - هر يك از كاركنان سازمان ثبت احوال در تهران و شهرستانها مكلف هستند به محض اطلاع از وقوع هر يك از جرائم موضوع اين قانونمراتب را فوراً از طريق رؤساي واحدهاي مربوطه جهت رسيدگي و تعقيب متهمين به مراجع ذيصلاح قضايي اعلام نمايند. ماده 19 - اعمال مجازاتهاي اين قانون مانع از وصول هزينههاي مقرر در آييننامههاي اجرايي ماده 35 قانون ثبت احوال نخواهد بود. ماده 20 - قوانيني كه مغاير با مقررات اين قانون نباشد به قوت و اعتبار خود باقي است. ماده 21 - در كليه جرائم موضوع اين قانون چنانچه از اقدام مرتكب خساراتي متوجه دولت يا اشخاصي اعم از حقيقي يا حقوقي گردد حق مطالبهخسارات براي زيان ديده محفوظ ميباشد. ماده 22 - در صورتي كه مرتكبين جرائم مذكور در اين قانون از افراد غير ايراني باشند پس از تحمل مجازات دادگاه ميتواند آنها را از كشور اخراجنمايد. ماده 23 - كليه وجوه حاصل از اجراي اين قانون به حساب درآمد عمومي منظور ميشود.
: مرتبه [ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 6:14 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
قانون تشديد مجازات محتكران و گرانفروشان
ماده 1 - تعاريف : مرتبه [ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 6:12 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
آئين نامه دادسراها و دادگاههاي ويژه روحانيت جناب
جحت الاسلام و المسلمين آقاي محمدي ري شهري ماده
1- به منظور پيشگيري از نفوذ افراد منحرف و تبهكار در حوزه هاي علميه ، حفظ حيثيت
روحانيت و به كيفر رساندن روحانيون متخلف ، دادسرا و دادگاه ويژه روحانيت تحت
نظارت عاليه مقام معظم رهبري با وظايف وتشكيلات و اختيارات زير ايجاد مي گردد. تبصره
ـ در اجراي وظايف و اهداف مندرج درمواد يك و دو، دادسراي ويژه روحانيت ميتواند از طريق مراكز حوزوي، سازمان
تبليغات اسلامي، مركز امور مساجد و ساير نهادهاي مرتبط به امور روحانيت اقدام نمايد،
نهادهاي فوق در زمينه اجراي موارد مذكور موظف به همكاري با دادسراي ويژه روحانيت
ميباشند. * تبصره
ـ در صورت ضرورت جابجائي قضات فوقالذكر بدون تمايل، موضوع قبلاً در جلسه متشكل از دادستان منصوب و معاون
قضائي او و رئيس شعبه اول دادگاههاي ويژه روحانيت بررسي و به تصويب ميرسد. * ب
– دادگاه تبصره3ـ كليه اتهامات اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام، شوراي نگهبان، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، وزراء و معاونين آنها، معاونان و مشاوران رؤساي سه قوه، سفرا، دادستان و رئيس ديوان محاسبات، دارندگان پايه قضائي، استانداران و فرمانداران و جرائم عمومي افسران نظامي و انتظامي از درجه سرتيپ و بالاتر، و مديران كل اطلاعات استانها كه به لحاظ روحاني بودن نامبردگان فوق پروندة آنان در دادسرا و دادگاه ويژه روحانيت مطرح ميگردد و نيز كليه اتهامات نمايندگان مجلس خبرگان رهبري و ائمه جمعه در دادسرا و دادگاه ويژه روحانيت تهران رسيدگي خواهدشد.* ماده
14- دعاوي حقوقي و مدني عليه روحانيون مطابق قوانين در دادگاههاي مدني و
حقوقي رسيدگي خواهد شد مگر موارد خاصي كه برحسب ضرورت رسيدگي آن (( به نظر دادستان
منصوب )) در دادگاه ويژه اصلح باشد.
وظايف
واختيارات دادستانهاي شهرستانها ماده 32- در خصوص تعقيب كيفري دارندگان پايه قضائي به جز قضات كه لازم است قبلا توسط دادسراي ويژه درخواست تعليق شود و دادسرا و دادگاه انتظامي قضات ظرف مدت 20 روز موظف به اظهار نظر مي باشد ودر غير اين صورت يا در موارد اضطراري (( به تشخيص دادستان منصوب ))اقدام قضائي خواهد شد وموضوع به اطلاع رياست قوه قضائيه خواهد رسيد. * تبصره ـ از آنجا كه هدف قانونگذار از تعليق قاضي قبل از رسيدگي به اتهام حفظ شئون قضا و قاضي ميباشد در صورتي كه متهم مايل باشد و كتباً تقاضاي رسيدگي به پرونده را بنمايد دادسرا و دادگاه ويژه روحانيت ميتوانند بدون انجام تعليق اقدام به رسيدگي نمايد. ماده
33- در جرائم جزئي كه تحقيقات مقدماتي آن كامل شده يا نياز به تحقيقات
نباشد،دادستان بلافاصله ادعانامه كيفري خود را در دادگاه مطرح نموده ودادگاه حكم
صادر مي نمايد. ماده
35- در موارد ذيل قرار بازداشت صادر مي گردد: تبصره
1- در بند اول ماده فوق خود قاضي حكم را نقض وپرونده را جهت ارجاع به شعبه ديگر
نزد رياست شعبه اول دادگاه ارسال مي دارد. تبصرة ـ بيست درصد از كل بودجه مصوب دادستاني ويژه روحانيت خارج از شمول قانون محاسبات خواهد بود. ماده 46- قوه قضائيه كادر قضائي دادستاني ويژه را تامين خواهد نمود. تبصره ـ پست قضـايي و تعييـن گروه قضـات دادسرا و دادگـاه ويژه روحانـيت به پيشنهاد دادستان كل ويژه روحانيت و تصويب رئيس قوه قضائيه خواهد بود. ابلاغ قضايي قضات حسب مورد پس از پيشنهاد دادستان منصوب يا رئيس شعبه اول دادگاه توسط رئيس قوه قضائيه صادر ولي تعيين شعبه و محل خدمت آنان حسب مورد توسط دادستان منصوب يا رئيس شعبه اول دادگاه خواهد بود، و كليه حقوق و مزاياي قضات شاغل در دادسرا و دادگاه ويژه روحانيت از محل اعتبار قوه قضائيه پرداخت ميشود. ماده 47- نقل و انتقال قضات دادسرا ودادگاه ويژه كه در دادگستري نيز شاغل مي باشند با هماهنگي دادستان منصوب ورئيس شعبه اول دادگاه بر حسب سمت صورت مي گيرد. ماده48ـ
احكام دادگاههاي ويژه روحانيت از سوي محكوم عليه يا شاكي يا قائم مقام قانوني آنان
قابل اعتراض است و در صورت عدم اعتراض در فرجه قانوني قطعي خواهد شد.
: مرتبه [ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 6:11 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
ماده واحده - از تاريخ تصويب اين قانون، كليه محاكم عمومي، انقلاب ونظاميدادسراها و ضابطان قوه قضائيه مكلفند در انجام وظايف قانوني خويش موارد ذيل را بهدقت رعايت و اجراء كنند. متخلفين به مجازات مندرج در قوانين موضوعه محكومخواهند شد: 1 - كشف و تعقيب جرايم و اجراي تحقيقات و صدور قرارهاي تأمين و بازداشتموقت ميبايد مبتني بر رعايت قوانين و با حكم و دستور قضايي مشخص و شفاف صورتگيرد و از اعمال هرگونه سلايق شخصي و سوءاستفاده از قدرت و يا اعمال هرگونهخشونت و يا بازداشتهاي اضافي و بدون ضرورت اجتناب شود. 2 - محكوميتها بايد برطبق ترتيبات قانوني و منحصر به مباشر، شريك و معاونجرم باشد و تا جرم در دادگاه صالح اثبات نشود و رأي مستدل و مستند به مواد قانوني و يامنابع فقهي معتبر (درصورت نبودن قانون) قطعي نگرديده اصل بر برائت متهم بوده وهركس حق دارد در پناه قانون از امنيت لازم برخوردار باشد. 3 - محاكم و دادسراها مكلفند حق دفاع متهمان و مشتكي عنهم را رعايت كرده وفرصت استفاده از وكيل و كارشناس را براي آنان فراهم آورند. 4 - با دادخواهان و اشخاص در مظان اتهام و مرتكبان جرايم و مطلعان از وقايع وكلاً در اجراي وظايف محوله و برخورد با مردم، لازم است اخلاق و موازين اسلامي كاملاًمراعات گردد. 5 - اصل منع دستگيري و بازداشت افراد ايجاب مينمايد كه در موارد ضروري نيزبه حكم و ترتيبي باشد كه در قانون معين گرديده است و ظرف مهلت مقرره پرونده بهمراجع صالح قضايي ارسال شود و خانواده دستگيرشدگان در جريان قرار گيرند. 6 - در جريان دستگيري و بازجويي يا استطلاع و تحقيق، از ايذاي افراد نظير بستنچشم و ساير اعضاء، تحقير و استخفاف به آنان، اجتناب گردد. 7 - بازجويان و مأموران تحقيق از پوشاندن صورت و يا نشستن پشت سر متهم يابردن آنان به اماكن نامعلوم و كلاً اقدامهاي خلاف قانون خودداري ورزند. 8 - بازرسيها و معاينات محلي، جهت دستگيري متهمان فراري يا كشف آلات وادوات جرم براساس مقررات قانوني و بدون مزاحمت و در كمال احتياط انجام شود و ازتعرض نسبت به اسناد و مدارك و اشيايي كه ارتباطي به جرم نداشته و يا به متهم تعلقندارد و افشاي مضمون نامهها و نوشتهها و عكسهاي فاميلي و فيلمهاي خانوادگي وضبط بيمورد آنها خودداري گردد. 9 - هرگونه شكنجه متهم بهمنظور اخذ اقرار و يا اجبار او به امور ديگر ممنوع بوده واقرارهاي اخذ شده بدينوسيله حجيت شرعي و قانوني نخواهد داشت. 10 - تحقيقات و بازجوييها، بايد مبتني بر اصول و شيوههاي علمي قانوني وآموزشهاي قبلي و نظارت لازم صورت گيرد و با كساني كه ترتيبات و مقررات را ناديدهگرفته و در اجراي وظايف خود به روشهاي خلاف آن متوسل شدهاند، براساس قانونبرخورد جدي صورت گيرد. 11 - پرسشها بايد، مفيد و روشن و مرتبط با اتهام يا اتهامات انتسابي باشد و ازكنجكاوي در اسرار شخصي و خانوادگي و سؤال از گناهان گذشته افراد و پرداختن بهموضوعات غيرمؤثر در پرونده موردبررسي احتراز گردد. 12 - پاسخها به همان كيفيت اظهار شده و بدون تغيير و تبديل نوشته شود و براياظهاركننده خوانده شود و افراد با سواد در صورت تمايل، خودشان مطالب خود رابنويسند تا شبهه تحريف يا القاء ايجاد نگردد. 13 - محاكم و دادسراها بر بازداشتگاههاي نيروهاي ضابط يا دستگاههايي كهبهموجب قوانين خاص وظايف آنان را انجام ميدهند و نحوه رفتار مأموران و متصديانمربوط با متهمان، نظارت جدي كنند و مجريان صحيح مقررات را مورد تقدير و تشويققرار دهند و با متخلفان برخورد قانوني شود. 14 - از دخل و تصرف ناروا در اموال و اشياي ضبطي و توقيفي متهمان، اجتنابنموده و در اولين فرصت ممكن يا ضمن صدور حكم يا قرار در محاكم و دادسراها نسبتبه اموال و اشياء تعيين تكليف گردد و مادام كه نسبت به آنها اتخاذ تصميم قضايي نگرديدهاست در حفظ و مراقبت از آنها اهتمام لازم معمول گرديده و در هيچ موردي نبايد از آنهااستفاده شخصي و اداري بهعمل آيد. 15 - رئيس قوه قضائيه موظف است هيأتي را بهمنظور نظارت و حسن اجرايموارد فوق تعيين كند. كليه دستگاههايي كه به نحوي در ارتباط با اين موارد قرار دارندموظفند با اين هيأت همكاري لازم را معمول دارند. آن هيأت وظيفه دارد در صورتمشاهده تخلف از قوانين، علاوه بر مساعي در اصلاح روشها و انطباق آنها با مقررات، بامتخلفان نيز از طريق مراجع صالح برخورد جدي نموده و نتيجه اقدامات خود را به رئيسقوه قضائيه گزارش نمايد.
: مرتبه [ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 6:9 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
قانون تعزيرات حكومتي : مرتبه [ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 6:8 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
با استناد به قانون اصلاح پارهای از مواد قانون تشکیلدادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 28/7/1381 مجلسشورای اسلامی که از این پس به اختصار قانون نامیده میشود،آیین نامه قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب25/4/73 به شرح زیر اصلاح میگردد. ماده 1 ـ در هر حوزه قضایی که بیش از یک شعبه دادگاهعمومی وجود دارد، به تشخیص رئیس قوه قضائیه یا مقاماتمجاز از طرف وی، شعب دادگاه بر اساس نیاز و به نسبت تراکمکار به حقوقی و جزایی تقسیم میشوند. همچنین تعیین شعبهیا شعبی از دادگاههای تجدیدنظر استان به دادگاه کیفری استانو تشکیل شعبه یا شعب تشخیص دیوانعالی کشور بر اساسنیاز و تراکم کار با تصویب رئیس قوه قضائیه خواهد بود. ماده 2 ـ از تاریخ تخصیص شعب دادگاههای عمومی و انقلاببه دادگاههای حقوقی و جزایی، رسیدگی به دعاوی و شکایاتمطابق مقررات قانون خواهد بود. لکن هر شعبه به پروندههاییکه قبلا به آن ارجاع شده است صرفنظر از نوع آنها رسیدگیخواهد کرد. ماده 3 ـ از تاریخ تخصیص شعبی از دادگاههای تجدیدنظر بهدادگاههای کیفری استان، دادگاههای تجدیدنظر استان کلیهپروندههایی را که در مرحله تجدیدنظر مطرح بوده است،کماکان مورد رسیدگی قرار داده و اتخاذ تصمیم خواهند نمودهر چند موضوع این پروندهها در صلاحیت رسیدگی دادگاهکیفری استان باشد. ماده 4 ـ به پیشنهاد ریئس کل دادگستری استان و تصویبرئیس قوه قضائیه، شعب دادگاههای عمومی حقوقی و عمومیجزایی و دادسرا در هر حوزه قضایی به تناسب امکانات وضرورت، جهت انجام تحقیقات و رسیدگی به جرایم و دعاویخاص تخصیص مییابند از قبیل: الف ـ دادسراها و دادگاههای عمومی جزایی شامل: ـ جرایم اطفال ـ سرقت و آدم ربایی ـ صدور چک پرداخت نشدنی ـ جرایم صنفی (خوراکی، بهداشتی، دارویی و سایر صنوف) ـ جرایم مربوط به مفاسد اجتماعی ـ جعل و کلاهبرداری ـ جرایم کارکنان دولت ب ـ دادگاههای عمومی حقوقی شامل: ـ دعاوی تجاری ـ امور حسبی ـ دعاوی ثبتی، مالکیتهای معنوی و صنعتی ـ اعتراض به تصمیمات مراجع غیردادگستری ـ دعاوی خانواده ـ دعاوی موجر و مستاجر ـ دعاوی بینالمللی ماده 5 ـ موارد ضرورت مقید در ماده 4 قانون عبارتند از: الف ـ دعاوی حقوقی ناشی از جرم ب ـ دعوای جزایی مرتبط با دعاوی خانوادگی ج ـ محدود بودن شعب حوزه قضایی به نحوی که به لحاظجهات رد و معذوریت امکان رسیدگی نباشد. د ـ سایر موارد به تشخیص رئیس قوه قضائیه یا مقامات مجاز ازطرف ایشان. ماده 6 ـ حوزه قضایی بخش، شهرستان، و استان با رعایتضوابط و مقررات تقسیمات کشوری خواهد بود. تبصره ـ هرگاه مرکز بخش فاقد دادگاه باشد، رسیدگی به امورقضایی آن به عهده نزدیکترین دادگاه همان استان یا حوزهقضایی شهرستان مربوط است. همچنین چنانچه در شهرستان،دادگاه یا دادسرا تشکیل نشده باشد رسیدگی به امور قضاییآن به عهده نزدیکترین حوزه قضایی شهرستان تابع هماناستان خواهد بود. ماده 7- رئیس کل دادگستری استان، رئیس شعبه اول دادگاهتجدیدنظر و رئیس دادگاههای کیفری استان است و بردادگاههای تجدیدنظر، کیفری استان و کلیه دادگستریها،دادگاهها و دادسراهای حوزه آن استان نظارت و ریاست اداریخواهد داشت. رئیس شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان مرکز استان، رئیسکل دادگاههای آن شهرستان خواهد بود. در غیر مرکز استان رئیس شعبه اول دادگاه عمومی، رئیسدادگستری آن شهرستان است و بر دادگاهها و دادسراهایمربوط و همچنین دادگاههای مستقر در بخش، نظارت وریاست اداری دارد. در صورت تعدد شعب دادگاههایعمومی در حوزه قضایی مستقر در مرکز بخش، رئیس شعبهاول دادگاه عمومی بر شعب دیگر نظارت و ریاست اداریخواهد داشت. ماده 8 ـ با تصویب رئیس قوه قضائیه، رئیس کل دادگاههایشهرستان مرکز استان میتواند تمام یا بخشی از اختیارات خودرا در خصوص دادگاههای انقلاب به رئیس شعبه اول آندادگاهها تفویض نماید. در این صورت، رئیس شعبه اول دادگاهانقلاب اسلامی در سمت معاون وی انجام وظیفه خواهد کرد.در صورتی که در شهرستان غیرمرکز استان دادگاه انقلابشعب متعدد داشته باشد، رئیس دادگستری آن شهرستان نیزمیتواند به ترتیبی که ذکر شد اقدام نماید. تبصره ـ سرپرستان مجتمعهای قضایی به عنوان معاون رئیسکل دادگاههای شهرستان مرکز استان انجام وظیفه خواهندنمود. ماده 9- روسای کل دادگستری استانها، رئیس کل دادگاههایشهرستان مرکز استان، روسای دادگستری شهرستانها وسرپرستان حوزه قضایی نقاط معینی از شهرهای بزرگمیتوانند با تصویب رئیس قوه قضائیه به تعداد لازم معاونداشته باشند. ماده 10 ـ از تاریخ اجرای قانون در هر حوزه قضایی اختیاراتدادستان که در اجرای قانون تشکیل دادگاههای عمومی وانقلاب مصوب 1373 به رئیس حوزه قضایی تفویض شده بودمجددا به دادستان محول میگردد. ماده 11ـ در صورت ضرورت یکی از معاونان دادستانشهرستان مرکز استان وظایف وی را در رابطه با جرایمی که درصلاحیت دادگاه انقلاب اسلامی است به عهده خواهد گرفت.معاون دادستان در امور دادگاههای انقلاب به تعداد لازمبازپرس، دادیار و کارمند اداری در اختیار خواهد داشت. ماده 12 ـ ارجاع شکایات، درخواستها و گزارشهای ضابطین بهشعب بازپرسی و دادیاری و سایر امور مربوط به دادسرا بادادستان است. معاون دادستان یا دادیاران به ترتیب تقدم درغیاب وی عهدهدار در انجام تمام یا برخی از وظایف و اختیارات دادستان خواهند بود. ماده 13- ارجاع پرونده به بازپرس و یا دادیار در حدودصلاحیت و اختیارات قانونی آنها به تناسب اهمیت موضوع،تجربه، تبحر و سابقه کار خواهد بود. ماده 14 ـ به جز اتهام مقامات موضوع تبصره ماده 4 قانون کهتحقیقات مقدماتی، تعقیب و اقامه دعوی نسبت به آنهامنحصرا توسط دادسرای تهران صورت خواهد گرفت، تعقیببقیه مقامات موضوع تبصره 1 ماده 8 لایحه قانونی تشکیلدادگاههای عمومی مصوب 10/7/1358 شورای انقلاباسلامی و اصلاحیههای بعدی آن، توسط دادسرای شهرستانمرکز استان مربوط به عمل خواهد آمد. ماده 15 ـ در موارد مقرر قانونی که پرونده مستقیما در دادگاهکیفری استان مطرح میگردد، کلیه تحقیقات توسط و تحتالأمر دادگاه خواهد بود در این صورت کلیه ضابطین نسبت بهانجام دستورات و تکمیل موارد خواسته شده مکلف خواهندبود. لکن در مواردی که پرونده با کیفر خواست در دادگاهمزبور مطرح گردیده است چنانچه دادگاه نقصی در تحقیقاتمشاهده نماید یا انجام اقدامی را لازم بداند میتواند رفع نقصو تکمیل پرونده را با ذکر موارد نقص از دادسرای مربوطدرخواست کند. ماده 16 ـ تعقیب متهم، تحقیقات مقدماتی و اقامه دعوی درخصوص جرایم مشمول صلاحیت دادگاه کیفری استان توسطدادسرای حوزه قضایی صلاحیت دار به عمل خواهد آمد. دادگاه عمومی جزایی، دادگاه کیفری استان و دادگاه انقلاب بهجرایم مندرج در کیفر خواست و نیز جرایمی که در اجرایتبصره 3 ماده 3 قانون مستقیما در دادگاه مطرح میشود،رسیدگی مینماید، دفاع از کیفرخواست در دادگاه کیفریاستان و دادگاه انقلاب توسط دادستان شهرستان مرکز استان ویا معاون او و یا یکی از دادیاران به تعیین دادستان به عملخواهد آمد، مگر اینکه دادگاههای مذکور در شهرستانهایغیرمرکز تشکیل شود که در این صورت وظیفة فوق را دادستانهمان شهرستان به عهده خواهد گرفت. در دادگاه عمومیمستقر در شهرستان وظیفه فوق با دادستان همان شهرستاناست. ماده 17 ـ تحقیقات مقدماتی جرایم مشمول صلاحیت دادگاهکیفری استان که محل ارتکاب آنها حوزه قضایی بخش است،به عهده رئیس یا دادرس علی البدل دادگاه میباشد که پس ازصدور قرار نهایی، پرونده را نزد دادستان شهرستان حوزهقضایی مربوط ارسال مینمایند تا عنداللزوم با تنظیمکیفرخواست به دادگاه کیفری استان ذیربط ارسال نماید. ماده 18- شروع به رسیدگی در دادگاه عمومی جزایی در مواردو جهات مقرر قانونی حسب مورد منوط به ارجاع رئیس حوزهقضایی و یا معاون وی میباشد. شروع به رسیدگی در دادگاه انقلاب با ارجاع رئیس حوزهقضایی و یا رئیس شعبه اول خواهد بود. ماده 19 ـ امر ارجاع در دادگاههای تجدیدنظر و کیفری استان بارئیس کل دادگستری استان است. رئیس کل دادگستری استان میتواند این وظیفه را به یکی از معاونین خود تفویض نماید. ماده 20 ـ از تاریخ تشکیل دادگاه کیفری استان، دادگاههایعمومی و انقلاب استان مربوط صلاحیت رسیدگی به جرایمموضوع تبصره 4 قانون را نخواهند داشت. تبصره 1 ـ پروندههای موضوع تبصره فوق الذکر که تا قبل ازتشکیل دادگاه کیفری استان در دادگاههای عمومی و انقلابمطرح رسیدگی بوده است مورد رسیدگی و اتخاذ تصمیم قرارمیگیرند. تبصره 2- مرجع تجدیدنظر آراء موضوع پروندههای فوق ،دیوانعالی کشور است، مگر در مورد جرایم مربوط به مواد مخدر که مرجع تجدیدنظر آنها مطابق مقررات قانونی،دادستان کل کشور و رئیس دیوانعالی کشور میباشد. ماده 21 ـ با تصویب رئیس قوه قضائیه شعب تشخیص به تعدادلازم در دیوانعالی کشور تشکیل میشود. هر شعبه تشخیصمرکب از یک رئیس و چهار مستشار دیوانعالی کشور است.رسمیت جلسات با حضور کلیه اعضاء و تصمیمات آن بااکثریت آراء خواهد بود. تبصره ـ شعب تشخیص به تعداد لازم عضو معاون خواهندداشت که با ابلاغ رئیس قوه قضائیه برای شعب تشخیص منصوب میگردند. عضو معاون میتواند وظایف هر یک ازاعضاء شعبه تشخیص را عهده دار شود. ماده 22 ـ شعب تشخیص به کیفری و حقوقی تقسیم خواهندشد. ماده 23 ـ هر شعبه تشخیص یک دفتر با تعداد لازم کارمنددفتری خواهد داشت. در راس دفاتر شعب تشخیص یک دفترکل وجود دارد که مدیر کل این دفتر از بین قضات دیوانعالیکشور با ابلاغ رئیس قوه قضائیه منصوب میگردد. ماده 24 ـ تجدیدنظر خواه مکلف است حسب مورد درامورکیفری و مدنی هزینه تجدیدنظر خواهی را به مأخذ تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کشور پرداخت نمایند. ماده 25 ـ در خواست تجدیدنظر باید منضم به رای قطعی وحاوی نکات زیر باشد: 1 ـ نام و نام خانوادگی و اقامتگاه و سایر مشخصات تجدیدنظرخواه یا وکیل یا نماینده قانونی او. 2 ـ نام و نام خانوادگی و اقامتگاه و سایر مشخصات تجدیدنظرخوانده. 3 ـ تاریخ ابلاغ رای قطعی. 4 ـ دادگاه صادر کننده رای قطعی. 5 ـ دلایل تجدیدنظر خواهی. ماده 26 ـ با وصول تقاضا، دفتر کل شعب تشخیص آن را ثبت ورسیدی مشتمل بر نام متقاضی، طرف او و تاریخ تقدیم تقاضابا شمار ثبت به تجدیدنظر خواه تسلیم نموده و بر روی کلیهاوراق ، تاریخ تقدیم درخواست را قید مینماید. تاریخ مزبورتاریخ تجدیدنظرخواهی محسوب میشود. ماده 27 ـ در خواستی که برابر مقررات یاد شده تقدیم نشده ویا هزینه دادرسی آن پرداخت نگردیده باشد به جریاننمیافتد. مدیر دفتر شعبه تشخیص ظرف دو روز از تاریخ وصولدرخواست، نقایص آن را مطابق با قانون آیین دادرسی مدنیمصوب 1379 و آیین دادرسی کیفری مصوب 1378 بهدرخواست دهنده اخطار میدهد و از روز ابلاغ 10 روز به اومهلت میدهد که نقایص را رفع کند. در صورتی که درخواستخارج از مهلت داده شده باشد یا در مدت یاد شده تکمیلنشود به موجب قرار شعبه تشخیص رد میشود. این قرارقطعی و غیرقابل اعتراض میباشد. ماده 28 ـ ارجاع پروندهها به شعب تشخیص توسط رئیسدیوان عالی کشور و یا معاون وی در شعب تشخیص که با ابلاغرئیس قوه قضائیه منصوب میگردد، صورت میگیرد. شعبهمرجوع الیه به نوبت رسیدگی مینماید مگر در مواردی که بهموجب قانون یا به تشخیص رئیس دیوان عالی کشور یا رئیسشعبه، رسیدگی خارج از نوبت ضروری باشد. رئیس شعبه پروندههای ارجاعی را شخصا بررسی و گزارشآن را تنظیم و یا به نوبت به یکی از اعضای شعبه ارجاع مینماید. عضو مذکور گزارشی از پرونده را که متضمن جریاندادرسی و نیز بررسی کامل جهات قانونی تجدیدنظر خواهیاست به صورت مستند و مستدل تهیه مینماید. صرفدرخواست تجدیدنظر در شعب تشخیص مانع از اجرای حکمنیست، لکن چنانچه عضو مذکور در گزارش خود پیشنهادتوقف اجرای حکم را بدهد، در صورتی اجرای حکم متوقفخواهد شد که در جلسه فوق العاده پیشنهاد یاد شده بهتصویب اکثریت اعضاء شعبه برسد. ماده 29 ـ رسیدگی و اتخاذ تصمیم در شعب تشخیص ووظایف دفاتر شعب مزبور مطابق قواعد مقرر در قانون آییندادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور کیفری و مدنیمصوب 1378 و 1379) در حدی که قابل انطباق با وظایف واختیارات این شعب باشد به عمل خواهد آمد. ماده 30 ـ شعب تشخیص میتوانند در صورت ضرورت ازاصحاب دعوی دعوت به عمل آورند. ماده 31 ـ نسبت به پروندههای موضوع مواد 235 و 268 قانونآیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری ومواد 326 و 387 و 411 و 412 قانون آیین دادرسی مدنی بهترتیب زیر اقدام خواهد شد. الف ـ پروندههایی که با اعلام اشتباه توسط مقامات مذکور درمواد یاد شده به مراجع مربوط ارسال گردیده است، در همانمرجع مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت. ب ـ پروندههایی که تقاضای اعمال مواد مذکور در مورد آنهاپذیرفته شده وهنوز به مراجع مربوطه ارسال نشده است جهترسیدگی و اتخاذ تصمیم عینا به مراجع قانونی مربوط حسبمورد دادگاه تجدیدنظر یا دیوانعالی کشور ارسال خواهد شد. ج ـ پرونده هایی که در اجرای ماده 268 قانون آیین دادرسیدادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری و ماده 387 قانونآیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دردادسرای دیوانعالی کشور مطرح گردیده و هنوز در خصوصآنها اعلام اشتباه نگردیده پس از تهیه گزارش در صورتتشخیص اشتباه، به دیوانعالی کشور ارسال خواهد شد. د ـ پرونده هایی که در اجرای مواد 235، 326، 411 و 412قانون مارالذکر در مراجع مذکور در این مواد مطرح گردیده وهنوز در خصوص آنها اظهارنظر به عمل نیامده است پس ازتهیه گزارش و در صورت تشخیص اشتباه عینا در اجرای ماده2 قانون وظایف و اختیارات رئیس قوه قضائیه مصوب 1378به قوه قضائیه ارسال خواهد شد تا پس از بررسی و اعلام نظردر صورت اقتضا به مراجع قانونی مربوط حسب مورد دادگاهتجدیدنظر یا دیوانعالی کشور ارسال گردد. ماده 32 ـ در حوزه هایی که پس از لازم الاجرا شدن قانون،دادسرا تشکیل نگردیده است چنانچه رئیس حوزه قضاییحکم کیفری را خلاف بین قانون یا شرع تشخیص دهد، جهترسیدگی به شعب تشخیص ارسال میگردد. ماده 33- در صورتی که رئیس قوه قضائیه رای صادره از شعبهتشخیص را خلاف بین شرع تشخیص دهد پرونده را برایارجاع به شعبه هم عرض شعبه تشخیص نزد رئیس دیوانعالیکشور ارسال مینماید. ماده 34 ـ هر حوزه قضایی شهرستان دارای واحد اجرایاحکام کیفری و مدنی است. واحداجرای احکام مدنی به تعدادلازم مدیر اجراء، دادورز و متصدی دفتری و واحد احکامکیفری به تعداد لازم دادیار، مدیر اجراء، متصدی دفتری ومامور اجراء خواهد داشت. رئیس واحد اجرای احکام مدنی، رئیس حوزه قضایی یا معاونوی و رئیس اجرای احکام کیفری، دادستان یا معاون و یا یکیاز دادیاران میباشد. در حوزههای قضایی بخش، اجرایاحکام مدنی و کیفری توسط رئیس حوزه قضایی یا دادرسعلی البدل خواهد بود. واحد اجرای احکام مدنی تحت نظر دادگاه صادر کننده رایبدوی مطابق قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356 و سایرقوانین و مقررات مربوط اقدام مینماید. ماده 35 ـ در حوزه قضایی شهرهای بزرگ با تصویب رئیسقوه قضائیه دارای مجتمعهای جزایی مستقل میباشند. اجرایاحکام مدنی صادره از دادگاه عمومی جزایی به عهده واحداجرای احکام مدنی مستقر در این مجتمعها و تحت ریاستدادگاه صادرکننده حکم است.
ماده 36-اجرای احکام کیفری دادگاه کیفری استان یادادسرای شهرستان مرکز استان است. اجرای احکام حقوقیآن در خصوص ضرر و زیان ناشی از جرم وفق قانون اجرایاحکام مدنی، مصوب 1356 و قانون آیین دادرسی دادگاههایعمومی و انقلاب در امور مدنی، مصوب 1379 با واحداجرای مدنی شهرستان مرکز استان خواهد بود. اجرای احکام کیفری شعبه تشخیص دیوانعالی کشور بادادسرای عمومی و انقلاب حوزه قضایی دادگاه صادر کنندهرای بدوی و اجرای احکام حقوقی آن با واحد اجرای احکاممدنی حوزه قضایی دادگاه صادر کننده رای بدوی است. ماده 37-با اجرای قانون، ادامه اجرای احکام باقیماندهدادگاههای عمومی و انقلاب در هر حوزه قضایی شهرستان بادادستان خواهد بود. ماده 38 ـ در مواردی که اجرای حکم باید توسط ماموران یاسازمانهای دولتی به عمل آید مسئول اجرای حکم ضمنارسال رونوشت حکم و صدور دستور اجراء و آموزش لازم،نظارت کامل بر چگونگی اجرای حکم و اقدامات آنان به عملخواهد آمد. ماده 39 - کلیه ضابطین دادگستری، نیروهای انتظامی و نظامیو روسای سازمانهای دولتی و وابسته به دولت و یا مؤسساتعمومی در حدود وظایف خود دستورات صادره از مراجعقضایی را در مقام اجرای حکم رعایت خواهند کرد. تخلف ازمقررات این ماده علاوه بر تعقیب اداری و انتظامی مستوجبتعقیب کیفری برابر قانون مربوط میباشد. ماده 40 ـ صدور اجرائیه با رعایت مقررات ماده 5 قانوناجرای احکام مدنی با شعبه بدوی صادر کننده رای خواهدبود هر چند حکم مورد اجراء از مرجع تجدیدنظر صادر شدهباشد. ماده 41 ـ هر حوزه قضایی دارای یک یا چند واحد ابلاغخواهد بود. رئیس واحد ابلاغ توسط رئیس حوزه قضایی ازمیان قضات یا کارمندان اداری تعیین میگردند. واحد ابلاغ بهتعداد لازم مامور ابلاغ و متصدی دفتری خواهد داشت. ماده 42 ـ در صورت لزوم هر حوزه قضایی واحدهای ارشاد ومعاضدت قضایی و صلح و سازش زیرنظر رئیس حوزه قضایییا دادستان جهت ارشاد و راهنمایی مراجعین و انجام صلح وسازش با تعداد لازم قاضی، کارشناس و کارمند تشکیلمیشود. ماده 43 ـ روسای کل دادگستریها در امر جابجایی نیروها،مرخصی و سایر امور اداری مربوط به دادسرا مکلفند حسبمورد، نظر دادستان محل را جلب نمایند. این آیین نامه مشتمل بر 43 ماده و 5 تبصره در تاریخ9/11/1381 به تصویب رئیس قوه قضائیه رسید و پس ازابلاغ لازم الاجراء میباشد.
: مرتبه [ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 6:7 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
آیین نامه اجرایی قانون ابطال اسناد فروش رقبات ، آب و اراضی موقوفه - مصوب 3 2 1374 هیات وزیران درجلسه مورخ 3 2 1374 بنابه پیشنهاد مشترک وزارت کشاورزی و سازمان اوقاف و امور خیریه و به استناد تبصره (6) ماده واحده قانون ابطال اسناد و فروش رقبات ، آب و اراضی موقوفه ـ مصوب 25 11 1371 ـ آیین نامه اجرایی قانون یاد شده رابه شرح زیر تصویب نمود ماده 1 ـ تعاریف و اصطلاحات 1 ـ مصلحت وقف تامین نظر واقف و منابع موقوف علیهم بارعایت غبطه موقوفه . 2 ـ متصرف حسب مورد زارعان صاحب نسق یا قائم مقام قانونی آنان ، مالکان اعیان و اشخاصی که به گونه ای عرصه و یا عرصه و اعیان موقوفه تبدیل یا فروخته شده را در ید و اختیار دارند. 3 ـ حقوق مکتسب متصرف هر نوع حقی که برای متصرف تحت شرایط قانونی معینی حاصل شده باشد ، از قبیل مالکیت اعیان ، تحجیر ، حقوق کسب و پیشه ، حق نسق زارعانه ، حفر چاه ، غرس اشجار و مانند آن . 4 ـ مجوز شرعی مجوزی که بر اساس ضوابط شرع مقدس اسلام درمورد تبدیل یا فروش اموال موقوفه توسط مجتهد جامع الشرایط صادر شده باشد. 5 ـ زارع صاحب نسق کسی است که مالک زمین نیست وبا دارا بودن یک یا چند عامل زراعتی شخصا یا با کمک خانواده خود دراراضی موقوفه زراعت مینماید و مقداری ازمحصول را به صورت نقدی یا جنسی به عنوان اجاره بها به موقوفه میدهد و نسق مورد زراعت وی مشمول قوانین اصلاحات ارضی بوده است . 6 ـ زراعت تولیدمحصول به وسیله عملیات زراعتی یا باغداری . 7 ـ مرتع زمینی است اعم از کوه و دامنه یا زمینی مسطح که در آن نباتات علوفه ای به طور طبیعی روییده و درهر هکتار آن حداقل تعلیف سه رأس گوسفند یا معادل آن از انواع دامهای دیگر ، دریک فصل چرا امکانپذیر باشد. 8 ـ بیشه یا قلمستان زمینی است که درآن درختان غیر مثمر به وسیله اشخاص غرس شده و تعداد درخت درهر هکتار آن از هزار اصله تجاوز نماید. 9 ـ باغ زمینی است که درآن درختان مثمر یا مو به وسیله اشخاص غرس شده و عرفا باغ شناخته شود. ماده 2 ـ ادارات اوقاف و امور خیریه و متولیان موقوفات مکلفند با توجه به سوابق ثبتی ، موقوفات عامه ای را که به فروش رسیده یا به صورتی به ملکیت اشخاص درآمده است ، صورت برداری و همراه با مستندات و دلایل به سازمان اوقاف و امور خیریه ارسال نمایند. سازمان اوقاف ضمن مطلع نمودن متصرف یا متصرفین این موقوفات و یا اشخاص ذی نفع دیگر ، موضوع را به کمیسیونی مرکب ازسه نفر فقیه صاحب نظر که با انتخاب و زیر نظرنماینده ولی فقیه در سازمان یاد شده تشکیل میشود ارجاع میکند ، کمیسیون مذکور نظر خود را درمورد جواز شرعی فروش یا تبدیل رقبات ، با توجه به اسناد و مدارک ارایه شده اداره اوقاف و متولی ذیربط و همچنین اشخاص ذی نفع در موقوفه اعلام مینماید. درصورتی که تبدیل و فروش رقبه موقوفه به نظر کمیسیون با مجوز شرعی انجام شده باشد معامله تایید میشود و درغیر این صورت نظر نماینده ولی فقیه و سرپرست سازمان اوقاف و امور خیریه دایر بر بطلان سند فروش یا تبدیل موقوفه همزمان به سازمان ثبت اسناد و املاک کشور و متصرف یامتصرفین و یا اشخاص ذی نفع در موقوفه ابلاغ میشود. ادارات ثبت بر اساس این تصمیم نسبت به بطلان سند در سوابق ثبتی و دفاتر مربوط ثبت و صدور سند جدید به نام موقوفه اقدام خواهند نمود. ماده 3 ـ پس از ابطال انتقالات بعد از وقف ، اداره اوقاف و امور خیریه یا متولی با رعایت تبصره (4) ماده واحده قانون ابطال اسناد و فروش رقبات ، آب و اراضی موقوفه ، متصرف را برای تنظیم سند اجاره دعوت مینماید و در صورتی که متصرف ظرف سی (30) روز از تاریخ رویت نامه اوقاف برای تنظیم سند اجاره مراجعه ننماید به شرح زیر اقدام خواهند نمود 1 ـ از متصرف قبلی با رعایت حقوق مکتسب او خلع ید شده و موقوفه با در نظر گرفتن صرفه و صلاح وقف به داوطلبان دیگر اجاره داده خواهد شد. 2 ـ درصورتی که در مورد میزان حقوق مکتسب قبلی بین او و اداره اوقاف و امور خیریه یا متولی اختلافی به وجود آید از طریق مراجع قضایی تعیینتکلیف خواهد شد. دادگاه ها این گونه موارد راخارج از نوبت رسیدگی و به صدور حکم مبادرت مینمایند. تبصره ـ درمواردی که در اجرای این قانون از زارعان صاحب نسق خلع ید میگردد درصورت تقاضای زارعان ، وزارت جهاد کشاورزی مکلف است ازاراضی مستعد کشاورزی موجود در منطقه و درصورت نبودن اراضی قابل واگذاری در منطقه ، از اراضی سایر مناطق ، با رعایت قوانین و مقررات جاری نسبت به واگذاری اراضی به آنان با رعایت اولویت اقدام نمایند. ماده 4 ـ موقوفات مشمول این آیین نامه که به نحوی از انحا دررهن یا وثیقه یا تامین و بازداشت اشخاص ثالث قرار گرفته به تبع ابطال اسناد مالکیت ، آزاد خواهد شد. ادارات اوقاف هنگام تنظیم سند اجاره با استعلام از اداره ثبت محل ، مراتب را به اطلاع اشخاص ذینفع خواهند رساند تا نسبت به استیفای حقوق خود از سایر اموال متعهد اقدام نمایند. ماده 5 ـ درمورد موقوفات مزروعی مشمول قانون اجازه تبدیل به احسن و واگذاری دهات و مزارع موقوفه عام ـ مصوب 1350 ـ و سایر مراحل اصلاحات ارضی به ترتیب زیر عمل خواهد شد. الف ـ درصورتی که موقوفات یاد شده به دولت (وزارت کشاورزی) واگذار شده ولی تا کنون اسناد فروش آن به زارعان ، تنظیم نشده نمایندگان اداره اوقاف و امور خیریه و اداره کشاورزی محل و متولیان مربوط دردفتر خانه اسناد رسمی حاضر و بطلان سند را در دفاتر وهامش سند قید و به وسیله دفترخانه یاد شده موضوع به اداره ثبت محل برای اصلاح اسناد اعلام خواهد شد. ب ـ هر گاه موقوفه مزروعی پس از انتقال به دولت با تنظیم سند رسمی به زارعان مربوط واگذار شده باشد ، برای ابطال اسناد یا تایید فروش آن به همان ترتیبی که در این آیین نامه آمده است عمل خواهد شد. ماده 6 ـ پس از انجام موارد مندرج دربندهای (الف) و (ب) ماده (5) ، ادارات اوقاف نسبت به موقوفات تصرف شده و متولیان نسبت به موقوفات تحتتولیت خودمطابق مفاد این آیین نامه با متصرفان و زارعان ، سند اجاره تنظیم خواهند نمود. مبلغ اجاره بها متناسب با مورد اجاره و با رعایت ارزش حقوق اکتسابی متصرفان وزارعان طبق نظر کارشناس رسمی یا خبره محلی تعیین خواهد شد . تبصره 1 ـ چنانچه بعضی اززارعان صاحب نسق به علت فوق یا انتقال یا بنا به علل دیگری درحال حاضر دراراضی یاد شده زراعت ننمایند با وراث قانونی یا متصرفان فعلی رقبه قرار داد اجاره تنظیم خواهد شد. درتنظیم اسناد اجاره با این گونه متصرفان مفاد بند(3) از ماده (1) این آیین نامه مجری خواهد بود. تبصره 2 ـ اگر زارعان صاحب نسق دراین گونه اراضی چاه حفر نموده باشند ، موقوفه درصورت امکان نسبت به خرید آن اقدام مینماید و دراین صورت اجاره بهای زمین بر اساس اراضی آبی تعیین خواهد شد درغیر این صورت کارشناس یا خبره محلی درموقع تعیین اجاره بها ، موضوع مالکیت چاه و عرف محل را ملحوظ خواهد داشت . تبصره 3 ـ درصورتی که زارعان صاحب نسق بخشی از اراضی نسق زراعتی خود یا تمامی آن را به باغ یا قلمستان و بیشه تبدیل نموده باشند ، اداره اوقاف یا متولی بایستی با توجه به تعاریف ذکر شده در ماده (1) این آیین نامه نسبت به عرصه با آنان سند اجاره تنظیم نمایند. تبصره 4 ـ درصورتی که موقوفات مزروعی موضوع این آیین نامه در محدوده خدمات شهری قرار گرفته و کاربری زراعی آن تغییر یافته یا قابل تغییرباشد قبل از هر گونه اقدام درمورد تفکیک و واگذاری آن اراضی باید حقوق مکتسبه زارعان صاحب نسق با نظر کارشناس مرضی الطرفین و یا کارشناسان منتخب ادارات اوقاف و یا متولیان (حسب مورد) و زارع صاحب نسق به وسیله ادارات اوقاف و امور خیریه و یا متولیان شناسایی و به نحو مناسبی تامین و تادیه گردد در صورت عدم توافق و تراضی در شناسایی و تقویم حقوق مکتسبه ، به درخواست هر یک از طرفین ، موضوع توسط مراجع قضایی ذی صلاح مورد رسیدگی قرار گرفته و حقوق مکتسبه زارعان برابر نظر دادگاه پرداخت میشود. ادارات اوقاف و متولیان مکلفند در واگذاری اراضی تغییر کاربری داده شده ، درصورت تقاضای زارع صاحب به هر یک از افراد صاحب نسق برای اجاره یک قطعه از حداقل تفکیکی از همان اراضی اولویت قائل شوند. ماده 7 ـ کلیه اعیانی و مستحدثاتی که زارعان صاحب نسق احداث نموده باشند ، متعلق به زارعان آنها خواهد بود و سند اجاره فقط نسبت به عرصه به شرط رعایت کاربری زمین با آنان تنظیم خواهد شد. تبصره 1 ـ چنانچه دراجرای قوانین مختلف اراضی زارعان دراختیار اشخاص حقیقی یا حقوقی قرار گرفته و دراین گونه اراضی مستحدثاتی ایجاد کرده باشند مستحدثات یاد شده متعلق به اشخاص یاد شده بوده و نسبت به عرصه با آنان سند اجاره تنظیم خواهد شد. تبصره 2 ـ درصورتی که مستحدثاتی متعلق به موقوفه بوده و دراجرای قانون اجازه تبدیل به احسن و واگذاری دهات و مزارع موقوفه عام به زارعین صاحب نسق یا سایر قوانین مربوط به مراحل مختلف اصلاحات ارضی به زارعان صاحب نسق واگذار شده باشد( نظیر منازل مسکونی زارعان و محوطه مربوط به آن) و در حال حاضر نیز قابل بهره برداری باشد ، حفظ و حراست آن به عهده متصرفان بوده و وجهی به عنوان اجاره بهای این گونه رقبات (عرصه و اعیان) با رعایت عرف محل دریافت نخواهد شد. تبصره 3 ـ کلیه مستحدثاتی که در دهات و مزارع موقوفات توسط خوش نشین ها ویا اشخاص غیر احداث شده و با تایید معتمدان محل ، اعیان متعلق به آنان شناخته شده باشد سند اجاره بر اساس نظر کارشناس رسمی دادگستری یا خبره محلی فقط در مورد عرصه با صاحبان اعیان تنظیم خواهدشد. تبصره 4 ـ به منظور ترویج فرهنگ احیا و بهرهوری از موقوفات و تشویق زارعان به ادامه کشت و زرع بر روی اراضی موقوفه و تسهیل عملیات زراعی آنان ، بانکها و سایر موسسات مالی ـ اعتباری ، با رعایت مقررات مربوط ترتیبی اتخاذ نمایند تا تسهیلات مالی لازم به زارعان صاحب نسق موقوفات اعطا گردد. به نحوی که اعطای تسهیلات بانکی به این زارعان بدون توثیق و ترهین عرصه و صرفا با استفاده از سند اعیانی ، اخذ سفته ،تضمین های زنجیره ای زارعان از یکدیگر و یا توثیق منافع واگذار شده از طریق اجاره و حقوق مکتسبه مترتب بر آن امکانپذیر باشد. در مواردی که بانک ها بابت تسهیلات اعطایی به زارعان با توثیق سند اعیانی و حقوق مکتسبه نظر به تامین مطالبات لاوصول خود از محل منفعت اعیانی وحقوق مکتسبه مرتبط با اراضی موقوفه داشته باشند ، ادارات اوقاف و متولیان ، بانک ها و موسسات اعتباری یا اشخاصی که توسط آنان معرفی میشوند را دراسناد اجاره جایگزین زارع بدهکار مینمایند. تبصره 5 ـ به منظور رفاه زارعان صاحب نسق و فراهم نمودن زمینه فعالیت بیشتر در اراضی موقوفه ، ادارات اوقاف و امور خیریه و متولیان حسب مورد ، ( در صورتی که واقف ترتیب دیگری برای اداره موقوفه معین نکرده باشد ، میتوانند مدت اجاره زارعان را ده سال معین نمایند ) و در ضمن عقد اجاره شرط نمایند که در پایان مدت مزبور عقد اجاره با زارع مزبور و یا قائم مقام قانونی وی بر اساس اجاره بهایی که با نظر کارشناس رسمی و یا خبره محلی با در نظر گرفتن حقوق مکتسبه زارع تعیین میگردد ، تجدید خواهد شد. درموارد خاص آنگاه که مصلحت وقف یا شرایط خاص دیگر اقتضا نکند افزایش مدت اجاره موقوفه برای بیش از ده سال با جلب نظر ریاست سازمان اوقاف و امور خیریه امکان پذیر میباشد. ماده 8 ـ احداث هر گونه اعیانی و باغ دراراضی نسق زارعان موقوفه توسط این زارعان با اخذ مجوز از سایر مراجع قانونی ذیربط و بدون پرداخت پذیره مجاز میباشد. مستاجرین میتوانند نسبت به ثبت اعیانی های مستحدث از طریق ادارات ثبت اسناد و املاک اقدام نمایند و سند مالکیت دریافت دارند. ایجاد ، توثیق و ترهین اینگونه اعیان ها مجاز بودهو نیاز به اعلام موافقت جداگانه ادارات اوقاف و امور خیریه و یا متولیان ندارد. ماده 9 ـ هر گاه درتشخیص زارع صاحب نسق اختلافی به وجود آید ، فرمها و اسناد و صورت جلسات تنظیمی دراجرای قوانین اصلاحات ارضی ملاک عمل خواهد بود. ماده 10 ـ چنانچه تمام یا بخشی از اراضی قابل واگذاری واقع درحریم روستاهای موقوفات عامه دراجرای ماده (56) قانون حفاظت و بهره برداری ازجنگل ها و مراتع ـ مصوب 1346 ـ به عنوان انفال ، منابع ملی اعلام شده باشد ، میباید حق بهره برداری آن توسط سازمان جنگل ها و مراتع کشور به سازمان اوقاف و امور خیریه و متولیان واگذار شود. تبصره 1 ـ اراضی مذکور درحکم موقوفه بوده و درحدود محدوده و حریم روستای موقوفه و بنا به درخواست سازمان اوقاف و امور خیریه واگذار خواهد شد. تبصره 2 ـ هر گونه تغییر کاربری دراین اراضی منوط به موافقت سازمان جنگل ها و مراتع کشور و نیز اخذ مجوز از سایر مراجع قانونی ذیربط خواهدبود. تبصره 3 ـ سازمانهای یاد شده مکلفند ظرف حداکثر دو سال نقل و انتقال زمین های موضوع این ماده را محقق نمایند. تبصره 4 ـ چنانچه این گونه اراضی از طریق دولت به اشخاص حقیقی یا حقوقی به صورت اجاره یا فروش واگذار گردیده باشد اسناد تنظیمی با اطلاع دستگاه اجرایی مربوط اصلاح و با متصرف نسبت به عرصه سند اجاره تنظیم خواهد شد. کلیه مستحدثاتی که در این اراضی توسط متصرفین احداث شده باشد متعلق به آنان خواهد بود. ماده 11 ـ در مورد زارعان و متصرفان و صاحبان اعیانی و انتقال گیرندگان موقوفات عام ـ موضوع مواد (5) و (9) این آیین نامه ـ درصورت خودداری از تنظیم سند اجاره طبق ماده (3) عمل خواهد شد. ماده 12 ـ وجوه حاصل از فروش موقوفات مزروعی که در حساب شماره (5557) بانک تعاون کشاورزی تودیع شده و اهدایی دولت به موقوفه تلقیشده به نسبت دستور پرداخت های وصولی مربوط به هر موقوفه به حساب همان موقوفه منظور و واریز خواهد شد تا درصورت لزوم صرف عمران وآبادی موقوفه شود. ماده 13 ـ به منظور رسیدگی به حساب بدهی معوق زارعان ، از تاریخ فروش تا تاریخ تنظیم سند اجاره جدید با توجه به مفاد تبصره (1) ماده (6) این آیین نامه اجاره بها تعیین و تا میزان پرداختهای زارعان به حساب دولت با ارائه مدارک پرداخت اقساط آنان تهاتر و در صورتی که زارعان بدهکار شوند ما به التفاوت محاسبه و به صورت نقد یا اقساط از آنان وصول وبه حساب موقوفه واریز خواهد شد. ماده 14 ـ کلیه مقررات این آیین نامه درمورد آبهای موقوفه که عواید آنها به مصارف عام میرسد نیز مجری است . ماده 15 ـ درمواردی که جهت مورد نظر واقف تغییر یافته باشد به صورت اصلی بازگردانده میشود ، مگر اینکه بازگراندن آن به وضع اول موجب عسر وحرج و قلت درآمد و امثال آن باشد که دراین صورت ابقای آن به صورت فعلی با اجازه ولی فقیه یا نماینده ایشان درسازمان اوقاف و امور خیریه بلااشکال خواهد بود. ماده 16 ـ در مورد ابلاغ نظرات کمیسیون موضوع ماده (2) و اخطارها و دعوت نامه هایی که ادارات اوقاف و امور خیریه دراجرای این آیین نامه صادر وارسال مینمایند مقررات مربوط به ابلاغ تصمیمات شعب تحقیق اوقاف مواد (10) و (29) و(31) آیین نامه کیفیت تحقیق درشعب تحقیق سازمان حج و اوقاف و امور خیریه ـ موضوع تصویب نامه شماره 93366 مورخ 18 10 1365 ـ رعایت خواهد شد. ماده 17 ـ مقررات این آیین نامه شامل موقوفات آستان قدس رضوی و حضرت معصومه و حضرت احمد بن موسی علیهم السلام و سایر موقوفاتی که متولیان آنها منصوب از طرف ولی فقیه باشند نیز میشود. متولیان و امنای این موقوفات رأسا امور اجرایی را طبق ماده واحده قانون ابطال اسناد وفروش رقبات ، آب و اراضی موقوفه و این آیین نامه به عهده خواهند داشت . تبصره ـ متولیان موقوفات یاد شده میتوانند درتشکیل کمیسیون موضوع ماده (2) این آیین نامه تنها برای موقوفات تحت تولیت خود اقدام نمایند. ماده 18 ـ ازتاریخ تصویب این آیین نامه کلیه مصوبات هیات دولت که مغایر با این آیین نامه است ملغی میباشد.
: مرتبه [ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 6:6 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
قانون افراز و فروش املاك مشاعمصوب 1357.8.22 ماده
اول - افراز املاك مشاع كه جريان ثبتي آنها خاتمه يافته اعم از اينكه در دفتر
املاك ثبت شده يا نشده باشد، در صورتي كه مورد تقاضاي يك ياچند شريك باشد با
واحد ثبتي محلي خواهد بود كه ملك مذكور در حوزه آن واقع است. واحد ثبتي با
رعايت كليه قوانين و مقررات ملك مورد تقاضارا افراز مينمايد. ماده سوم - هزينه تفكيك مقرر در ماده 150 قانون اصلاحي ثبت اسناد و املاك در موقع اجراي تصميم قطعي بر افراز به وسيله واحد ثبتي دريافتخواهد شد. ماده چهارم - ملكي كه به موجب تصميم قطعي غير قابل افراز تشخيص شود با تقاضاي هر يك از شركاء به دستور دادگاه شهرستان فروخته ميشود. ماده پنجم - ترتيب رسيدگي واحد ثبتي و ابلاغ اوراق و ترتيب فروش املاك و غير قابل افراز و تقسيم وجوه حاصل بين شركاء و به طور كليمقررات اجرايي اين قانون طبق آييننامهاي خواهد بود كه به تصويب وزارت دادگستري ميرسد. ماده ششم - پروندههاي افراز كه در تاريخ اجراي اين قانون در دادگاهها مطرح ميباشد كماكان مورد رسيدگي و صدور حكم قرار ميگيرد ولي اگرخواهان افراز بخواهد دعوي خود را در واحد ثبتي مطرح كند بايد دعوي سابق را از دادگاه استرداد نمايد. قانون فوق مشتمل بر شش ماده و يك تبصره پس از تصويب مجلس شوراي ملي در جلسه روز يك شنبه يازدهم دي ماه 1356 در جلسه روز دوشنبهبيست و دوم آبان ماه يك هزار و سيصد و پنجاه و هفت شمسي به تصويب مجلس سنا رسيد. رييس مجلس سنا - دكتر سيد محمد سجادي
: مرتبه [ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 6:6 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
چشمانداز جمهوري اسلامي ايران در افق 1404 هجري شمسي سياستهاي كلي نظام نقل
از شماره 17995 ـ 15/9/1385 روزنامه رسمي شماره851213 ـ9720/ح- 5/9/1385 چشمانداز جمهوري اسلامي ايران در افق 1404 هجري شمسي با اتكال به قدرت لايزال الهي و در پرتو ايمان و عزم ملي و كوشش برنامهريزي شده و مدبرانة جمعي و در مسير تحقق آرمانها و اصول قانون اساسي، در چشمانداز بيست ساله: ايران كشوري است توسعهيافته با جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه، با هويت اسلامي و انقلابي، الهامبخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بينالملل. جامعة ايراني در افق اين چشمانداز چنين ويژگيهائي خواهدداشت: توسعه
يافته، متناسب با مقتضيات فرهنگي، جغرافيائي و تاريخي خود و متكي بر اصول اخلاقي و
ارزشهاي اسلامي، ملي و انقلابي، با تأكيد بر: برخوردار از دانش پيشرفته، توانا در توليد علم و فناوري، متكي بر سهم برتر منابع انساني و سرمايه اجتماعي در توليد ملي. امن، مستقل، مقتدر با سامان دفاعي مبتني بر بازدارندگي همه جانبه و پيوستگي مردم و حكومت. برخوردار از سلامت، رفاه و امنيت غذائي، تأمين اجتماعي، فرصتهاي برابر، توزيع مناسب درآمد، نهاد مستحكم خانواده، بدور از فقر، فساد، تبعيض و بهرهمند از محيط زيست مطلوب. فعال، مسئوليتپذير، ايثارگر، مؤمن، رضايتمند، برخوردار از وجدانكاري، انضباط، روحية تعاون و سازگاري اجتماعي، متعهد به انقلاب و نظام اسلامي و شكوفائي ايران و مفتخر به ايراني بودن. دست يافته به جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقة آسياي جنوب غربي (شامل آسياي ميانه، قفقاز، خاورميانه و كشورهاي همسايه) با تأكيد بر جنبش نرمافزاري و توليد علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادي، ارتقاء نسبي سطح درآمد سرانه و رسيدن به اشتغال كامل. الهامبخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام با تحكيم الگوي مردمسالاري ديني، توسعة كارآمد، جامعه اخلاقي، نوانديشي و پويائي فكري و اجتماعي، تأثيرگذار بر همگرايي اسلامي و منطقهاي براساس تعاليم اسلامي و انديشههاي امام خميني (ره). داراي تعامل سازنده و مؤثر با جهان براساس اصول عزت، حكمت و مصلحت. ملاحظه: در تهيه، تدوين و تصويب برنامههاي توسعه و بودجههاي ساليانه، اين نكته موردتوجه قرار گيرد كه: شاخصهاي كمي كلان آنها از قبيل: نرخ سرمايهگذاري، درآمد سرانه، توليد ناخالص ملي، نرخ اشتغال و تورم، كاهش فاصله درآمد ميان دهكهاي بالا و پايين جامعه، رشد فرهنگ و آموزش و پژوهش و تواناييهاي دفاعي و امنيتي، بايد متناسب با سياستهاي توسعه و اهداف و الزامات چشمانداز تنظيم و تعيين گردد و اين سياستها و هدفها به صورت كامل مراعات شود. سياستهاي كلي برنامه چهارم توسعه اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي ـ امور فرهنگي، علمي و فناوري: 1ـ
اعتلاء و عمـق و گسترش دادن معرفت و بصيرت دينـي بر پايه قرآن و مكتب اهل بيت
(عليهمالسلام). 2ـ زنده و نمايان نگاهداشتن انديشة ديني و سياسي حضرت امام خميني (ره) و برجسته كردن نقش آن به عنوان يك معيار اساسي در تمام سياستگذاريها و برنامهريزيها. 3ـ
تقويت وجدان كاري و انضباط اجتماعي و روحيه كار و ابتكار، كارآفريني، درستكاري و
قناعت و اهتمام به ارتقاء كيفيت توليد. 4ـ ايجاد انگيزه و عزم ملي براي دستيابي به اهداف موردنظر در افق چشمانداز. 5 ـ تقويت وحدت و هويت ملي مبتني بر اسلام و انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي و آگاهي كافي درباره تاريخ ايران، فرهنگ، تمدن و هنر ايراني ـ اسلامي و اهتمام جدي به زبان فارسي. 6 ـ تعميق روحيه دشمنشناسي و شناخت ترفندها و توطئههاي دشمنان عليه انقلاب اسلامي و منافع ملي، ترويج روحيه ظلمستيزي و مخالفت با سلطهگري استكبار جهاني. 7ـ
سالمسازي فضاي فرهنگي، رشد آگاهيها و فضايل اخلاقي و اهتمام به امر معروف و نهي
از منكر. 8 ـ
مقابله با تهاجم فرهنگي. 9ـ
سازماندهي و بسيج امكانات و ظرفيتهاي كشور در جهت افزايش سهم كشور در توليدات
علمي جهان. ـ امور اجتماعي، سياسي، دفاعي و امنيتي: 12ـ تلاش در جهت تحقق عدالت اجتماعي و ايجاد فرصتهاي برابر و ارتقاء سطح شاخصهايي از قبيل آموزش، سلامت، تأمين غذا، افزايش درآمد سرانه و مبارزه با فساد. 13ـ ايجاد نظام جامع تأمين اجتماعي براي حمايت از حقوق محرومان و مبارزه با فقر و حمايت از نهادهاي عمومي و مؤسسات و خيريههاي مردمي با رعايت ملاحظات ديني و انقلابي. 14ـ تقويت نهاد خانواده و جايگاه زن در آن و در صحنههاي اجتماعي و استيفاي حقوق شرعي و قانوني بانوان در همه عرصهها و توجه ويژه به نقش سازنده آنان. 15ـ
تقويت هويت ملي جوانان متناسب با آرمانهاي انقلاب اسلامي. 16ـ
ايجـاد محيط و ساختار مناسب حقوقي، قضايي و اداري براي تحقق اهداف چشمانداز. 18ـ گسترش و عمق بخشيدن به روحية تعاون و مشاركت عمومي و بهرهمند ساختن دولت از همدلي و توانائيهاي عظيم مردم. 19ـ
آمايش سرزميني مبتني بر اصول ذيل: 20ـ تقويت امنيت و اقتدار ملي با تاكيد بر رشد علمي و فناوري، مشاركت و ثبات سياسي، ايجاد تعادل ميان مناطق مختلف كشور، وحدت و هويت ملي، قدرت اقتصادي و دفاعي و ارتقاء جايگاه جهاني ايران. 21ـ
هويت بخشي به سيماي شهر و روستا. 22ـ
تقويت و كارآمد كردن نظام بازرسي و نظارت. 23ـ اولويت دادن به ايثارگران انقلاب اسلامي در عرصه منابع مالي و فرصتها و امكانات و مسؤوليتهاي دولتي در صحنههاي مختلف فرهنگي و اقتصادي. 24ـ ارتقاء توان دفاعي نيروهاي مسلح براي بازدارندگي، ابتكار عمل و مقابله مؤثر در برابر تهديدها و حفاظت از منافع ملي و انقلاب اسلامي و منابع حياتي كشور. 25ـ توجه ويژه به حضور و سهم نيروهاي مردمي در استقرار امنيت و دفاع از كشور و انقلاب با تقويت كمي و كيفي بسيج مستضعفين. 26ـ تقويت، توسعه و نوسازي صنايع دفاعي كشور با تأكيد بر گسترش تحقيقات و سرعتدادن به انتقال فناوريهاي پيشرفته. 27ـ
توسعه نظم و امنيت عمومي و پيشگيري و مقابله مؤثر با جرائم و مفاسد اجتماعي و
امنيتي از طريق تقويت و هماهنگي دستگاههاي قضايي، امنيتي و نظامي و توجه جدي در
تخصيص منابع به وظايف مربوط به اعمال حاكميت دولت. 28ـ
ثبات در سياست خارجي براساس قانون اساسي و رعايت عزت، حكمت و مصلحت و تقويت روابط
خارجي از طريق: 29ـ بهرهگيري از روابط سياسي با كشورها و نهادينه كردن روابط اقتصادي، افزايش جذب منابع و سرمايهگذاري خارجي و فناوري پيشرفته و گسترش بازارهاي صادراتي ايران و افزايش سهم ايران از تجارت جهاني و رشد پرشتاب اقتصادي موردنظر در چشمانداز. 30ـ تحكيم روابط با جهان اسلام و ارائه تصوير روشن از انقلاب اسلامي و تبيين دستآوردها و تجربيات سياسي، فرهنگي و اقتصادي جمهوري اسلامي و معرفي فرهنگ غني و هنر و تمدن ايراني و مردمسالاري ديني. 31ـ تلاش براي تبديل مجموعه كشورهاي اسلامي و كشورهاي دوست منطقه به يك قطب منطقهاي اقتصادي، علمي، فناوري و صنعتي. 32ـ تقويت و تسهيل حضور فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در مجامع جهاني و سازمانهاي فرهنگي بينالمللي. 33ـ تقويت هويت اسلامي و ايراني ايرانيان خارج از كشور، كمك به ترويج زبان فارسي در ميان آنان، حمايت از حقوق آنان و تسهيل مشاركت آنان در توسعه ملي. ـ امور اقتصادي: 34ـ
تحقق رشد اقتصادي پيوسته، با ثبات و پرشتاب متناسب با اهداف چشمانداز. 35ـ فراهم نمودن زمينههاي لازم براي تحقق رقابتپذيري كالاها و خدمات كشور در سطح بازارهاي داخلي و خارجي و ايجاد ساز و كارهاي مناسب براي رفع موانع توسعه صادرات غيرنفتي. 36ـ تلاش براي دستيابي به اقتصاد متنوع و متكي بر منابع دانش و آگاهي، سرمايه انساني و فناوري نوين. 37ـ ايجاد سازوكار مناسب براي رشد بهرهوري عوامل توليد (انرژي، سرمايه، نيروي كار، آب، خاك و ...). ـ پشتيباني از كارآفريني، نوآوري و استعدادهاي فني و پژوهشي. 38ـ تأمين امنيت غذائي كشور با تكيه بر توليد از منابع داخلي و تأكيد بر خودكفايي در توليد محصولات اساسي كشاورزي. 39ـ مهار تورم و افزايش قدرت خريد گروههاي كم درآمد و محروم و مستضعف و كاهش فاصله بين دهكهاي بالا و پائين درآمدي جامعه و اجراي سياستهاي مناسب جبراني. 40ـ توجه به ارزش اقتصادي، امنيتي، سياسي و زيست محيطي آب در استحصال، عرضه، نگهداري و مصرف آن. ـ مهار آبهايي كه از كشور خارج ميشود و اولويت استفاده از منابع آبهاي مشترك. 41 ـ حمايت از تامين مسكن گروههاي كم درآمد و نيازمند. 42ـ حركت در جهت تبديل درآمد نفت و گاز به داراييهاي مولد به منظور پايدارسازي فرآيند توسعه و تخصيص و بهرهبرداري بهينه از منابع. 43ـ توسعه روستاها. ـ ارتقاء سطح درآمد و زندگي روستائيان و كشاورزان و رفع فقر، با تقويت زيرساختهاي مناسب توليد و تنوع بخشي و گسترش فعاليتهاي مكمل بويژه صنايع تبديلي و كوچك و خدمات نوين، با تأكيد بر اصلاح نظام قيمتگذاري محصولات. 44ـ همافزايي و گسترش فعاليتهاي اقتصادي در زمينههايي كه داراي مزيت نسبي هستند از جمله صنعت، معدن، تجارت، مخابرات، حمل و نقل و گردشگري، بويژه صنايع نفت، گاز و پتروشيمي و خدمات مهندسي پشتيبان آن، صنايع انرژيبر و زنجيره پائيندستي آنها، با اولويت سرمايهگذاري در ايجاد زيربناها و زيرساختهاي موردنياز و ساماندهي سواحل و جزاير ايراني خليج فارس در چارچوب سياستهاي آمايش سرزمين. 45ـ تثبيت فضاي اطمينان بخش براي فعالان اقتصادي و سرمايهگذاران با اتكاء به مزيتهاي نسبي و رقابتي و خلق مزيتهاي جديد و حمايت از مالكيت و كليه حقوق ناشي از آن. 46ـ ارتقاء بازار سرمايه ايران و اصلاح ساختار بانكي و بيمهاي كشور با تأكيد بر كارآيي، شفافيت، سلامت و بهرهمند از فناوريهاي نوين. ـ
ايجاد اعتماد و حمايت از سرمايهگذاران با حفظ مسئوليتپذيري آنان. 47ـ توانمندسازي بخشهاي خصوصي و تعاوني به عنوان محرك اصلي رشد اقتصادي و كاهش تصدي دولت همراه با حضور كارآمد آن در قلمروهاي امور حاكميتي در چارچوب سياستهاي كلي اصل 44 قانون اساسي كه ابلاغ خواهدشد. 48ـ ارتقاء ظرفيت و توانمنديهاي بخش تعاوني از طريق تسهيل فرآيند دستيابي به منابع، اطلاعات، فناوري، ارتباطات و توسعه پيوندهاي فني، اقتصادي و مالي آن. 49ـ
توجه و عنايت جدي بر مشاركت عامه مردم در فعاليت اقتصادي كشور و رعايت جهات زير در
امر واگذاري مؤسسات اقتصادي دولت به مردم: 50 ـ اهتمام به نظم و انضباط مالي و بودجهاي و تعادل بين منابع و مصارف دولت. 51 ـ تلاش براي قطع اتكاي هزينههاي جاري به نفت و تأمين آن از محل درآمدهاي مالياتي و اختصاص عوايد نفت براي توسعه سرمايهگذاري براساس كارآيي و بازدهي. 52 ـ
تنظيم سياستهاي پولي، مالي و ارزي با هدف دستيابي به ثبات اقتصادي و مهار نوسانات. سياستهاي
كلي نظام در بخش مشاركت بخشهاي تعاوني و خصوصي در اجراي اصل 44 قانون اساسي جمهوري اسلامي، بمنظور تحقق رشد و توسعه اقتصادي و جلوگيري از زيان جامعه، تمركز و تداول ثروت در دست عدة خاص، تبديل شدن دولت به كارفرماي بزرگ و انحصار غيرضروري، سياستهاي كلي زير به تصويب رسيد: 1ـ
با توجه به ذيل اصل 44 قانون اساسي در حيطه فعاليتهاي اقتصادي مذكور در بخش دولتي
اصل 44 قانون اساسي، دولت موظف است سياستگذاري، مقررات، تصدي و نظارت را به گونهاي
تنظيم نمايد كه موجب افزايش مشاركت بخش غيردولتي (خصوصي و تعاوني) و كاهش تصدي دولتي گردد و حاكميت دولت مخدوش
نشود. سياستهاي
كلي نظام درخصوص شبكههاي اطلاعرساني رايانهاي الف
ـ سياستهاي كلي نفت و گاز ب:
سياستهاي كلي ساير منابع انرژي سياستهاي
كلي نظام درخصوص منابع طبيعي سياستهاي
كلي نظام درخصوص منابع آب سياستهاي
كلي نظام درخصوص معدن سياستهاي
كلي نظام در خصوص حمل و نقل سياستهاي كلي نظام در خصوص امنيت اقتصادي سياستهاي
كلي نظام در خصوص امنيت قضايي سياستهاي كلي برنامه سوم توسعه اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي ـ اقتصادي: 1ـ
تمركز دادن همه فعاليتهاي مربوط به رشد و توسعة اقتصادي به سمت و سوي « عدالت
اجتماعي» و كاهش فاصله ميان درآمدهاي طبقات، رفع محروميت از قشرهاي كمدرآمد. ـ فرهنگي: 17ـ
اعتلاء و عمق بخشيدن به معرفت و بصيرت ديني و قرآني و تحكيم فكري و عملي ارزشهاي
انقلاب اسلامي و مقابلة با تهاجم فرهنگي بيگانه. ـ اجتماعي، سياسي، دفاعي، امنيتي: 23ـ
گسترش و عمق بخشيدن روحية تعاون و مشاركت عمومي و بهرهمند ساختن دولت از همدلي و
توانائيهاي عظيم مردم. سياستهاي
كلي اصل 44 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران الف
ـ
سياستهاي كلي توسعه بخشهاي غيردولتي و جلوگيري از بزرگشدن بخش دولتي: ب
ـ
سياستهاي كلي بخش تعاوني: ج
ـ
سياستهاي كلي توسعه بخشهاي غيردولتي از طريق واگذاري فعاليتها و بنگاههاي دولتي: د
ـ
سياستهاي كلي واگذاري:
: مرتبه [ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 6:5 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
ابطال بند 4 ماده يك آييننامه اجرائي قانون ابطال
اسناد فروش رقبات، آب و اراضي موقوفه مصوب 3/2/74 هيأت وزيران : مرتبه [ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 6:3 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
شرح وظایف استانداران و فرمانداران (مصوب شورایعالی اداری1377)
ماده 2: وظایف و اختیارات استانداران در قلمرو مأموریت خویش بشرح زیر می باشد:
ماده 3_ استانداران به پیشنهاد وزیر كشور و تصویب هیأت وزیران
با حكم رئیس جمهور منصوب می گردند.
ماده 9_ كلیه مدیران كل و بالاترین مقامات اجرایی در استان و فرمانده ناحیه انتظامی موظفند عدم حضور خود را در محل
خدمت به اطلاع استاندار
برسانند و جانشین موقت خود را به وی معرفی نمایند.
ماده 11_ كلیه روسای ادارات و یا بالاترین مقام اجرایی در
شهرستان و فرمانده منطقه
انتظامی موظفند عدم حضور خود را در محل خدمت باطلاع فرماندار برسانند و جانشین موقت خود را به وی معرفی نمایند. : مرتبه [ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 6:3 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
آیین نامه اجرایی تاسیس و فعالیت سازمان های غیر دولتی
هیات وزیران در جلسه مورخ 29/3/1384 بنا به پیشنهاد شماره 6176/م/77 مورخ 8/5/1383 وزارت اطلاعات و به استناد اصل یكصد و سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، آیین نامه اجرایی تاسیس و فعالیت سازمان های غیر دولتی را به شرح زیر تصویب نمود : ماده 1 – در این آیین نامه واژه ها و عبارات زیر به جای مفاهیم
مشروح مربوط به كار می روند :
ب – هیات موسس به مجموعه
اشخاصی گفته می شود كه سازمان را تاسیس می نمایند . ماده 4 – سازمان حق دارد متناسب با موضوع فعالیت خود ، با رعایت این آیین نامه و سایر قوانین و مقررات مربوط فعالیت نموده و از جمله نسبت به موارد زیر اقدام نماید :
ماده 5 - سازمان مكلف است گزارش عملكرد اجرایی و مالی سالانه
خود را
حداكثر تا دو ماه پس از پایان
هر سال مالی به مرجع نظارتی مربوط و نیز در طی سال ،سایر گزارش های عملكرد اجرایی و مالی را بنا به درخواست مرجع
یاد
شده ، حسب مورد ، ارائه و
همچنین نسبت به انتشار خلاصه ای از گزارش سالانه مذكور برای اطلاع عموم ،در محدوده جغرافیایی فعالیت خود اقدام كند .
ماده 7 – تقسیم دارایی ، سود و یا درآمد سازمان در میان موسسان
اعضاو مدیران و كاركنان آن قبل و پس از انحلال ممنوع است .
ماده 11 – سازمان باید در فعالیت های خود ، قوانین و مقررات و الگوهای رفتاری نهادهای مدنی را رعایت نموده و از
ارتكاب اعمال مجرمانه خودداری نماید . ماده 17 – متقاضیان تاسیس سازمان مكلفند در غیر از مواردی كه مطابق قانون ، مرجع خاصی برای صدور پروانه سازمان های مربوط تعیین شده است ،درخواست اخذ پروانه را به مراجع نظارتی مقرر در بند (ت) ماده (1) ارائه نمایند .
ماده 18 – هیات موسس باید دارای شرایط زیر باشند :
ماده 19 – سازمان های غیر دولتی كه موضوع یا هدف فعالیت آن ها مشترك است ، در صورت وجود شرایط زیر می توانند شبكه تشكیل دهند یا به عضویت شبكه های سازمان های بین المللی درآیند :
ماده 20 – هیات موسس برای دریافت پروانه فعالیت باید مدارك زیر را حسب مورد به مراجع مذكور در ماده (17) این آیین نامه ارائه نماید :
ماده 21 – اساسنامه سازمان باید حاوی موارد زیر باشد :
ماده 22 – مرجع صدور پروانه فعالیت – موضوع ماده (17) این آیین نامه – پس از دریافت تقاضانامه سازمان ، باید ظرف حداكثر دو هفته نظر خود را نسبت به تایید یا رد تقاضا اعلام نماید .
ماده 23 – مجمع عمومی و هیات امنا (حسب مورد) بالاترین مرجع
اجرایی
سازمان می باشند و باید دارای
شرایط مقرر در ماده (18) این آیین نامه باشند . ماده 26 – وظایف مراجع نظارتی استان و شهرستان ، به ترتیب در رابطه با سازمان های غیر دولتی با محدوده فعالیت در سطح استان و شهرستان به شرح زیر می باشد :
ماده 27 – وظایف مرجع نظارتی فرا استانی و ملی در مورد سازمان های غیر دولتی عبارت است از :
ماده 28 – مراجع نظارتی موظفند در حدود فعالیت خود در صورت وصول گزارش و یا اطلاع از عدم رعایت مقررات این ایین نامه از سوی سازمان ، نسبت به بررسی آن با حضور مشورتی نماینده سازمان غیر دولتی مربوط و نماینده دستگاه دولتی تخصصی ذی ربط اقدام نمایند و در صورت احراز تخلف ، حسب مورد ، مراحل زیر را به اجرا گذارند :
ماده 29 – صدور مجوز فعالیت سازمان های غیر دولتی خارجی و بین المللی در ایران و نظارت بر آن ها به عهده هیاتی متشكل از نماینده وزارت امور خارجه ، نماینده وزارت كشور ، نماینده وزارت اطلاعات و نماینده وزارتخانه یا سازمان دولتی مرتبط با موضوع فعالیت سازمان غیر دولتی خارجی یا بین المللی خواهد بود .
ماده 30 – سازمان های غیر دولتی كه از مصادیق این آیین نامه قرار می گیرند و در اجرای مقررات جاری تاكنون ایجاد شده اند ، باید وضعیت خود را با مقررات این آیین نامه تطبیق دهند ، در غیر این صورت مشمول مزایا و تسهیلات این آیین نامه نمی شوند : مرتبه [ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 6:2 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} آئین نامة لایحه قانون اصلاح لایحه واگذاری و احیاء اراضی مصوب شورای انقلاب ( 1359) ماده (2) : كلیه اراضی كه در اختیار دولت جمهوری اسلامی ایران می باشد و نیز اراضی منابع طبیعی با رعایت كلیه ضوابط مربوط ، قابل واگذاری به افراد واجد الشرایط می باشد مگر در موارد زیر كه واگذاری آنها مطلقاً ممنوع است. الف: جنگلها و بیشه های طبیعی ب: مراتع عمومی از حریم روستاها به تشخیص هیأت هفت نفره جهت تألیف ج: نهاستانهای عمومی د: پاركهای جنگلی و جنگلهای دست كاشت هـ : حریم قانونی تأسیسات دولتی و : راههای مسیر كوچ ایل نشینها و حریم مربوط به آنها ماده (20) : ضوابط واگذاری: تشخیص واگذاری اراضی بصورت شركت تعاونی ، مشاع و یا بصورت فردی به عهده هیأت هفت نفره كه طبق عرف محل ، تصمیم می گیرند. آئین نامة قانون مرجع تشخیص اراضی موات و ابطال اسناد آن مصوب 1366 هیأت وزیران ماده 2: تشخیص اراضی خارج از محدوده استحفاظی شهرها به عهده هیأت هفت نفره واگذاری و احیاء اراضی است كه در این آئین نامه به اختصار با عنوان هیأت ، بكار برده می شود. هیأت با حضور حداقل چهار نفر تشكیل می شود . و رأی اكثریت با حداقل سه نفر ملاك خواهد بود كه یكی از آنها باید حاكم شرع باشد. نحوه تشخیص حریم روستا مصوب ستاد مركزی هیأتهای واگذاری و احیاء اراضی و اصلاحیه های ( موضوع تبصره ذیل ماده 9 آئین نامة اجرایی قانون مرجع تشخیص اراضی موات و ابطال ( آن ): ماده 2: مرجع تشخیص حریم روستا هیأت واگذاری زمین است كه از طریق كمیسیونی مركب از : 1- دو نفر كارشناس هیأت واگذاری كه یكی از آنها باید نماینده حاكم شرع و ولی امر در هیأت باشد. 2- كارشناس اداره كل كشاورزی یا منابع طبیعی 3- كارشناس استانداری 4- كارشناس جهاد سازندگی در ماده (1) حریم روستا عبارتست از مقدار زمین موات ( اعم از مرتع و غیره ) اطراف روستا است كه عرفاً به مصالح و منافع آن وابسته بوده و جهت كمال انتفاع و رفع نیازهای طبیعی مورد استفاده قرار می گیرد به نحوی كه اگر از استفاده آن منع شوند عادتاً به زحمت افتاده و دچار مشكل گردند. بالا قانون حفظ كاربری اراضی زراعی و باغها مصوب 31/3/1374 مجلس شورای اسلامی ماده (1) : بمنظور حفظ كاربری اراضی و باغها و تداوم بهره وری آنها از تاریخ تصویب این قانون تغییر كاربری اراضی و باغها در خارج از محدوده قانونی شهرها و شهركها جز در موارد ضروری ممنوع می باشد. تبصره (1) : در موارد ضروری تغییر كاربری اراضی زراعی و باغها بعهده كمیسیونی مركب از نمایندگان وزارتخانه های كشاورزی ، مسكن و شهرسازی و سازمان محیط زیست كه در هر استان زیر نظر وزارت جهاد كشاورزی تشكیل می شود ، محول میگردد و تصمیمات كمیسیون مزبور كه واجد آرای اكثریت اعضاء باشد معتبر خواهد بود و رئیس كمیسیون موظف است ظرف مدت دو ماه از تاریخ دریافت تقاضا یا استعلام نسبت به صدور پاسخ اقدام نماید. ماده 3): مالكین یا متصرفین اراضی زراعی و باغهای موضوع این قانون كه بطور غیر مجاز اراضی و باغها را تغییر كاربری دهند علاوه بر الزام به پرداخت عوارض موضوع ماده 2 به پرداخت نقدی تا سه برابر بهای اراضی و باغها به قیمت روز زمین با كاربری جدید محكوم خواهند شد. در صورت تكرار جرم علاوه بر مجازات مذكور به حبس از یك ماه تا شش ماه محكوم خواهند شد. وزارت جهاد كشاورزی موظف است پرونده های متخلفین از این قانون را به مراجع قضایی ارسال تا مراجع مذكور دستور توقیف عملیات مربوط به موارد مذكور در این قانون را صادر و در خارج از نوبت رسیدگی و بر اساس ضوابط مربوط حكم قطعی صادر نمایند. نوشته شده توسط کارشناس | لینک ثابت | نظر بدهید نظر بدهید قانون تشكیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی كشور دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390 8:19 قانون تشكیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی كشور فصل اول ـ تشكیــلات فصـل دوم ـ انتخابـات الف ـ كیفیت انتخابات ب ـ شرایط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان ج ـ هیأت اجرایی و وظایف آنها د ـ هیأتهای نظارت و وظایف آنها هـ ـ تخلفات فصـل سوم ـ وظایف شوراهـا فصـل چهارم ـ ترتیب رسیدگی به تخلفـات فصـل پنجـم ـ سایر مقـررات فصل اول ـ تشكیــلات ماده 1ـ به منظور پیشبرد سریع برنامههای اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی، پرورشی و سایر امور رفاهی از طریق همكاری مردم و نظارت بر امور روستا، بخش، شهر و شهرك، شوراهایی به نام شورای اسلامی روستا، بخش، شهر و شهرك بر اساس مقررات این قانون تشكیل میشود. ماده 2ـ مقصود از «شورا» در این قانون شوراهای اسلامی روستا، بخش، شهر و شهرك میباشد. ماده 3ـ دوره فعالیت هر شورا از تاریخ تشكیل چهار سال خواهد بود و انتخاب مجدد آنان بلامانع است. ماده 4ـ تعداد اعضای شورای اسلامی روستاهای تا 1500 نفر جمعیت سه نفر و روستاهای بیش از 1500 نفر جمعیت و بخش پنج نفر خواهد بود. ماده 5ـ در هر بخش شورای بخش با اكثریت نسبی از بین نمایندگان منتخب شوراهای روستاهای واقع در محدوده بخش تشكیل میشود و در صورتی كه عضو معرفی شده از شورای روستا به عضویت اصلی و علیالبدل شورای بخش انتخاب شود از عضویت شورای روستا خارج نخواهد شد. ماده 6ـ شورای بخش پس از تشكیل حداقل سه چهارم شوراهای روستاهای تابع بخش تشكیل میگردد. تبصره ـ از یك روستا بیش از یك نفر نباید در شورای بخش حضور داشته باشد و در صورتی كه تعداد روستاهای بخش كمتر از پنج روستا باشد اعضای شورای بخش از میان مجموع اعضای شوراهای روستاها انتخاب خواهند شد و نهایت حداقل باید از هر روستا یك نفر انتخاب گردد. ماده 7ـ تعداد اعضای شوراهای اسلامی شهر و شهرك به شرح زیر تعیین میشود: الف ـ شهركها از دویست خانوار تا هزار خانوار، سه نفر و از هزار خانوار به بالا، 5 نفر. ب ـ شهرهای تا پنجاه هزار نفر، پنج نفر. ج ـ شهرهای بیش از 50 هزار تا دویست هزار نفر جمعیت، 7 نفر. د ـ شهرهای بیش از 200 هزار تا یك میلیون نفر جمعیت، 9 نفر. هـ ـ شهرهای بیش از یك میلیون نفر جمعیت، 11 نفر. و ـ شهر تهران، 15 نفر. تبصره ـ ملاك تشخیص جمعیت هر شهر و روستا آخرین سرشماری جمعیتی خواهد بود. ماده 8 ـ تعداد اعضای علیالبدل شوراها از دو تا شش نفر به تناسب تعداد اعضای اصلی هر شورا با اولویت از لحاظ تعداد آرا بعد از حائزین اكثریت قرار میگیرد. در صورتی كه تعداد داوطلبان كمتر از مجموع اعضای اصلی و علیالبدل باشد تعداد مازاد بر اعضای اصلی به عنوان اعضای علیالبدل انتخاب میشوند و در صورتی كه تعداد داوطلبان برای تشكیل شورا كمتر از تعداد اعضای اصلی باشد انتخابات برگزار نخواهد شد. ماده 9ـ هرگاه عضو یا اعضایی به هر دلیل از عضویت شورا خارج شوند، از اعضای علیالبدل برای عضویت در شورا به ترتیب آرا دعوت میشود. ماده 10ـ نمایندگان مجلس شورای اسلامی، استانداران، فرمانداران، بخشداران، دهیاران و مدیران كل و رؤسال ادارات میتوانند در جلسات شورای اسلامی حوزه مسئولیت خود بدون حق رأی شركت كنند. تبصره ـ شوراها در صورت ضرورت و بنا به دعوت دهیار، بخشدار و فرماندار ذیربط موظف به تشكیل جلسه فوقالعاده میباشند. این دعوت باید كتبی و با تعیین وقت قبلی و ذكر دستور جلسه باشد. ماده 11ـ در صورت دعوت شوراهای اسلامی روستا از دهیار، شهركها و شهرهای واقع در محدوده بخش از بخشدار و شهر مركز شهرستان از فرماندار، مقامات مذكور موظف به شركت در جلسات شورای مربوط میباشند. این دعوت باید كتبی و با تعیین وقت قبلی و ذكر دستور جلسه انجام پذیرد. در صورت خودداری مقامات مذكور از شركت در جلسات شورای مربوط بدون عذر موجه، توسط مسئول مافوق كتباً مورد تذكر و در صورت تكرار مورد توبیخ قرار خواهند گرفت. ماده 12ـ شورای روستا و شورای بخش در واحدها و عناصری از تقسیمات كشوری تشكیل میشود كه به ترتیب طبق مواد 2 و 3 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات كشوری به نام روستا و بخش شناخته شده باشند. ماده 13ـ در مجتمعهای مسكونی واقع در خارج از محدوده قانونی و حریم شهرها و روستاها كه واحدهای مسكونی آن به صورت مستقل یا آپارتمان قابل تملك اشخاص باشد و طبق مقررات شهرك خوانده شود شورایی به نام شورای اسلامی شهرك تشكیل میگردد. تبصره ـ مكانهای جمعیتی خارج از محدوده قانونی و حریم شهر كه حداقل دارای 200 خانوار بوده و عرفاً شهرك نامیده میشود بنا به تشخیص وزارت كشور و صرفاً به جهت ایجاد شورای اسلامی مشمول انجام امر انتخابات شورای اسلامی شهرك شده و وظایف و اختیارات مندرج در این قانون مربوط به شورای شهرك در آن اجرا و سایر مقررات مربوط به آن مكان تابع مقررات خاص خود میباشد. ماده 14ـ هر فرد میتواند فقط عضو یك شورا باشد. تبصره ـ اعضای شورای اسلامی روستا كه به عضویت اصلی و یا علیالبدل شورای اسلامی بخش انتخاب میشوند از شمول این ماده مستثنی هستند. ماده 15ـ جلسات شوراها با حضور دوسوم اعضای اصلی رسمیت مییابد و تصمیمات به اكثریت مطلق آرای حاضرین معتبر میباشد. ماده 16ـ اولین جلسه شوراها ظرف یك هفته بعد از قطعی شدن انتخابات به دعوت مسئولین واحدهای تقسیمات كشوری حوزههای انتخابیه و با ریاست مسنترین اعضا تشكیل میشود و از بین خود یك رئیس و یك نایب رئیس و حداقل یك منشی انتخاب مینمایند. فصـل دوم ـ انتخابـات الف ـ كیفیت انتخابات ماده 17ـ انتخاب اعضای شورای روستا و شهر و شهرك به صورت مستقیم، عمومی، با رأی مخفی و اكثریت نسبی آرا خواهد بود. تبصره ـ در صورتی كه آرای دو یا چند نفر از داوطلبان مساوی باشد اولویت با ایثارگران میباشد و در صورت نبودن افراد مذكور اولویت با فرد یا افرادی است كه دارای مدرك تحصیلی بالاتر هستند و در صورت یكسان بودن مدرك تحصیلی ملاك انتخاب قرعه است. ماده 18ـ در هر نوبت انتخابات هر شخص واجد شرایط حق دارد فقط یك بار در یك شعبه اخذ رأی با ارائه شناسنامه رأی دهد. ماده 19ـ در موارد زیر برگهای رأی باطل میشود ولی جزو آرای مأخوذه محسوب میگردد و مراتب در صورتجلسه قید و برگهای رأی مذكور ضمیمه صورت جلسه خواهد شد: الف ـ آرا ناخوانا باشد. ب ـ ارایی كه از طریق خرید و فروش بدست آمده باشد. ج ـ آرایی كه دارای نام رأی دهنده یا امضا یا اثر انگشت وی باشد. د ـ آرایی كه كلاً حاوی اسامی غیر از نامزدهای تأیید شده باشد. هـ ـ آرایی كه سفید به صندوق ریخته شده باشد. تبصره ـ چنانچه برگ رأی مشتمل بر اسامی خوانا و ناخوانا باشد فقط اسامی ناخوانا باطل خواهد بود. ماده 20 ـ در موارد زیر برگهای رأی باطل میشود و جزو آرای مأخوذه محسوب نمیگردد و مراتب در صورتجلسه قید و برگهای رأی مذكور ضمیمه صورتجلسه خواهد شد: الف ـ كل آرای صندوقی كه فاقد لاك و مهر انتخاباتی باشد. ب ـ كل آرای مندرج در صورتجلسهای كه صندوق اخذ رأی آن فاقد اوراق رأی یا برگهای تعرفه باشد. ج ـ آرایی كه زائد بر تعداد تعرفه باشد. د ـ آرایی كه فاقد مهر انتخاباتی باشد. هـ ـ آرایی كه روی ورقهای غیر از برگ رأی انتخاباتی نوشته شده باشد. و ـ آرای كسانی كه به سن قانونی رأی دادن نرسیده باشند. ز ـ آرایی كه با شناسنامه افراد فوت شده یا غیرایرانی اخذ شده باشد. ح ـ آرایی كه با شناسنامه غیر یا جعلی اخذ شده باشد. ط ـ آرایی كه با شناسنامه كسانی كه حضور ندارند اخذ شده باشد. ی ـ آرایی كه از طریق تهدید به دست آمده باشد. ك ـ آرایی كه با تقلب و تزویر «در تعرفهها، آرا، صورتجلسهها و شمارش» به دست آمده باشد. تبصره 1ـ آرای زاید مذكور در بند ج به قید قرعه از كل برگهای رأی كسر میشود. تبصره 2ـ چنانچه احراز شود كه رأی دهنده بیش از یك برگ رأی به صندوق ریخته باشد، همه اوراق وی باطل است و جزو آرای مأخوذه محسوب نخواهد شد. ماده 21ـ در صورتی كه در برگ رأی علاوه بر اسامی نامزدهای تأیید شده اسامی دیگر نوشته شده باشد، برگ رأی باطل نیست و فقط اسامی اضافه خوانده نمیشود. ماده 22ـ در صورتی كه اسامی نوشته شده در برگ رأی بیش از تعداد لازم باشد، اسامی اضافه از آخر خوانده نمیشود. ماده 23ـ در صورتی كه در برگ رأی نام یك داوطلب چند بار نوشته شده باشد فقط یك رأی برای او محسوب میشود. ماده 24ـ در حوزههای انتخابیهای كه تا ده نفر نامزد انتخاباتی داشته باشد نامزدها میتوانند به تنهایی یا اشتراك برای هر یك از شعبههای ثبت نام و اخذ رأی و در حوزههای انتخابیهای كه بیش از ده نفر نامزد داشته باشد برای هر پنج شعبه ثبت نام و اخذ رأی یك نفر نماینده جهت حضور در محل شعب اخذ رأی به هیأت اجرایی معرفی نمایند. تبصره ـ چنانچه نمایندگان كاندیداها تخلفی در شعب اخذ رأی مشاهده نمایند بدون دخالت مراتب را به هیأت اجرایی و نظارت كتباً اعلام خواهند نمود. ب ـ شرایط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان ماده 25ـ انتخاب كنندگان باید دارای شرایط زیر باشند: 1ـ تابعیت كشور جمهوری اسلامی ایران. 2ـ حداقل سن 15 سال تمام در روز اخذ رأی. 3ـ سكونت حداقل یك سال در محل اخذ رأی به استثنای شهرهای بالای یكصد هزار نفر جمعیت. تبصره ـ كسانی كه محل كار آنان خارج از محدوده حوزه انتخابیه باشد ولی افراد تحت تكفل آنان مانند همسر و فرزندان حداقل یكسال قبل از انتخابات در حوزه انتخابیه سكونت داشته باشند میتوانند در همان حوزه رأی دهند. ماده 26ـ انتخاب شوندگان هنگام ثبت نام باید دارای شرایط زیر باشند: الف ـ تابعیت كشور جمهوری اسلامی ایران. ب ـ حداقل سن 25 سال تمام. ج ـ سكونت حداقل یك سال متصل به زمان اخذ رأی در محل. د ـ اعتقاد و التزام عملی به اسلام و ولایت مطلقه فقیه. هـ ـ ابراز وفاداری به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. و ـ دارا بودن سواد خواندن و نوشتن به اندازه كافی. تبصره 1ـ اقلیتهای دینی شناخته شده در قانون اساسی به جای اسلام باید به اصول دین خود اعتقاد و التزام عملی داشته باشند. تبصره 2ـ اعضای شوراها باید در محدوده حوزه انتخابیه خود سكونت اختیار نمایند. تغییر محل سكونت هر یك از اعضای شورا از محدوده حوزه انتخابیه به خارج از آن موجب سلب عضویت خواهد شد. ماده 27ـ اعضای هیأتهای اجرایی و نظارت انتخابات شوراها از داوطلب شدن در حوزههای انتخابیه تحت مسئولیت خود محرومند. ماده 28ـ اشخاص زیر به واسطه مقام و شغل خود از داوطلب شدن برای شوراهای اسلامی به ترتیب ذیل محرومند: 1ـ رئیس جمهور و مشاورین و معاونین وی، وزراء، معاونین و مشاورین آنان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شورای نگهبان، رئیس قوه قضائیه و معاونین و مشاورین وی، رئیس دیوان عالی كشور، دادستان كل كشور و معاونین و مشاورین آنان، رئیس دیوان عدالت اداری، رئیس سازمان بازرسی كل كشور، شاغلین نیروهای مسلح، رؤسای سازمانها و ادارات عقیدتی سیاسی نیروهای مسلح، رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و معاونین وی، رؤسا و سرپرستان سازمانهای دولتی، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، رؤسای كل و مدیران عامل بانكها، رئیس جمعیت هلال احمر و معاونین وی، رئیس بنیاد مستضعفان و جانبازان، سرپرست بنیاد شهید، سرپرست بنیاد مسكن، سرپرست كمیته امداد امام، رؤسای سازمانها، مدیران عامل شركتهای دولتی (مانند شركت مخابرات، دخانیات...)، سرپرست نهضت سوادآموزی، رئیس سازمان نظام پزشكی ایران، مدیران كل تشكیلات ستادی وزارتخانهها و سازمانها و ادارات دولتی و سایر رؤسا، مدیران و سرپرستانی كه حوزه مسئولیت آنان به كل كشور تسری دارد، از عضویت در شوراهای اسلامی سراسر كشور محرومند مگر آنكه دو ماه قبل از ثبت نام، از سمت خود استعفا نموده و به هیچ وجه در آن پست شاغل نباشند. 2ـ استانداران و معاونین و مشاورین آنان، فرمانداران و معاونین آنان، بخشداران، مدیران كل ادارات استانداری، مدیران كل، سرپرستان ادارات كل، معاونین ادارات كل، دادستانها، دادیارها، بازپرسها، قضات، رؤسای دانشگاهها، رؤسای بانكها، رؤسا، سرپرستان و معاونین سازمانها و شركتهای دولتی و نهادها و مؤسسات دولتی و یا وابسته به دولت كه از بودجه عمومی به هر مقدار استفاده مینمایند و سایر رؤسا، مدیران و سرپرستان استان، شهرستان و بخش به ترتیب از عضویت در شوراهای اسلامی واقع در محدوده استان، شهرستان و بخش محرومند، مگر آنكه دو ماه قبل از ثبت نام، از سمت خود استعفا نموده و به هیچ وجه در آن پست شاغل نباشند. 3ـ شهرداران و مدیران مناطق و مؤسسات و شركتهای وابسته و شاغلین در شهرداری و مؤسسات و شركتهای وابسته به آن از عضویت در شورای اسلامی شهر محل خدمت محرومند، مگر آنكه دو ماه قبل از ثبت نام، از سمت خود استعفا نموده و به هیچ وجه در آن پست شاغل نباشند. ماده 29ـ اشخاص زیر از داوطلب شدن برای عضویت در شوراها محرومند: الف ـ كسانی كه در جهت تحكیم مبانی رژیم سابق نقش مؤثر و فعال داشتهاند به تشخیص مراجع ذیصلاح. ب ـ كسانی كه به جرم غصب اموال عمومی محكوم شدهاند. ج ـ وابستگان تشكیلاتی به احزاب، سازمانها و گروهكهایی كه غیرقانونی بودن آنها از طرف مراجع صالحه اعلام شده باشد. د ـ كسانی كه به جرم اقدام بر ضد جمهوری اسلامی ایران محكوم شدهاند. هـ ـ محكومین به ارتداد به حكم محاكم صالح قضایی. و ـ محكومین به حدود شرعی. ز ـ محكومین به خیانت و كلاهبرداری و غصب اموال دیگران به حكم محاكم صالح قضایی. ح ـ مشهوران به فساد و متجاهران به فسق. ط ـ قاچاقچیان مواد مخدر و معتادان به این مواد. ی ـ محجوران و كسانی كه به حكم دادگاه مشمول اصل (49) قانون اساسی باشند. ك ـ وابستگان به رژیم گذشته از قبیل (اعضای انجمنهای ده، شهر، شهرستان و استان و خانههای انصاف، رؤسای كانونهای حزب رستاخیز و حزب ایران نوین و نمایندگان مجلسهای سنا و شورای ملی سابق، كدخدایان و خوانین وابسته به رژیم گذشته). ماده 30ـ هیچ یك از داوطلبان عضویت در شوراها نمیتوانند همزمان در بیش از یك حوزه انتخابیه به عنوان داوطلب عضویت در شورا ثبت نام نمایند، در غیر اینصورت اسم آنان از فهرست داوطلبان حذف و از آن تاریخ به مدت چهار سال از داوطلب شدن در انتخابات شوراها محروم میگردند. ماده 31ـ در صورتی كه هر یك از شوراها به علت فوت، استعفا یا سلب عضویت اعضای اصلی و علیالبدل، فاقد حد نصاب لازم برای تشكیل جلسه گردد و بیش از شش ماه به پایان دوره مانده باشد وزارت كشور موظف است حداكثر ظرف دو ماه انتخابات میاندورهای جهت تكمیل تعداد اعضای اصلی و علیالبدل و ادامه فعالیت آن را برگزار نماید. ج ـ هیأت اجرایی و وظایف آنها ماده 32ـ به منظور برگزاری انتخابات شوراهای اسلامی شهر و شهرك، هیأت اجرایی شهرستان، به ریاست فرماندار و عضویت رئیس اداره ثبت احوال، رئیس اداره آموزش و پرورش و هفت نفر از معتمدان محدوده شهرستان تشكیل میشود. تبصره ـ برای تعیین هفت نفر معتمدان هیأت اجرایی، فرماندار 25 نفر از معتمدان اقشار مختلف مردم از كلیه شهرها و شهركهای محدوده شهرستان را انتخاب و پس از تأیید هیأت نظارت شهرستان، از آنان دعوت بعمل میآورد. ماده 33ـ برای برگزاری انتخابات شوراهای روستا، هیأت اجرایی بخش به ریاست بخشدار و عضویت نمایندگان دستگاههای مذكور در ماده (32) و مسئول جهاد سازندگی بخش و یا معاون مدیر جهاد سازندگی شهرستان و شش نفر از معتمدان محدوده بخش تشكیل میشود. تبصره ـ برای تعیین شش نفر معتمدان هیأت اجرایی، بخشدار 25 نفر از معتمدان اقشار مختلف مردم از روستاهای محدوده بخش را انتخاب و پس از تأیید هیأت نظارت بخش، از آنها دعوت بعمل میآورد. ماده 34ـ معتمدان منتخب موضوع مواد 32 و 33 به دعوت فرماندار و بخشدار (یا نماینده وی) ظرف دو روز پس از انتخاب تشكیل جلسه داده، پس از حضور دوسوم مدعوین (حداقل 17 نفر) از بین خود به ترتیب هفت و شش نفر را به عنوان معتمدان اصلی و هفت و شش نفر را به عنوان معتمدان علیالبدل هیأت اجرایی شهرستان و بخش با رأی مخفی و اكثریت نسبی آراء انتخاب مینمایند. ماده 35ـ فرماندار و بخشدار (یا نماینده وی) مكلف است به ترتیب هفت و شش نفر معتمد اصلی را برای شركت در جلسات هیأت اجرایی انتخابات دعوت نماید. ماده 36ـ جلسات هیأت اجرایی با حضور دوسوم اعضا رسمیت یافته و در صورت استعفا یا غیبت غیرموجه هر یك از معتمدین هیأت اجرایی در سه جلسه كه به منزله استعفا تلقی میگردد، فرماندار یا بخشدار (یا نماینده وی) از اعضای علیالبدل به ترتیب آراء به جای آنان دعوت خواهد نمود. تبصره 1ـ غیرموجه بودن غیبت با تصویب دوسوم اعضای هیأت اجرایی خواهد بود. تبصره 2ـ تصمیمات هیأت اجرایی با اكثریت آرای اعضای حاضر معتبر خواهد بود. تبصره 3ـ در صورتی كه با دعوت از اعضای علیالبدل، اكثریت حاصل نگردید، اعضای اداری هیأت اجرایی بقیه معتمدان (به ترتیب 11 و 13 نفر) را دعوت نموده تا كسری اعضا را از میان خود انتخاب نمایند. ماده 37ـ عضویت هر فرد در بیش از یك هیأت اجرایی به طور همزمان ممنوع است. ماده 38ـ اعضای اداری هیأت اجرایی تا زمانی كه از سمت اداری خود مستعفی یا بركنار نشدهاند، شخصاً مكلف به شركت در جلسات هیأت اجرایی میباشند و غیبت غیرموجه آنان در جلسات هیأت اجرایی تمرد از وظایف قانونی محسوب میگردد و فرماندار یا بخشدار (یا نماینده وی) موظف است بلافاصله پس از غیبت اعضای اداری هیأت اجرایی مراتب را با ذكر علت غیبت به مقام مافوق وی اعلام دارد. تبصره ـ در صورتیكه فرماندار بدون عذر موجه در جلسات شركت ننماید بقیه اعضای هیأت اجرایی موظفند، موضوع را صورتجلسه كرده و مراتب را به مقام مافوق گزارش نمایند. ماده 39ـ هیأتهای اجرایی در اسرع وقت تشكیل جلسه داده و پس از تعیین محل استقرار شعب ثبت نام و اخذ رأی، تعداد و محل شعب ثبت نام و اخذ رأی را صورتجلسه نموده و یك هفته قبل از روز اخذ رأی مبادرت به انتشار آگهی انتخابات حاوی تاریخ برگزاری انتخابات و اوقات اخذ رأی و شرایط انتخاب كنندگان و مقررات جزایی و محل شعب ثبت نام و اخذ رأی در حوزه انتخابیه مینمایند. ماده 40ـ هیأتهای اجرایی برای هر شعبه ثبت نام و اخذ رأی 5 نفر از معتمدین محل را كه دارای سواد خواندن و نوشتن باشند انتخاب و جهت صدور حكم به فرماندار و بخشدار حوزه انتخابیه معرفی مینمایند. تبصره 1ـ در صورتی كه در محل استقرار شعبه ثبت نام و اخذ رأی به تعداد كافی معتمد باسواد نباشد هیأت اجرایی میتواند افرادی را از خارج (حتیالامكان از محدوده همان بخش) برای آن شعبه انتخاب و به حكم فرماندار یا بخشدار اعزام نماید. تبصره 2ـ اعضای شعب ثبت نام و اخذ رأی از بین خود یك رئیس و یك نایب رئیس و سه نفر منشی انتخاب مینمایند. ماده 41ـ مأموران انتظامی در حدود قانون موظف به ایجاد نظم و جلوگیری از هرگونه بینظمی در جریان انتخابات و حفاظت صندوقهای رأی میباشند. نیروهای نظامی و انتظامی حق دخالت در امور اجرایی و نظارت در انتخابات را ندارند. ماده 42ـ هیأتهای اجرایی انتخابات شوراهای اسلامی مسئول صحت برگزاری انتخابات حوزه انتخابیه خود میباشند. ماده 43ـ هیأتهای اجرایی میتوانند برای بعضی از مناطق كه لازم باشد شعب سیار ثبت نام و اخذ رأی با ذكر مسیر حركت و محل توقف تعیین نمایند. ماده 44ـ هیأتهای اجرایی باید ترتیبی اتخاذ نمایند كه یك روز قبل از اخذ رأی، محل ثبت نام و اخذ رأی آماده باشد. ماده 45ـ فرماندار و بخشدار هر حوزه انتخابیه مكلف است پس از وصول دستور وزارت كشور مبنی بر شروع انتخابات و همزمان با تشكیل هیأت اجرایی تاریخ مراجعه داوطلبان عضویت در شوراهای اسلامی را ضمن انتشار آگهی به اطلاع كلیه اهالی حوزه انتخابیه برساند. تبصره 1ـ مهلت مراجعه داوطلبان به فرمانداری، بخشداری جهت اعلام داوطلبی هفت روز از تاریخ مقرر در آگهی ثبت نام میباشد. تبصره 2ـ شرایط انتخاب شوندگان و تاریخ شروع و خاتمه قبول برگ اعلام داوطلبی از طرف فرماندار، بخشدار در آگهی اعلام داوطلبی قید خواهد شد. ماده 46ـ هیأت اجرایی موظف است به منظور احراز شرایط مذكور در مواد 26 و 29 درباره هر یك از داوطلبان عضویت در شورای اسلامی شهر حسب مورد از مراجع ذیربط از قبیل اداره اطلاعات، نیروی انتظامی، دادگستری، ثبت احوال استعلام نماید. تبصره 1ـ چنانچه داوطلبان شركت در انتخابات شوراهای اسلامی روستا مظنون به داشتن یكی از موارد مذكور در ماده 29 باشند هیأت اجرایی مربوط موظف است حسب مورد از مراجع ذیربط مذكور در ماده فوق استعلام نماید. تبصره 2ـ مراجع مذكور در ماده فوق موظف هستند ظرف مدت 10 روز از تاریخ وصول استعلام نسبت به موارد استعلام كتباً پاسخ دهند. ماده 47ـ هیأتهای اجرایی پس از دریافت نتیجه رسیدگی به سوابق داوطلبان موظفاند ظرف مدت هفت روز به صلاحیت داوطلبان رسیدگی و نتیجه را اعلام نمایند. ماده 48ـ نظر هیأتهای اجرایی شهرستان، بخش مبنی بر تأیید یا ردّ صلاحیت داوطلبان حسب مورد با تأیید هیأتهای نظارت شهرستان، بخش معتبر است و چنانچه ظرف مدت هفت روز از تاریخ دریافت نتیجه رسیدگی به صلاحیت داوطلبان، هیأت نظارت مربوط درباره داوطلب یا داوطلبان نظر خود را اعلام نكند نظر هیأت اجرایی ملاك عمل خواهد بود. ماده 49ـ بررسی سوابق داوطلبان باید محرمانه انجام گیرد به طوری كه موجب هتك حیثیت و آبروی افراد نشود و بررسیها از محدوده موارد مذكور در مواد 26 و 27 و 28 و 29 و 30 این قانون خارج نگردد و افشای هرگونه اطلاعات دریافت شده توسط اعضای هیأتهای اجرایی و یا هر شخص دیگر ممنوع است. ماده 50ـ هیأتهای اجرایی مكلفاند در انجام وظایف خود بیطرفی كامل را رعایت نمایند و در صورت تخلف، فرماندار یا بخشدار موظف است با رأی اكثریت اعضای هیأت اجرایی نسبت به تعویض هر یك از معتمدین هیأت اجرایی و در مواردی كه انحلال هیأت اجرایی ضروری باشد با تأیید استاندار و هیأت نظارت استان اقدام نماید. تشكیل مجدد هیأت اجرایی با رعایت مقررات مندرج در این قانون انجام میگیرد و تصمیمات متخذه هیأت اجرایی منحله عنداللزوم وسیله هیأت اجرایی جدید قبل از انقضای مهلت قانونی رسیدگی به صلاحیت داوطلبان قابل تجدید نظر خواهد بود. تبصره 1ـ داوطلبان شركت در انتخابات شوراهای اسلامی روستا و شهر كه صلاحیت آنان در هیأت اجرایی رد شده است میتوانند ظرف مدت 4 روز از تاریخ اعلام اسامی نامزدهای انتخاباتی شكایت خود را به ترتیب داوطلبان شورای اسلامی روستا به هیأت نظارت شهرستان و داوطلبان شورای اسلامی شهر به هیأت نظارت استان تسلیم نمایند. تبصره 2ـ شاكیان میتوانند شكایت خود را ظرف مهلت مقرر به هیأت اجرایی مربوط نیز تسلیم نمایند. هیأت اجرایی موظف است بلافاصله شكایات دریافتی را به هیأت نظارت ذیربط ارسال نماید. تبصره 3ـ هیأت نظارت موظف است ظرف مدت 10 روز از تاریخ دریافت شكایات به آنها رسیدگی و نتیجه را به هیأت اجرایی مربوط اعلام نماید. نظر هیأت نظارت در این خصوص قطعی و لازمالاجرا است. تبصره 4ـ هیأت اجرایی موظف است پس از وصول نظریه هیأت نظارت، اسامی آن تعداد از داوطلبانی را نیز كه صلاحیت آنان مورد تأیید هیأت نظارت قرار گرفته است از طریق انتشار آگهی به اطلاع اهالی برساند. ماده 51ـ فرماندار یا بخشدار یا نمایندگان آنان مكلفاند فهرست اسامی نامزدهای تأیید شده انتخابات را ظرف 3 روز از طریق انتشار آگهی به اطلاع اهالی حوزه انتخابیه برسانند. ماده 52ـ هیأتهای اجرایی موظفاند از تاریخ اعلام نهایی صلاحیت داوطلبان تا دو روز پس از اعلام نتیجه اخذ رأی انتخابات شكایت واصله را بپذیرند و از تاریخ دریافت شكایات ظرف مدت پنج روز در جلسه مشترك هیأت اجرایی و هیأت نظارت به آنها رسیدگی و اخذ تصمیم نمایند. د ـ هیأتهای نظارت و وظایف آنها ماده 53ـ كیفیت نظارت بر انتخابات شوراهای اسلامی كشور طبق مواد 73 و 74 قانون اصلاح قانون تشكیلات شوراهای اسلامی كشوری و انتخابات شوراهای مزبور مصوب 29/4/1365 خواهد بود. ماده 54ـ اعلام نتیجه اخذ رأی انتخابات شوراهای اسلامی روستا و بخش به عهده بخشدار و در انتخابات شوراهای اسلامی شهر به عهده فرماندار خواهد بود. ماده 55ـ تأیید صحت انتخابات شوراهای روستا و بخش با هیأت نظارت بخش و اعلام آن توسط بخشدار انجام میگیرد. در این خصوص چنانچه كسی شكایت داشته باشد ظرف مدت دو روز به هیأت نظارت شهرستان ارسال و هیأت مذكور ظرف مدت 15 روز نظر نهایی خود را اعلام خواهد نمود. ماده 56ـ تأیید صحت انتخابات شوراهای شهر با هیأت نظارت شهرستان است و اعلام آن توسط فرماندار انجام میگیرد. در این خصوص چنانچه كسی شكایتی داشته باشد ظرف مدت دو روز به هیأت نظارت استان ارسال و هیأت مذكور ظرف مدت 15 روز نظر نهایی خود را اعلام خواهد نمود. ماده 57ـ توقف یا ابطال انتخابات یك یا چند شعبه اخذ رأی در روستاها به پیشنهاد هیأت نظارت شهرستان و تأیید هیأت نظارت استان خواهد بود. ماده 58ـ در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و شهرك توقف یا ابطال انتخابات یك یا چند شعبه اخذ رأی كه در سرنوشت انتخابات مؤثر باشد به پیشنهاد هیأت نظارت استان و تأیید هیأت مركزی نظارت خواهد بود. ماده 59ـ اقدامات هیأت نظارت شهرستان و هیأت نظارت استان نافی اختیارات هیأت مركزی نظارت نبوده و تصمیم هیأت مركزی نظارت قطعی و لازمالاجرا است. ماده 60ـ جلسات هیأت مركزی نظارت و هیأت نظارت شهرستانها با حضور 4 نفر از اعضا و جلسات هیأتهای نظارت استان و بخش با حضور كلیه اعضا تشكیل و مصوبات آنان با رأی اكثریت اعضا معتبر خواهد بود. تبصره 1ـ در صورت تساوی آرا در تصمیمگیریها، تصمیمی را كه رئیس جلسه با آن موافقت دارد معتبر است. تبصره 2ـ اعضای هیأتهای نظارت بخش و شهرستان و استان و ناظرین در شعب ثبت نام و اخذ رأی باید در انجام وظایف خود بیطرفی كامل را رعایت نمایند.در صورت تخلف، فرد متخلف توسط هیأت نظارت مافوق بركنار میشود و چنانچه اكثر اعضای هیأت نظارت بیطرفی كامل را رعایت نكنند هیأت متخلف توسط هیأت مركزی نظارت منحل خواهد شد. ماده 61ـ هیأت مركزی نظارت بر انتخابات شوراهای اسلامی، به طرق زیر نظارت خود را اعمال مینمایند: الف ـ گزارشهای وزارت كشور و بازرسیهای آن. ب ـ اعزام بازرسان مستقل در صورت لزوم برای رسیدگی به شكایات مربوط به هیأتهای اجرایی و مباشرین وزارت كشور. ج ـ رسیدگی نهایی شكایات و پروندهها و مدارك انتخابات. د ـ تعیین ناظر در تمام هیأتهای مربوط به انتخابات. تبصره ـ هیأتهای نظارت بر انتخابات شوراهای اسلامی میتوانند از كارمندان دولت در جهت نظارت بر انتخابات كمك بگیرند. ماده 62ـ هیأتهای اجرایی موظفاند هیأتهای نظارت مربوط را در جریان كلیه مراحل و امور انتخابات قرار دهند. ماده 63ـ در تمام مدتی كه انتخابات برگزار میشود هیأت مركزی نظارت در سراسر كشور و هیأت نظارت استان و شهرستان و هیأتهای بخش در حوزههای انتخابیه خود بر كیفیت انتخابات نظارت كامل خواهند داشت و در هر مورد كه سوء جریان یا تخلفی مشاهده كنند آنرا به بخشداران و فرمانداران اعلام و آنان موظفاند بنا به نظر هیأتهای مذكور طبق قانون انتخابات در رفع نواقص اقدام كنند و هیأتهای نظارت استانها مكلفاند مسائل مورد اختلاف را در همان استان حل نمایند و در صورتی كه مقامات وزارت كشور نظرات آنان را لحاظ ننمایند مراتب را جهت رسیدگی نهایی به هیأت مركزی نظارت گزارش خواهند كرد. ماده 64ـ وزارت كشور موظف است حداقل یك ماه قبل از صدور دستور شروع انتخابات در هر یك از حوزههای انتخابیه مراتب را به اطلاع و تأیید هیأت مركزی نظارت برساند. ماده 65ـ هیأتهای اجرایی موظفاند یك نسخه از صورتجلسه اقدامات خود را به ناظرین تسلیم نمایند. در هر مورد كه وجود امضای هیأتهای اجرایی در قانون انتخابات پیشبینی شده است امضای ناظرین نیز لازم است. ماده 66ـ وزارت كشور به منظور حسن انجام انتخابات میتواند مأمورینی جهت بازرسی و كنترل جریان انتخابات به طور ثابت یا سیار به حوزههای انتخابیه اعزام نماید. هـ ـ تخلفات ماده 67ـ ارتكاب هرگونه تقلب و تزویر در انتخابات و اعمال خلاف این قانون و آییننامه اجرایی آن از قبیل امور ذیل جرم محسوب میشود: الف ـ خرید و فروش رأی. ب ـ تقلب و تزویر در اوراق تعرفه یا برگ رأی یا صورتجلسه. ج ـ تهدید یا تطمیع در امر انتخابات. د ـ رأی دادن با شناسنامه جعلی. هـ ـ رأی دادن با شناسنامه دیگری. و ـ رأی دادن بیش از یك بار. ز ـ اخلال در امر انتخابات. ح ـ كم و زیاد كردن آرا و یا تعرفهها. ط ـ تقلب در رأیگیری یا شمارش آرا. ی ـ رأی گرفتن با شناسنامه كسی كه حضور ندارد. ك ـ توصیه به نوشتن اسم نامزد معین در ورقه از طرف اعضای شعبه اخذ رأی یا هر فرد دیگری در محل صندوق رأی. ل ـ تغییر و تبدیل یا جعل و یا ربودن و یا معدوم نمودن اوراق و اسناد انتخاباتی از قبیل تعرفه و برگ رأی، صورتجلسات، تلكسها، تلفنگرامها و تلگرافها. م ـ باز كردن و یا شكستن قفل محل نگهداری و لاك و مهر صندوقهای رأی بدون مجوز. ن ـ جابهجایی، دخل و تصرف و یا معدوم نمودن اسناد انتخاباتی بدون مجوز قانونی. س ـ دخالت در امر انتخابات با سند مجعول. ع ـ ایجاد رعب و وحشت برای رأی دهندگان یا اعضای شعبه ثبت نام و اخذ رأی با سلاح یا بدون سلاح در امر انتخابات. ف ـ دخالت در امر انتخابات با سمت مجعول یا به هر نحو غیرقانونی. ص ـ ممانعت از حضور نمایندگان نامزدها در شعب ثبت نام و اخذ رأی. ق ـ عدم رعایت بیطرفی و جانبداری از نامزد انتخاباتی توسط مجریان انتخابات و اعضای هیأتهای نظارت استان، شهرستان و بخش و ناظران شعب ثبت نام و اخذ رأی. تبصره ـ چنانچه وقوع جرایم مندرج در ماده فوق موجب گردد تا جریان انتخابات در یك یا چند شعبه ثبت نام و اخذ رأی از مسیر قانونی خود خارج شود و در نتیجه انتخابات مؤثر باشد مراتب جهت اخذ تصمیم به هیأت نظارت استان اعلام میگردد. فصـل سوم ـ وظایف شوراهـا ماده 68ـ وظایف و اختیارات شورای اسلامی روستا عبارتست از: الف ـ نظارت بر حسن اجرای تصمیمهای شورای اسلامی روستا. ب ـ بررسی و شناخت كمبودها، نیازها و نارساییهای موجود در روستا و تهیه طرحها و پیشنهادهای اصلاحی و عملی در این زمینهها و ارائه آن به مقامات مسئول ذیربط. ج ـ جلب مشاركت و خودیاری مردم و همكاری با مسئولین اجرایی وزارتخانهها و سازمانهایی كه در ارتباط با روستا فعالیت میكنند و ایجاد تسهیلات لازم جهت پیشبرد امور آنها. د ـ تبیین و توجیه سیاستهای دولت و تشویق و ترغیب روستاییان جهت اجرای سیاستهای مذكور. هـ نظارت و پیگیری اجرای طرحها و پروژههای عمرانی اختصاص یافته به روستا. و ـ همكاری با مسئولان ذیربط برای احداث، اداره، نگهداری و بهرهبرداری از تأسیسات عمومی، اقتصادی، اجتماعی و رفاهی مورد نیاز روستا در حدود امكانات. ز ـ كمكرسانی و امداد در مواقع بحرانی و اضطراری مانند جنگ و وقوع حوادث غیرمترقبه و نیر كمك به مستمندان و خانوادههای بیسرپرست با استفاده از خودیاریهای محلی. ح ـ تلاش برای رفع اختلافات افراد و محلات و حكمیت میان آنها. ط ـ ایجاد زمینه مناسب جهت اجرای مقررات بهداشتی و حفظ نظافت و تأمین بهداشت محیط. ی ـ همكاری با نیروهای انتظامی جهت برقراری امنیت و نظم عمومی. ك ـ ایجاد زمینه مناسب و جلب مشاركت عمومی در جهت اجرای فعالیتهای تولیدی وزارتخانهها و سازمانهای دولتی. ل ـ جلب مشاركت و همكاری عمومی در انجام امور فرهنگی و دینی. م ـ انتخاب فردی ذیصلاح به سمت دهیار برای مدت چهار سال بر اساس آییننامه مربوط و معرفی به بخشدار جهت صدور حكم. تبصره ـ عزل دهیار با رأی اكثریت اعضای شورای اسلامی روستا بر اساس آییننامه مربوط انجام میشود و به بخشدار جهت صدور حكم عزل اعلام میگردد. ماده 69ـ وظایف دهیار به شرح زیر میباشد: 1ـ اجرای تمامی مصوبات شورای اسلامی روستا. 2ـ همكاری با نیروهای انتظامی و ارسال گزارش پیرامون وقوع جرائم و مقررات خدمت وظیفه عمومی و حفظ نظم عمومی و سعی در حل اختلافات محلی. 3ـ اعلام فرامین و قوانین دولتی. 4ـ مراقبت و حفظ و نگهداری تأسیسات عمومی و عمرانی و اموال و داراییهای روستا. 5ـ همكاری با سازمانها و نهادهای دولتی و ایجاد تسهیلات لازم در جهت ایفای وظایف آنان. 6ـ مراقبت در اجرای مقررات بهداشتی و حفظ نظافت و ایجاد زمینه مناسب برای تأمین بهداشت محیط. 7ـ همكاری مؤثر با سازمان ثبت احوال در جهت ثبت موالید و متوفیات. 8ـ همكاری مؤثر با مسئولین ذیربط در جهت حفظ و نگهداری منابع طبیعی واقع در محدوده و حریم روستا. ماده 70ـ وظایف و اختیارات شورای اسلامی بخش به شرح زیر است: الف ـ بررسی و آگاهی از مشكلات و كمبودهای اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی و سایر امور رفاهی بخش و ارائه طرحها و پیشنهادهای اصلاحی به مسئولین اجرایی. ب ـ همكاری با مسئولین اجرایی به منظور پیشبرد كارها و برنامههای عمرانی منطقه از قبیل ایجاد و مرمت راههای اصلی و فرعی بخش، برقرسانی، لولهكشی آب آشامیدنی، كانالكشی آب زراعی، قنوات، لایروبی نهرها، تعمیر مساجد، زیارتگاهها، حسینیهها و تكایا و امور مربوط به حفظ و عمران مزارع، باغها، مراتع و جنگلها با هماهنگی مسئولین زیربط منطقه و سازمانهای مملكتی. ج ـ همكاری با مسئولین اجرایی كشور و منطقه و شوراهای اسلامی روستایی جهت انجام خدمات عمومی، انتخابات سراسری و محلی، سرشماریهای جمعیتی، زراعی، دامی، صنعتی و مانند اینها. د ـ همكاری با مسئولین امر برای تهیه و تنظیم شناسنامه بخش از طریق جمعآوری اطلاعات و آمار لازم بر اساس مشخصات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و منابع طبیعی منطقه. هـ ـ ایجاد هماهنگی لازم بین شوراهای اسلامی روستایی واقع در بخش. و ـ نظارت بر طرحهای عمرانی منطقه و حفظ و نگهداری و بهرهبرداری از تأسیسات و تجهیزات عمومی و عمرانی، مزارع و مراتع و جنگلهای خارج از حیطه روستاهای موجود در بخش. ز ـ نظارت بر شوراهای روستایی به منظور رعایت وظایف قانونی. ح ـ حكمیت در اختلافات میان دو یا چند روستا یا شوراهای اسلامی روستایی واقع در بخش با یكدیگر در مواردی كه قابل پیگیری قضایی نیست. ط ـ پیگیری موارد تجاوز به حقوق عمومی در مواردی كه شاكی ندارد از طریق مقامات ذیصلاح. ی ـ رسیدگی به امور عمومی بخش یا اموری كه خارج از حیطه اختیارات و وظایف شوراهای اسلامی روستاست. ك ـ رسیدگی و پیگیری مشكلات اهالی، مزارع مستقل و آبادیهای زیر بیست خانوار كه فاقد شورای اسلامی روستا میباشند. ل ـ جلب خودیاری اهالی روستاها جهت تأمین هزینههای مربوط به شوراها و اداره دهیاریها. م ـ همكاری با نیروهای انتظامی جهت برقراری امنیت و نظم عمومی. ماده 71ـ وظایف شورای اسلامی شهر به شرح زیر است: 1ـ انتخاب شهردار برای مدت چهار سال. تبصره 1ـ شورای اسلامی شهر موظف است بلافاصله پس از رسمیت یافتن نسبت به انتخاب شهردار واجد شرایط اقدام نماید. تبصره 2ـ شهردار نمیتواند همزمان عضو شورای شهر باشد. تبصره 3ـ نصب شهرداران در شهرها با جمعیت بیشتر از دویست هزار نفر و مراكز استان بنا به پیشنهاد شورای شهر و حكم وزیر كشور و در سایر شهرها به پیشنهاد شورای شهر و حكم استاندار صورت میگیرد. تبصره 4ـ دوره خدمت شهردار در موارد زیر خاتمه میپذیرد: الف ـ استعفای كتبی با تصویب شورا. ب ـ بركناری توسط شورای شهر با رعایت مقررات قانونی. ج ـ تعلیق طبق مقررات قانونی. د ـ فقدان هر یك از شرایط احراز سمت شهردار به تشخیص شورای شهر. 2ـ بررسی و شناخت كمبودها، نیازها و نارساییهای اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، بهداشتی، اقتصادی و رفاهی حوزه انتخابیه و تهیه طرحها و پیشنهادهای اصلاحی و راهحلهای كاربردی در این زمینهها جهت برنامهریزی و ارائه آن به مقامات مسئول ذیربط. 3ـ نظارت بر حسن اجرای مصوبات شورا و طرحهای مصوب در امور شهرداری و سایر سازمانهای خدماتی در صورتی كه این نظارت مخل جریان عادی این امور نگردد. 4ـ همكاری با مسئولین اجرایی و نهادها و سازمانهای مملكتی در زمینههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، اقتصادی و عمرانی بنا به درخواست آنان. 5ـ برنامهریزی در خصوص مشاركت مردم در انجام خدمات اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، فرهنگی، آموزشی و سایر امور رفاهی با موافقت دستگاههای ذیربط. 6ـ تشویق و ترغیب مردم در خصوص گسترش مراكز تفریحی، ورزشی و فرهنگی با هماهنگی دستگاههای ذیربط. 7ـ اقدام در خصوص تشكیل انجمنها و نهادهای اجتماعی، امدادی، ارشادی و تأسیس تعاونیهای تولید و توزیع و مصرف، نیز انجام آمارگیری، تحقیقات محلی و توزیع ارزاق عمومی با توافق دستگاههای ذیربط. 8ـ نظارت بر حسن اداره و حفظ سرمایه و داراییهای نقدی، جنسی و اموال منقول و غیرمنقول شهرداری و همچنین نظارت بر حساب درآمد و هزینه آنها به گونهای كه مخل جریان عادی امور شهرداری نباشد. 9ـ تصویب آییننامههای پیشنهادی شهرداری پس از رسیدگی به آنها با رعایت دستورالعملهای وزارت كشور. 10ـ تأیید صورت جامع درآمد و هزینه شهرداری كه هر شش ماه یكبار توسط شهرداری تهیه میشود و انتشار آن برای اطلاع عموم و ارسال نسخهای از آن به وزارت كشور. 11ـ همكاری با شهرداری جهت تصویب طرح حدود شهر با رعایت طرحهای هادی و جامع شهرسازی پس از تهیه آن توسط شهرداری با تأیید وزارت كشور و وزارت مسكن و شهرسازی. 12ـ تصویب بودجه، اصلاح و متمم بودجه و تفریغ بودجه سالانه شهرداری و مؤسسات شركتهای وابسته به شهرداری با رعایت آییننامه مالی شهرداریها و همچنین تصویب بودجه شورای شهر. تبصره ـ كلیه درآمدهای شهرداری به حسابهایی كه با تأیید شورای شهر در بانكها افتتاح میشود واریز و طبق قوانین مربوطه هزینه خواهد شد. 13ـ تصویب وامهای پیشنهادی شهرداری پس از بررسی دقیق نسبت به مبلغ، مدت و میزان كارمزد. 14ـ تصویب معاملات و نظارت بر آنها اعم از خرید، فروش، مقاطعه، اجاره و استیجاره كه به نام شهر و شهرداری صورت میپذیرد با در نظر گرفتن صرفه و صلاح و با رعایت مقررات آییننامه مالی و معاملات شهرداری. تبصره ـ به منظور تسریع در پیشرفت امور شهرداری، شورا میتواند اختیار تصویب و انجام معاملات را تا میزان معینی با رعایت آییننامه معاملات شهرداری به شهردار واگذار نماید. 15ـ تصویب اساسنامه مؤسسات و شركتهای وابسته به شهرداری با تأیید و موافقت وزارت كشور. 16ـ تصویب لوایح برقراری یا لغو عوارض شهر و همچنین تغییر نوع و میزان آن با در نظر گرفتن سیاست عمومی دولت كه از سوی وزارت كشور اعلام میشود. 17ـ نظارت بر حسن جریان دعاوی مربوط به شهرداری. 18ـ نظارت بر امور بهداشت حوزه شهر. 19ـ نظارت بر امور تماشاخانهها، سینماها، و دیگر اماكن عمومی، كه توسط بخش خصوصی، تعاونی و یا دولتی اداره میشود با وضع و تدوین مقررات خاص برای حسن ترتیب، نظارت و بهداشت این قبیل مؤسسات بر طبق پیشنهاد شهرداری و اتخاذ تدابیر احتیاطی جهت جلوگیری از خطر آتشسوزی و مانند آن. 20ـ تصویب مقررات لازم جهت اراضی غیرمحصور شهری از نظر بهداشت و آسایش عمومی و عمران و زیبایی شهر. 21ـ نظارت بر ایجاد گورستان، غسالخانه و تهیه وسایل حمل اموات مطابق با اصول بهداشت و توسعه شهر. 22ـ وضع مقررات و نظارت بر حفر مجاری و مسیرهای تأسیسات شهری. 23ـ نظارت بر اجرای طرحهای مربوط به ایجاد و توسعه معابر، خیابانها، میادین و فضاهای سبز و تأسیسات عمومی شهر بر طبق مقررات موضوعه. 24ـ تصویب نامگذاری معابر، میادین، خیابانها، كوچه و كوی در حوزه شهری و همچنین تغییر نام آنها. 25ـ تصویب مقررات لازم به پیشنهاد شهرداری جهت نوشن هر نوع مطلب و یا الصاق هر نوع نوشته و آگهی و تابلو بر روی دیوارهای شهر با رعایت مقررات موضوعه و انتشار آن برای اطلاع عموم. 26ـ تصویب نرخ خدمات ارائه شده توسط شهرداری و سازمانهای وابسته به آن با رعایت آییننامه مالی و معاملات شهرداریها. 27ـ تصویب نرخ كرایه وسایل نقلیه درون شهری. 28ـ وضع مقررات مربوط به ایجاد و اداره میدانهای عمومی توسط شهرداری برای خرید و فروش مایحتاج عمومی با رعایت مقررات موضوعه. 29ـ وضع مقررات لازم در مورد تشریك مساعی شهرداری با ادارات و بنگاههای ذیربط برای دایر كردن نمایشگاههای كشاورزی، هنری، بازرگانی و غیره. تبصره 1ـ در كلیه قوانین و مقرراتی كه انجمن شهر عهدهدار وظایفی بوده است شورای اسلامی شهر با رعایت مقررات این قانون بعد از یك سال از تاریخ تصویب جانشین انجمن شهر خواهد بود. تبصره 2ـ وزارت خانهها و مؤسسات دولتی و وابسته به دولت و سازمانهایی كه شمول قانون بر آنها مستلزم ذكر نام است موظفاند در طول مدت یك سال مذكور در تبصره فوق با بررسی قوانین و مقررات مربوط به خود هركجا نامی از انجمن شهر سابق آمده و وظایفی را به آن محول نموده است جهت اصلاح این گونه موارد لایحه اصلاحی به مجلس شورای اسلامی ارائه نمایند. ماده 72ـ شرایط احراز تصدی سمت شهردار طبق آییننامه خواهد بود كه بنا به پیشنهاد وزارت كشور به تصویب هیئت دولت خواهد رسید. ماده 73ـ چنانچه یك یا چند نفر از اعضای شورای شهر به عملكرد شهردار یا عملیات شهرداری اعتراض یا ایرادی داشته باشند ابتدا توسط رئیس شورا موارد را به صورت روشن به شهردار تذكر خواهند داد. در صورت عدم رعایت مفاد مورد تذكر، موضوع به صورت سؤال مطرح میشود كه در این صورت رئیس شورا سئوال را كتباً به شهردار اطلاع خواهد داد و حداكثر ظرف ده روز پس از ابلاغ، شهردار موظف به حضور در جلسه عادی یا فوقالعاده شورا و پاسخ به سئوال میباشد. چنانچه شهردار از حضور استنكاف ورزیده و یا پاسخ وی قانع كننده تشخیص داده نشود طی جلسه دیگری موضوع مجدداً به صورت استیضاح كه حداقل به امضای یك سوم اعضای شورا رسیده باشد، ارائه میشود. فاصله بین ابلاغ تا تشكیل جلسه كه از طرف رئیس شورا تعیین خواهد شد حداكثر ده روز خواهد بود. شورا پس از طرح سئوال یا سئوالات و جواب شهردار رأی موافق یا مخالف خواهد داد. در صورتی كه شورا با اكثریت دوسوم كل اعضا رأی مخالف دهد شهردار از كار بركنار و فرد جدیدی از سوی شورا انتخاب خواهد شد. تبصره ـ در فاصله بین صدور رأی عدم اعتماد و بركناری شهردار و یا خاتمه خدمت شهردار تا انتخاب فرد جدید كه نباید بیش از سه ماه به طول انجامد یكی از كاركنان شهرداری با انتخاب شورای شهر عهدهدار و مسئول اداره امور شهرداری خواهد بود. ماده 74ـ شورای شهر و یا هر یك از اعضا حق ندارند در نصب و عزل كاركنان شهرداری مداخله كنند و یا به آنها دستور بدهند. ماده 75ـ كلیه اموال منقول و غیرمنقول در اختیار شورای اسلامی شهر متعلق به شهرداری مربوطه است و نیازهای مالی و تداركاتی شورا از طریق بودجه شهرداری همان شهر تأمین میگردد. ماده 76ـ به استثنای مواردی كه مربوط به شهرداری میباشد وظایف شورای اسلامی شهرك همانند وظایف شورای اسلامی شهر خواهد بود. ماده 77ـ شورای اسلامی شهر و بخش میتوانند نسبت به وضع عوارض متناسب با تولیدات و درآمدهای اهالی به منظور تأمین بخشی از هزینههای خدماتی و عمرانی مورد نیاز شهر و روستا طبق آییننامه مصوب هیأت وزیران اقدام نمایند. تبصره ـ عوارض یك ماه پس از ارسال هر مصوبه به وزارت كشور قابل وصول است. وزیر كشور میتواند در هر مقطعی كه وصول هر نوع عوارض را منطبق بر آییننامه مصوب نداند نسبت به اصلاح یا لغو آن اقدام نماید. ماده 78ـ شوراهای اسلامی شهر و بخش و روستا موظفاند یك نسخه از كلیه مصوبات خود را حسب مورد جهت اطلاع به فرماندار، بخشدار حوزه انتخابیه خود و سازمانهای مربوط ارسال نمایند. فصـل چهارم ـ ترتیب رسیدگی به تخلفـات ماده 79ـ به منظور رسیدگی به شكایات مبنی بر تخلفات و اعتراضات شوراها هیأتهایی به نام هیأت حل اختلاف و رسیدگی به شكایات به ترتیب زیر تشكیل میشود: الف ـ هیأت مركزی حل اختلاف و رسیدگی به شكایات به عضویت یكی از معاونین رئیس جمهور، معاون سیاسی اجتماعی وزارت كشور، یكی از معاونین رئیس قوه قضائیه به انتخاب رئیس این قوه، یكی از معاونین دادستان كل به انتخاب دادستان كل، سه نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی (دو نفر از اعضای كمیسیون شوراها و امور داخلی كشور و یك نفر از اعضای كمیسیون اصول 88 و 90 قانون اساسی). ب ـ هیأت حل اختلاف و رسیدگی به شكایات استان به عضویت استاندار، عالیترین مقام قضایی استان، دو نفر به انتخاب هیأت مركزی حل اختلاف و رسیدگی به شكایات و یك نفر از اعضای شورای اسلامی شهر مركز استان به انتخاب شورا. تبصره 1ـ در صورتی كه موضوع مورد رسیدگی مربوط به شورای شهر مركز استان باشد. نماینده شورای شهر دیگری كه از حیث جمعیت بزرگترین شهر استان محسوب میشود عضویت خواهد داشت. تبصره 2ـ هیأت حل اختلاف و رسیدگی به شكایات استان در صورت نیاز و با تأیید هیأت مركزی حل اختلاف و رسیدگی به شكایات میتواند نسبت به تشكیل هیأت حل اختلاف و رسیدگی به شكایات شهرستان مركب از سه نفر به انتخاب هیأت استان اقدام نماید. تبصره 3ـ دبیرخانه هیأت مركزی در وزارت كشور میباشد و معاون سیاسی اجتماعی وزیر كشور به عنوان دبیر هیأت خواهد بود. هیأت در اولین جلسه یك رئیس و یك نایب رئیس از بین خود انتخاب خواهند نمود. ماده 80 ـ در صورتی كه مصوبات شوراها مغایر با وظایف و اختیارات قانونی آنها و مغایر قوانین عمومی كشور باشد مسئولان اجرایی مربوط میتوانند با ذكر مورد و به طور مستدل حداكثر ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ مصوبه اعتراض خود را به اطلاع شورا رسانده و درخواست تجدیدنظر نمایند. شورا موظف است یك هفته از تاریخ وصول اعتراض تشكیل جلسه دهد و به موضوع رسیدگی و اعلام نظر نماید. در صورتی كه شورا در بررسی مجدد از رأی قبلی خود نسبت به مصوبه مورد اختلاف عدول نماید موضوع به هیأت حل اختلاف استان ارجاع میشود. هیأت مزبور مكلف است ظرف 15 روز به موضوع رسیدگی و اعلام نظر نماید. نظریه این هیأت در صورتی كه در جهت لغو مصوبات شورای شهرها باشد در صورت تأیید هیأت مركزی حل اختلاف قطعی و لازمالاجرا خواهد بود. ماده 81 ـ هرگاه شورا اقداماتی برخلاف وظایف مقرر یا مخالف مصالح عمومی كشور و یا حیف و میل و تصرف غیرمجاز در اموالی كه وصول و نگهداری آن را به نحوی به عهده دارد انجام دهد به پیشنهاد كتبی فرماندار موضوع جهت انحلال شورا به هیأت حل اختلاف استان ارجاع میگردد و هیأت مذكور به شكایات و گزارشها رسیدگی و در صورت احراز انحراف هر یك از شوراهای روستاها، آن را منحل مینماید و در مورد سایر شوراها در صورت انحراف از وظایف قانونی، بنا به پیشنهاد هیأت استان و تصویب هیأت حل اختلاف مركزی منحل میگردند. تبصره ـ هر یك از شوراهای منحل شده در صورت اعتراض به انحلال میتوانند به دادگاه صالح شكایت نمایند و دادگاه مكلف است خارج از نوبت به موضوع رسیدگی و رأی قطعی صادر نماید. ماده 82 ـ سلب عضویت در مورد اعضای شوراهای روستا و بخش و شهرك، با تصویب هیأت حل اختلاف استان و در مورد شورای شهرها با پیشنهاد هیأت حل اختلاف استان و تصویب هیأت حل اختلاف مركزی خواهد بود. فرد یا افرادی كه سلب عضویت میگردند میتوانند به دادگاه صالح شكایت نمایند. دادگاه مذكور خارج از نوبت به موضوع رسیدگی و رأی آن قطعی و لازمالاجرا خواهد بود. فصـل پنجـم ـ سایر مقـررات ماده 83 ـ در حوزههایی كه انتخابات آنها بر اساس ماده 84 متوقف یا طبق مواد 57 و 58 باطل یا بر اساس ماده 81 این قانون، شورای آن منحل شده است، انتخابات برای تشكیل شورا باید حداكثر ظرف دو ماه برگزار شود. ماده 84 ـ در حوزههای انتخابیهای كه به علت بروز حوادث غیرمترقبه و مسایل سیاسی و امنیتی برگزاری انتخابات امكانپذیر نباشد، انتخابات آن حوزهها تا رفع موانع متوقف میشود. تشخیص این موانع با وزیر كشور میباشد. ماده 85 ـ هرگاه انتخابات هر یك از شوراهای شهر و شهرك و بخش بنا به دلایل ذكر شده متوقف و یا پس از تشكیل طبق مقررات قانونی منحل شود تا برگزاری انتخابات مجدد و تشكیل شورای جدید، استاندار جانشین آن شورا خواهد بود. تبصره 1ـ جانشین شورای شهر تهران، وزیر كشور خواهد بود. تبصره 2ـ جانشین شورای روستا، شورای بخش میباشد. ماده 86 ـ كلیه وزارت خانهها، سازمانها، ادارات دولتی و مؤسسات وابسته به دولت و نهادها و كلیه سازمانهایی كه شمول قانون بر آنها مستلزم ذكر نام است موظفاند حسب درخواست وزارت كشور، استانداران، فرمانداران و بخشداران، كاركنان و سایر امكانات خود را تا خاتمه انتخابات در اختیار آنان قرار دهند. مدت همكاری كاركنان مذكور جزو مأموریت نامبردگان محسوب خواهد شد. ماده 87 ـ هزینه برگزاری انتخابات شوراها از شمول قانون محاسبات عمومی مستثنی است. ماده 88 ـ سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مكلف است برنامههای آموزشی انتخاباتی را كه وزارت كشور و شوراهای نظارت انتخابات ضروری تشخیص میدهد، همچنین كلیه اعلامیهها و اطلاعیههای مربوط به انتخابات را از شبكه سراسری یا محلی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش نماید. تبصره ـ كلیه وزارتخانهها و سازمانها و نهادها و مؤسسات دولتی موظفاند به منظور توجیه و آگاه نمودن مردم از چگونگی انتخابات شوراها، با وزارت كشور همكاری نمایند. ماده 89 ـ رسیدگی به تخلفات مأمورین نظامی و انتظامی از مفاد این قانون حسب مورد بر عهده هیأتهای رسیدگی به تخلفات مأمورین مزبور مندرج در قوانین مربوط خواهد بود. ماده 90ـ نحوه فعالیتهای تبلیغاتی انتخابات، مدت زمان تبلیغات، محدودیتها و ممنوعیتها و سایر شرایط و مقررات مربوط را آییننامه اجرایی این قانون تعیین خواهد نمود. ماده 91ـ حداكثر ظرف یكسال پس از تصویب این قانون، كلیه شوراها در سراسر كشور باید تشكیل شده باشد. ماده 92ـ كلیه قوانین و مقررات مغایر با این قانون لغو میگردد. ماده 93ـ كلیه وجوه و سپردههای انجمنهای محله ده و شهرستان نزد بانكها و نیز اموال منقول و غیرمنقول آنها حسب مورد در اختیار شوراهای اسلامی روستا و شهر قرار میگیرد تا در جهت عمران و آبادی و مصالح مردم همان محل صرف گردد. ماده 94ـ وزارت كشور مسئول اجرای این قانون است و موظف است ظرف دو ماه آییننامههای اجرایی مورد نیاز را تهیه و هیأت وزیران موظف است ظرف مدن سه ماه پس از تصویب این قانون خارج از نوبت آییننامههای مذكور را تصویب نماید. قانون فوق مشتمل بر نودوچهار ماده و پنجاه و یك تبصره در جلسه علنی روز سهشنبه مورخ اول خردادماه یكهزار و سیصد و هفتاد و پنج مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 23/3/1375 به تأیید شورای نگهبان رسیده است. : مرتبه [ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 6:0 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
فصل سوم ـ نحوه خرید و تملک زمینها ماده 10 ـ در مورد زمینهای موات که در اختیار واجدین شرایط موضوع ماده (7) قانون قرار گرفته و بعدا مورد نیاز طرحی باشد ، دستگاه مجری طرح مکلف است نسبت به واگذاری زمین عوض یا پرداخت قیمت عادله آن به انتخاب فردی که زمین را در اختیار داشته اقدام نماید. ماده 11 ـ برای تملک زمینهای بایر و دایر از سوی دولت و شهرداریها و کلیه دستگاه هایی که طبق قانون ، حق خرید و تملک دارند ، رعایت ضوابط زیرضروری است الف ـ دستگاه تملککننده دارای طرح مصوب بوده و اعتبار خرید زمین نیز تامین شده باشد. ب ـ بالاترین مقام اجرایی دستگاه تملککننده نیاز به تملک زمین را تایید نماید. ج ـ وزارت مسکن و شهرسازی عدم امکان تامین زمین مناسب را از زمینهای موات و دولتی در آن شهر اعلام نموده باشد. د ـ در شهرهایی که دارای طرحهای مصوب شهری است ، کاربری زمین مورد نیاز ، منطبق با طرح باشد. ماده 12 ـ تشخیص نیاز برای تملک زمین بایر یا دایر و میزان آن برای احداث واحدهای مسکونی یا واگذاری زمین جهت احداث مسکن و سایر نیازهای مربوط به آنها و همچنین تطبیق میزان زمینهای معوض مورد نیاز طرحهای سایر دستگاهها با طرح مربوط در شهرهای مشمول با وزارت مسکن وشهرسازی است که با در نظر گرفتن اراضی موات و دولتی ظرف یک ماه از تاریخ دریافت استعلام ، اعلام نظر خواهد کرد. تبصره ـ تشخیص زمینهای مورد نیاز طرحهای سایر دستگاهها در شهرهای یاد شده در قانون ، با دستگاه مربوط است. ماده 13 ـ در مواردی که شماره پلاک و مشخصات ثبتی زمین مورد تملک ، مشخص نباشد ، دستگاه تملک کننده محل زمین محدوده مورد نیاز خود را درمحل مشخص نموده و قبل از انتشار آگهی تملک ، نقشه محدوده را بر روی نقشه های هوایی ـ در شهرهایی که نقشه هوایی وجود دارد ـ به اداره ثبت محل ارسال مینماید. اداره ثبت مکلف است با در نظرگرفتن امکانات و حداکثر ظرف یک ماه ، مشخصات پلاک های ثبتی یا تفکیکی و نقشه پلاک بندی وجریان ثبتی و نام آخرین مالک را براساس سوابق موجود درخصوص محدوده مورد نظر ، طبق صورت مجلس تنظیمی بین نماینده اداره ثبت و نمایندهدستگاه تملک کننده ، به مرجع تملککننده ارسال نماید. در این صورت پس از انتشار آگهی و اعلان محدوده مورد نظر ، چنانچه مالکین در مهلت تعیین شده جهت انتقال ملک خود مراجعه ننمایند یا زمین مشاعی بوده و برخی از مالکین مشاع مراجعه نکنند و به طور کلی ، در تمام موارد مندرج در تبصره (6) ماده (9) قانون ، ضمن تودیع بهای زمین مورد تملک به صندوق ثبت سند انتقال ، حسب مورد از طرف وزارت مسکن و شهرسازی یا شهرداری به قایم مقامی مالک یا مالکین امضا میگردد تا در موقع مراجعه مالکین با احتساب و کسر مالیات ها و هزینه های تعلق گرفته مبلغ مورد معامله به آنها پرداخت شود. تبصره 1 ـ چنانچه مالک یا مالکین درخواست زمین عوض خارج از محدوده مورد عمل این قانون بنمایند و امکان واگذاری وجود داشته باشد ، پس ازانتخاب زمین و رضایت مالک یا مالکین به اخذ آن ، اداره ثبت ، مبلغ تودیع شده را به مرجع تملک کننده مسترد مینماید تا زمین عوض واگذار شود. تبصره 2 ـ ادارات ثبت مکلفند حسب درخواست مرجع تملککننده زمین و موافقت کتبی شهرداریها و سایرسازمانهای ذیربط ، سند تجمیعی پلاک های محدوده مورد تملک را که ضمنا دربرگیرنده معابر ، مسیل ها ، انهار متروک ، حریمها ، موارد مشابه داخل آن و املاک مجهول المالک ـ از نظر مقررات ثبتی ـ نیزباشد ، طبق مقررات مربوط صادر نمایند. در صورتی که در محدوده مورد تجمیع زمین موات یا ملی شده وجود داشته باشد ، سند مالکیت تجمیعی با نظر وزارت مسکن و شهرسازی صادر میشود. تبصره 3 ـ در کلیه مواردی که زمینهایی در طرحهای مصوب دولتی و شهرداری قرار میگیرد و گواهی عدم امکان تامین زمینهای مورد نیاز طرح از زمینهای دولتی و موات دریافت شده باشد ، باید مراتب به وسیله دستگاه صاحب طرح به مالک یا مالکین و اداره ثبت اعلام گردد تا از هرگونه نقل وانتقال این گونه زمین ها تا انجام مراحل تملک ، حداکثر ظرف مدت هجده ماه از تاریخ اعلام ، به اداره ثبت خودداری گردد همچنین مراتب باید به شهرداری محل نیز جهت رعایت مقررات قانونی ظرف مدت مزبور اعلام شود. تبصره 4 ـ دستگاههای مجری طرح موظفند در کلیه موارد ، یک نسخه از آگهی تملک خود را به اداره اوقاف محل و آستان قدس رضوی ارسال دارند عدم ارسال مدارک برای سایر متولیان و آستانهها رافع مسوولیت ادارات اوقاف و متولیان در اجرای این امر نمیباشد. ماده 14 ـ در صورتی که در محدوده اعلان شده برای تملک ، زمین وقفی وجود داشته باشد ـ اعم از اینکه به اجاره واگذار شده یا نشده باشد ادارات اوقاف و متولیان موقوفه مکلفند ظرف پانزده روز از تاریخ انتشار آخرین آگهی ، نظریه خود را به دستگاه مجری طرح اعلام کنند و حداکثر ظرف یک ماه نقشه زمین وقفی و مشخصات آن را ارایه دهند تا حسب مورد نسبت به اجرای آن قسمت از طرح که در زمینهای وقفی است. از سوی اوقاف یا آستان قدس رضوی یا متولی اقدام یا سند اجاره به نام دولت تنظیم شود یا عوض آن زمین ، ضمن رعایت مقررات و غبطه موقوفه و با مصالحه واگذار و طرح اجرا گردد. تبصره ـ به منظور جلوگیری از تضییع حقوق اوقاف ، سازمان حج و اوقاف و امور خیریه و آستان قدس رضوی موظفند فهرست کلیه زمینهای اوقافیخود را در هر شهر به وزارت مسکن و شهرسازی ارسال نمایند. ماده 15 ـ مالکینی که در اجرای تبصره (1) ماده (9) قانون برای تعیین تکلیف زمینهای خود در شهرهای موضوع ماده یاد شده مراجعه مینمایند ، باید درخواست خود را با نقشه و مشخصات کامل زمین به وزارت مسکن و شهرسازی و شهرداریها تسلیم نمایند تا آن وزارتخانه ، حسب تقاضاهای رسیده ازدستگاههای مختلف و طرحهای خدمات عمومی شهری و شهرداریها از لحاظ نیازهای خود موضوع را بررسی و شهرداریها حداکثر ظرف دو ماه ووزارت مسکن و شهرسازی ظرف یک سال از تاریخ وصول تقاضای مراجعهکننده پاسخ متقاضی را بدهند. کلیه دستگاه های ذی ربط مکلف به همکاری با وزارت مسکن و شهرسازی میباشند. در صورت اعلام نیاز دستگاه مربوط طبق قوانین و مقررات نسبت به تملک یا واگذاری عوض آن اقدام مینمایدو در صورت اعلام عدم نیاز ، چنانچه براساس کاربری زمین امکان عمران و واگذاری برای مالک وجود داشته باشد ، مالک میتواند پس از آماده سازی واحداث بنا در زمینهای خود طبق مواد این آیین نامه نسبت به تفکیک و واگذاری واحدهای احداثی به متقاضیان اقدام نماید. تبصره ـ در صورتی که علی رغم تکمیل مدارک لازم پس از انقضای مهلت مزبور به متقاضی پاسخ داده نشود ، مالک طبق ضوابط قانونی و کاربری های مربوط ، حق عمران و واگذاری زمین خود را دارد. ماده 16 ـ مالکان زمینهای بایر و دایر با کاربری مسکونی در شهرهای موضوع ماده (9) قانون میتوانند جهت تفکیک و اخذ پروانه ساختمانی تا هزارمتر مربع برای یک یا چند قطعه از زمینهای خود به شهرداری محل مراجعه نمایند. شهرداری ها مکلفند پس از تطبیق نقشه تفکیکی با درخواست تشکیلپرونده به منظور اطلاع از اینکه متقاضی از مزایای مواد (8) و (6) قانون اراضی شهری استفاده کرده است یا خیر ، مراتب را با ذکر مشخصات کامل مالک و پلاک مورد نظر از اداره زمین شهری مربوط ، استعلام و پس از وصول پاسخ در صورت عدم استفاده از مزایای یاد شده ، با رعایت سایر مقررات و اخذ تعهد رسمی مطابق فرم تنظیمی وزارت مسکن و شهرسازی مبنی بر عدم استفاده بیشتر از مزایای تبصره(2) ماده (9) قانون ، پروانه ساختمانی صادرنمایند. تبصره 1 ـ در مورد زمینهایی که تملک میشود ، چنانچه مالک یا مالکین از مزایای تبصره (2) ماده (9) قانون استفاده نکرده باشند ، پس از تملک و تهیه طرح تفکیکی و کسر میزان زمینی که به نسبت سهم آنها در خیابانها و خدمات عمومی طرح قرار میگیرد تا هزار متر مربع از قطعات قابل واگذاری بهانتخاب مالک یا مالکین به آنها واگذار میگردد تا برابر مقررات عمران نمایند. تبصره 2 ـ منظور از عدم امکان مندرج در تبصره (2) ماده (9) قانون ، مواردی است که سهم مالکانه در طرح دستگاه تملککننده قرار گرفته و واگذاری آن به مالک باعث برهم خوردن طرح و عدم امکان اجرای آن گردد و جابجایی طرح نیز مقدور نباشد. در این صورت زمینی معادل قیمت زمین تملک شده و حتی المقدور به همان میزان و حداکثر تا حد نصاب مقرر در قانون ، از محل دیگری به مالک یا مالکین واگذار میگردد. تشخیص این امر با دستگاه تملککننده است. تبصره 3 ـ وزارت مسکن و شهرسازی ضوابط چگونگی عمران اراضی مازاد بر حد نصاب مالکانه موضوع قسمت آخر تبصره (2) ماده (9) قانون را به نحوی که موجب تشویق در توسعه احداث مسکن باشد ، حداکثر ظرف سه ماه تهیه و جهت اجرا ابلاغ مینماید. ماده 17 ـ در شهرهای غیر مشمول ضرورت ، نقل و انتقال زمینهای بایر و دایر شهری بین اشخاص با رعایت تبصره ماده (14) قانون در خصوصزمینهای دایر کشاورزی ، بلامانع است، ولی هرگونه تفکیک و احداث بنا مستلزم انجام عملیات آماده سازی ، طبق ضوابط وزارت مسکن و شهرسازی میباشد. ماده 18 ـ وزارت کشاورزی و هیأتهای 7 نفره واگذاری زمین ، حتی الامکان در اجرای تبصره (4) ماده (4) آیین نامه اجرایی قانون مرجع تشخیص زمین های موات و ابطال اسناد آن ـ مصوب 8 7 66 به درخواست وزارت مسکن و شهرسازی یا سایر دستگاه های تملککننده زمین که در اجرای تبصره(10) ماده (9) قانون درخواست واگذاری زمین مینمایند ، زمین عوض معادل بهای منطقه ای زمین تملک شده در خارج از محدوده مورد عمل قانون ،برای امر کشاورزی به مالکین معرفی شده ، واگذار نمایند. ماده 19 ـ ادارات ثبت مکلفند در هر مورد که زمینهایی ـ اعم از موات و غیر موات ـ به صورت ششدانگ یا مشاع براساس قانون به مالکیت دولت درمیآید به موجب درخواست وزارت مسکن و شهرسازی یا درخواست سایر دستگاهها ـ در مواردی که رأسا زمینهای غیرمواتی را با رعایت مقررات قانون و این آیین نامه تملک مینماید نسبت به صدور سند مالکیت به شرح زیر اقدام نمایند 1 ـ ابطال سند مالکیت قبلی ـ اعم از اینکه سند مالکیت در اختیار باشد یا نباشد ـ و صدور سند مالکیت جدید حسب مورد به نام دولت یا شهرداریها به نمایندگی مرجع قانونی درخواستکننده سند. 2 ـ در مواردی که زمین سابقه ثبتی به نام اشخاص نداشته باشد و بر اساس نظریه وزارت مسکن و شهرسازی زمین ، موات تشخیص داده شود ، با توجهبه تبصره الحاقی به ماده (9) آیین نامه قانون ثبت و قبول تقاضای ثبت زمینیهای موات و بایر بلامالک به نام دولت ـ مصوب 1354 و در انتشار آگهی های نوبتی آنها نیازی به تنظیم اظهارنامه ثبتی به نام دولت نبوده و حسب درخواست وزارت مسکن و شهرسازی بدون انتشار آگهی های نوبتی وتحدیدی بلافاصله با استفاده از پلاک بخش مربوط و ضمن تعیین شماره فرعی ، صورت مجلس تعیین حدود با رعایت حدود مجاورین ـ در صورت وجود سابقه تحدید حدود ـ با حضور نماینده اداره زمین شهری محل تنظیم و ملک در دفتر املاک ثبت و سند مالکیت به نام دولت به نمایندگی وزارت مسکن و شهرسازی صادر میگردد. 3 ـ در صورتی که زمین طبق نظر وزارت مسکن و شهرسازی موات بوده و سابقه درخواست ثبت داشته باشد ، ولی تحدید حدود آن به عمل نیامده باشد اعم از اینکه آگهی های نوبتی آن منتشر شده یا نشده باشد بدون انتشار آگهیهای نوبتی و تحدیدی نسبت به تنظیم صورت مجلس تعیین حدود لازم وصدور سند مالکیت آن با رعایت بند (1) این ماده از طرف اداره ثبت اقدام میگردد. 4 ـ در صورتی که وزارت مسکن و شهرسازی با سایر دستگاههای دولتی یا شهرداری ها براساس ماده (9) قانون قصد تملک زمین غیر مواتی را دارند یا قبلاتملک نمودهاند ، ولی اساسا سابقه درخواست ثبت ندارد و زمین مزبور از نظر مقررات ثبتی مجهول المالک است ، ادارات ثبت مکلفند ضمن تنظیمصورت مجلس لازم در اجرای ماده (13) این آیین نامه که به منزله صورت مجلس احراز تصرف خواهد بود ، مشخصات متصرف را با رعایت حدود مجاورین ـ اگر سابقه تحدید حدود دارد ـ تعیین نمایند. همین صورت مجلس ، مستند انجام معامله خواهد بود. پس از تنظیم سند انتقال بر اساس ماده(9) قانون ادارات ثبت باید به ترتیب زیر اقدام به صدور سند مالکیت به نام دولت و شهرداری ها نمایند الف ـ پس از ارایه یک نسخه سند انتقال (سند تملکی) به اداره ثبت محل ، اداره ثبت بر اساس سند رسمی تنظیمی بلافاصله سند مالکیت زمین را به نامدولت با نمایندگی وزارت مسکن و شهرسازی یا سایر دستگاههای دولتی درخواستکننده ـ که سند به نام آنها تنظیم شده یا شهرداریها حسب موردصادر مینمایند. ب ـ برای روشن شدن وضع پرداخت بهای زمین مورد تملک ، ادارات ثبت باید نسبت به تنظیم اظهارنامه ثبتی اقدام نمایند و علاوه بر قید نام دولت بهنمایندگی وزارت مسکن و شهرسازی یا دستگاه تملک کننده یا شهرداریها نام شخص یا اشخاصی را که مدعی مالکیت ملک مورد تملک هستند براساس صورت مجلس تنظیمی بالا در اظهارنامه ثبتی قید نمایند و در اجرای دستور ماده (59) آیین نامه قانون ثبت ، مبادرت به انتشار آگهی های نوبتیکنند. در صوتی که در مهلت مقرر قانونی ، اعتراضی نرسید پس از گواهی اداره ثبت محل و اخذ مفاصا حساب های لازم بهای زمین به مالک یا مالکین پرداخت میشود ، ولی در صورت وصول اعتراض به ثبت تا تعیین تکلیف نهایی از سوی دادگاههای صالح ، بهای ملک پرداخت نخواهد شد. ج ـ چنانچه زمینی که موات اعلام شده دارای اعتراضی به تشخیص وزارت مسکن و شهرسازی در خصوص نوع زمین یا اعتراض به ثبت یا حدود یا سایر اعتراضات قانونی در مراجع ذی صلاح یا تعارض ثبتی باشد یا در رهن و وثیقه و بازداشت بوده یا حق اعیانی و حق ریشه و کشت برای دیگران درآن قید شده باشد ، ادارات ثبت مکلف به صدور سند آزاد و بدون قید بازداشت یا وثیقه و رهن و سایر قیود یاد شده ، به نام دولت به نمایندگی مرجعقانونی درخواستکننده سند میباشند. در خصوص اعتراض به ثبت و تعارض ثبتی و تشخیص نوع زمین پس از صدور رای قطعی از طرف مراجع قضایی ، ادارات ثبت ، مراجع تملک کننده با رعایت قانون و این آیین نامه حقوق محکوم له را ادا مینمایند. در مورد رهن و وثیقه و بازداشت زمینهای بایر و دایر نیز سازمان تملککننده مجاز است پس از اخذ گواهی از اداره ثبت محل ، از محل اعتبارات طرح تملک زمین ، مبلغ مندرج در سند وثیقه و رهن و مبلغ مورد بازداشت را پرداخت نمایند و مراتب را به اداره ثبت محل اعلام کند. در صورتی که مبلغ یادشده بیش از مبلغ مورد تملک باشد ، بستانکار و مرجع بازداشت کننده میتواند برای وصول بقیه طلب خود تقاضای توقیف سایر اموال بدهکار را براساس قوانین مربوط از مراجع ذی صلاح بنماید. د ـ در صورتی که زمین مورد تملک براساس سند انتقال رسمی سابقه ثبت داشته ولی آگهی نوبتی آن منتشر نشده باشد ، اداره ثبت محل مکلف است بدون انتشار آگهی تحدیدی نسبت به تنظیم صورت مجلس تحدید حدود با رعایت حدود مجاورین ـ اگر سابقه تحدید حدود داشته باشد ـ اقدام نماید و بلافاصله سند مالکیت زمین را به نام وزارت مسکن و شهرسازی یا دستگاه تملککننده صادر نماید. در صورتی که اشتباهی در اسناد تنظیمی پیش آید ، اصلاح اسناد با تنظیم سند اصلاحی به امضای دستگاه تملک کننده و به قایم مقامی مالک یا مالکین بلامانع است و برای اینکه پرداخت وجه موردتملک به مالک مقدور گردد ، اداره ثبت محل نسبت به انتشار آگهی های نوبتی ، براساس بند (ب) این ردیف اقدام مینماید. در مورد زمینهای مورد تملک که سابقه ثبت و انتشار آگهی نوبتی داشته ، ولی تحدید حدود آن به عمل نیامده ، تعیین حدود و صدور سند مالکیت به شرح بند یاد شده صورت میگیرد. در انجام عملیات تحدید و تفکیک زمینهای موات یا خریداری شده دولت ، عدم اجرای ماده (80) آیین نامه قانون ثبت و عدم حضور مالک اولیه ، مانع انجام عملیات یاد شده نخواهد بود و ادارات ثبت مکلفند برابر نقشه ارایه شده نسبت به تحدید و تفکیک ، بدون حفر پی اقدام نمایند. 5 ـ در مواردی که زمین براساس نظر وزارت مسکن و شهرسازی موات تشخیص داده شود ، ادارات ثبت مکلفند به درخواست وزارت مسکن وشهرسازی قبل از قطعیت نظریه مرقوم سند مالکیت آن را به نام دولت به نمایندگی وزارت مسکن و شهرسازی صادر نمایند. در صورتی که براساس رای قطعی دادگاه ، زمین غیرموات تشخیص داده شود ، در شهرهای مشمول ضرورت بر اساس ماده (9) قانون با مالک رفتار میشود و سایر شهرها و شهرک های کشور ، تبصرههای (7) و (8) ماده (9) قانون ، قابل اجراست. 6 ـ مقررات بند (5) این ماده از جهت صدور سند مالکیت به نام دولت و شهرداریها در مورد زمینهایی که در اجرای قانون اراضی شهری مصوب 27 12 60 ـ موات شناخته شده یا به تملک دولت درآمده ، ولی سند مالکیت آن صادر نگردیده ، قابل اجراست. 7 ـ زمینهایی که مالکیت آنها در اجرای قانون لغو مالکیت موات شهری و اصلاحیه آن لغو گردیده و مراتب به دفاتر املاک ثبت ، اخبار و به امضای مسوول مربوط رسیده باشد ، با توجه به ماده (22) قانون ثبت در مالکیت دولت مستقر و سند مالکیت آن باید به نام دولت صادر شود. 8 ـ اسناد زمینهای مواتی که قبلا در اختیار بنیادهای غیردولتی از جمله بنیاد مستضعفان بوده یا باشد ، باید به نام وزارت مسکن و شهرسازی صادر شود. 9 ـ افراز زمینهای مشاعی وزارت مسکن و شهرسازی و دستگاه تملککننده براساس لایحه قانونی راجع به افراز مورد تصرف سازمانهای عمران اراضیشهری ـ مصوب 1358 شورای انقلاب جمهوری اسلامی ایران ـ به عمل خواهد آمد و دعوت از سایر مالکین مشاعی جهت افراز ، ضرورت ندارد. 10 ـ قبول تقاضای ثبت زمینهای موات از اشخاص مطلقا ممنوع است و ادارات ثبت مکلفند قبل از پذیرش ثبت زمینها به نام اشخاص و ادامه تشریفات ثبتی زمینهای ثبت شده و افراز و تقسیم و تفکیک زمینها ، موافقت کتبی وزارت مسکن و شهرسازی را اخذ نمایند. 11 ـ دفاتر اسناد رسمی مکلفند قبل از انجام هرگونه معامله نسبت به زمینهای موضوع قانون ، مراتب را از وزارت مسکن و شهرسازی استعلام و براساس نظر آن وزارتخانه و رعایت مقررات مربوط اقدام نمایند. ماده 20 ـ کلیه دستگاههای یاد شده در ماده (10) قانون موظفند زمینهای خود را در اجرای ماده (10) قانون ، در اختیار وزارت مسکن و شهرسازی قراردهند. ادارات ثبت مکلفند پس از اعلام وزارت مسکن و شهرسازی نسبت به ثبت انتقال ملک در دفاتر املاک و صدور سند مالکیت به نام دولت با نمایندگی وزارت مسکن و شهرسازی یا دستگاههایی که وزارت مزبور معرفی میکند ، اقدام نمایند. هریک از کارکنان دستگاههای یاد شده که در تحویل زمینهای مذکور و صدور اسناد مالکیت آنها به شرح این ماده ، مسامحه یا کارشکنی نمایند در اجرای ماده (16) قانون متخلف محسوب شده و با اعلام وزارت مسکن و شهرسازی مورد پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت و از تاریخ درخواست وزارت مسکن و شهرسازی چنانچه ظرف دو ماه نسبت بهتحویل زمین و اسناد و مدارک آن اقدام ننمایند ، ادارات ثبت مکلفند به درخواست وزارت مسکن و شهرسازی سند مالکیت جدید به نام دولت به نمایندگی وزارت مسکن و شهرسازی یا دستگاههایی که وزارت مزبور معرفی میکند ، صادر نمایند. تبصره 1 ـ صدور سند مالکیت زمینهای ملی شده یا سایر زمینهای دولتی واقع در محدوده مورد عمل قانون ، به نام وزارت مسکن و شهرسازی نیاز به تحویل و تنظیم صورت جلسه از طرف سرجنگلداریها ندارد. تبصره 2 ـ در صورتی که در اراضی مذکور تجاوزات و تصرفاتی صورت گرفته باشد ، در موقع معاینه محل با حضور نماینده سرجنگلداری یا دستگاه دارنده زمین ، میزان تصرفات و تجاوزات ، صورت جلسه شده و سند مالکیت کل محدوده ملی شده یا زمین دولتی مذکور بدون توجه به تجاوزات انجام شده بنام دولت به نمایندگی وزارت مسکن و شهرسازی صادر میگردد. ماده 21 ـ در مورد زمینهای مشاعی چنانچه یک یا چند مالک مشاع در مهلت مقرر مراجعه کنند ، ولی به لحاظ عدم حضور بقیه مالکین انجام معامله کل ملک مقدور نباشد ، نسبت به آن تعداد از مالکین که تنظیم سند امکان ندارد ، طبق مفاد قانون و این آیین نامه سند انتقال به قایم مقامی مالک یا مالکین امضا میشود. فصل چهارم ـ نحوه آماده سازی و عمران و واگذاری زمین ها ماده 22 ـ آماده سازی زمین عبارت از مجموعه عملیاتی است که مطابق دستورالعمل وزارت مسکن و شهرسازی زمین را برای احداث مسکن مهیا میسازد که شامل موارد زیر میباشد الف ـ عملیات زیربنایی از قبیل تعیین بر و کف ، تسطیح و آسفالت معابر ، تامین شبکه های تاسیساتی آب و برق ، جمع آوری و دفع آبهای سطحی و فاضلاب و غیره. ب ـ عملیات روبنایی مانند احداث مدارس ، درمانگاه ، واحد انتظامی ، فضای سبز ، اداره آتش نشانی ، اماکن تجاری و نظایر آن. ماده 23 ـ دستگاهها ، بنیادها ، نهادها و اشخاص حقیقی و حقوقی واگذارکننده زمین در صورتی مجاز به واگذاری خواهند بود که اجرای عملیات زیربنایی زمینهای آنها طبق ضوابط و تایید دستگاه های اجرایی مربوط ، قبل از واگذاری انجام شده باشد. تبصره ـ در صورتی که تعاونیهای مسکن قادر به انجام آماده سازی تمام زمین یا بخشی از آن باشند میتوانند طبق ضوابط و مقررات وزارت مسکن و شهرسازی اقدام نمایند. بدیهی است هنگام تعیین قیمت قطعی زمین ، هزینه آماده سازی از قیمت قطعی کسر خواهد شد. ماده 24 ـ مالکین زمینهای دایر و بایر اعم از حقیقی و حقوقی که طبق مواد (14) و (15) قانون ، مجوز تبدیل و تغییر کاربری زمین خود را از وزارت مسکن و شهرسازی اخذ کردهاند و قصد تفکیک یا افراز یا تقسیم اراضی خود را دارند ، موظفند نقشه تفکیکی زمینهای خود را به ضمیمه طرحهای اجرایی آماده سازی همراه با برآورد هزینه های مربوط به ادارات کل مسکن و شهرسازی محل ، ارایه نمایند. ماده 25 ـ بهای تمام شده هر قطعه زمین برای امر مسکن عبارت است از قیمت منطقهای زمین در زمان واگذاری به علاوه کلیه هزینه های تعلق گرفته ومتناسب با هر طرح طبق دستورالعمل وزارت مسکن و شهرسازی. ماده 26 ـ در کلیه طرحهای آماده سازی تاسیسات روبنایی مثل مدارس و درمانگاه ، فضای سبز و نظایر آن حتی الامکان از محل عواید اماکن تجاری ، زمینهای واگذاری همان شهر ، احداث شده و عرصه و اعیان آنها به صورت رایگان به دستگاه های بهره برداری کننده تحویل میشود. دستورالعمل تعیین سرانه تاسیسات روبنایی توسط وزارت مسکن و شهرسازی تهیه و ابلاغ میشود. ماده 27 ـ بهای واگذاری قطعات زمین برای احداث واحدهای انتفاعی نظیر تجاری ، اداری و خدماتی صنفی برابر است با قیمت منطقهای ، به علاوه هزینه های زیربنای و روبنایی قطعه که از متقاضی دریافت میگردد. وزارت مسکن و شهرسازی موظف است در عقد قرارداد واگذاری این گونه قطعات ترتیبی اتخاذ نماید که بهای دریافتی بابت هزینه های تاسیسات روبنایی ، صرف احداث تاسیسات مزبور شود. تبصره ـ در احداث واحدهای انتفاعی ، مجموعههای مسکونی کارگری با وجود شرایط مساوی ، حق تقدم با تعاونی های کارگری است. ماده 28 ـ واگذاری هر نوع زمین در طرحهای مصوب شهری که به توسعه یا احداث معابر و میادین اختصاص داده شده است ، ممنوع میباشد. ماده 29 ـ واگذاری زمین به افراد و اعضای شرکتهای تعاونی مسکن و کارکنان دولت بر اساس ضوابط و مقرراتی است که به وسیله وزارت مسکن و شهرسازی ، با رعایت قوانین و لحاظ اولویت برای کارکنان و کارمندان دولت تعیین و ابلاغ خواهد گردید. تبصره 1 ـ واگذاری زمین به سازندگان واحدهای مسکونی ، اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی و نیز کسانی که آمادگی و شرایط لازم را برای سرمایه گذاری در امر تولید و احداث واحدهای مسکونی به منظور واگذاری قطعی یا اجاره دارند ، براساس ضوابطی است که از طریق وزارت مسکن وشهرسازی تعیین میشود. تبصره 2 ـ انتقال قطعی اراضی واگذار شده ، پس از ارایه گواهی پایان کار ساختمانی خواهد بود و ممنوعیت انتقال مندرج در اسناد انتقال قطعی تنظیمی به تاریخ پیش از اجرای این آیین نامه کان لم یکن تلقی میگردد. تبصره 3 ـ اوراق قرارداد واگذاری یاد شده و نیز اوراق واگذاری زمین در شهرهای جدید ، در مراحل مرتبط با اعطای تسهیلات بانکی و تسهیلاتی که سازمان تامین اجتماعی به مشمولان قانون تامین اجتماعی میدهد ، در حکم سند رسمی بوده و در مواردی که زمین مورد واگذاری فاقد صورت مجلس تفکیکی است ، نماینده دستگاه واگذار کننده زمین ، اسناد تنظیمی را منحصرا از جهت تجویز رهن ، امضا مینماید. ماده 30 ـ واگذاری زمینهای شهرداریها ، شرکتها و سازمانهای وابسته به شهرداریها توسط آنها به منظوری غیر از رفع نیازمندیهای عمومی شهر و عوض املاک واقع در طرحهای مصوب شهری ، منوط به مجوز وزارت مسکن و شهرسازی میباشد. ماده 31 ـ واگذاری زمین جهت ایجاد یا توسعه یا انتقال انواع موسسات یا کارگاه های تولیدی و خدماتی و محلهای کسب ، با شرایط زیر انجام میگیرد الف ـ متقاضی ، خدمت وظیفه عمومی را انجام داده یا دارای کارت معافیت بوده و توانایی مالی احداث ساختمان را داشته باشد. ب ـ مجوز قانونی لازم را جهت دایر نمودن واحد پیشنهادی داشته باشد. ج ـ زمینهای واگذاری برای هر پیشه یا کارگاه باید مطابق با کاربری زمین در طرحهای شهرسازی مصوب ، و در صورت فقدان طرحهای یاد شده ، طبق مقررات شهرداری برای آن منطقه شهر باشد. د ـ حداقل پنج سال پیش از تسلیم تقاضای زمین به طور متوالی در شهر محل درخواست زمین سکونت داشته باشد. ه ـ در بعضی از شهرهای محروم ، طبق اعلام وزارت مسکن و شهرسازی رعایت شرط مدت سکونت برای متقاضی ضروری نمیباشد ، مشروط بر آنکه متقاضی در شهرهای مزبور ، به سرمایه گذاری در امر ایجاد واحدهای تولیدی ، صنعتی و خدماتی به جز محلهای کسب اقدام نماید. تبصره 1 ـ افرادی که حرفه دیگری جز آنچه برای آن تقاضای زمین مینمایند نداشته باشند ، اولویت خواهند داشت. تبصره 2 ـ به منظور جذب سرمایهگذاری در نقاط محروم و کمک به امر تولید و اشتغال افراد ، به شرط آنکه افراد مزبور از وزارتخانه های تولیدی مجوز قانونی داشته باشند ، ضمن اولویت اعطای زمین به این گونه افراد ، از تخفیف های مناسب با تصویب مجمع عمومی سازمان زمین شهری برخوردارمیشوند. ماده 32 ـ واگذاری زمینهای داخل شهرکهای مشمول قانون ( اجازه واگذاری اراضی داخل شهرکها برای تامین اعتبار مربوط به تکمیل ساختمانهای شهرکهای نیمه تمام دولتی ) ـ مصوب 6 7 1360 ـ که در زمان طبق اخذ مجوز شهرک ، خارج از حریم استحفاظی شهرها بودهاند ، طبق قانون یاد شده و آیین نامه آن انجام میگیرد. ماده 33 ـ منظور از زمینهای متعلق به دولت ، یاد شده در ماده (13) قانون ، کلیه زمینهایی است که به نام دولت دارای سند بوده یا در جریان ثبت به نام دولت است و همچنین کلیه زمینهای ملی شده و مواتی که طبق قوانین مصوب و آرای کمیسیونهای مربوط ، متعلق به وزارت مسکن و شهرسازی است ـاعم از اینکه به نام دولت ثبت شده یا نشده باشد ـ نمایندگی دولت در مورد زمینهای مزبور با سازمان زمین شهری یا دستگاهی است که وزارت مسکن و شهرسازی به آن تفویض اختیار میکند. ماده 34 ـ منظور از زمینهای متعلق به شهرداری ـ یاد شده در ماده (13) قانون ـ کلیه زمینهایی است که طبق قوانین و مقررات به شهرداری ها تعلق دارد. اعم از آنکه به نام شهرداری دارای سند باشد یا نباشد. ماده 35 ـ وزارت مسکن و شهرسازی مجاز است نسبت به واگذاری زمینهای نزدیک کارخانهها و کارگاههای تولیدی به کارکنان آنها در صورتیکه کارخانه یا کارگاه با هزینه خود ، واحدهای مسکونی و تاسیسات عمومی مربوط را احداث و فقط به کارکنانی که علاوه بر دارا بودن شرایط دریافت زمین بهصورت انفرادی حداقل دو سال در آن واحد اشتغال به کار داشتهاند ، به قیمت تمام شده مورد تایید آن وزارت اقدام نماید. در این صورت پس از اتمام واحدهای مسکونی امر انتقال ، زیر نظر وزارت مسکن و شهرسازی انجام میگیرد. در مورد کارخانه هایی که تازه تاسیس شدهاند ، شرط دو سال اشتغال درآن واحد ، ضروری نمیباشد. ماده 36 ـ شرایط واگذاری زمین جهت احداث خانه های سازمانی به موسسات و کارگاه ها و کارخانه هایی که دارای شخصیت حقوقی باشند ، به شرح زیرمیباشد الف ـ ضرورت احداث واحدهای مسکونی سازمان به تایید وزارت مسکن و شهرسازی برسد. ب ـ متقاضی ، دارای مجوز احداث کارخانه یا کارگاه و پروانه اشتغال از مراجع مربوطباشد. ج ـ تعداد شاغلانی که برای آنها خانه های سازمانی احداث میشود ، باید از نظر اینکه از کارکنان کارخانه یا کارگاه متقاضی میباشند ، به تایید وزارت کار و امور اجتماعی یا ادارات تابع در شهرستان مورد نظر برسد. د ـ حداقل سن شاغلان بند (3) باید (18) سال تمام و دارای کارت پایان خدمت یا معافیت از خدمت باشند. ه ـ تعداد شاغلان در طول سال از (20) نفر کمتر نباشد و حق بیمه آنان نیز تا هنگام درخواست ، کلا پرداخت شده باشد. و ـ پروژه ساختمانی از نظر مساحت زیربنای هر واحد و کیفیت و مصالح ساختمانی ، مطابق با ضوابط تعیین شده وزارت مسکن و شهرسازی باشد. ز ـ خانه های سازمانی احداث شده به صورت واحدهای سازمانی تلقی میشود و تابع قوانین مربوط میباشد. فصل پنجم ـ مقررات متفرقه ماده 37 ـ سهم وزارت مسکن و شهرسازی در شرکتهایی که در اجرای قسم اخیر تبصره (5) ماده (11) قانون با مشارکت بیش از پنجاه درصد (50%)بخش غیردولتی ایجاد میشود ، به صورت آورده غیرنقدی از محل زمین ها به قیمت عادله روز کارشناسی رسمی تامین میشود. اساسنامه این گونه شرکتها نیز مطابق تبصره یاد شده ، به تصویب دولت خواهد رسید. تبصره ـ خدمت کارکنان دولت در شرکتهای یاد شده با توجه به ماده (11) قانون استخدام کشوری مجاز است. ماده 38 ـ قوای انتظامی و نهادهای انتظامی انقلاب اسلامی حسب مورد به تقاضای وزارت مسکن و شهرسازی یا شهرداریها مکلفند در رفع آثار تصرف و تجاوز از زمینهای مشمول قانون ، با وزارت مسکن و شهرسازی و شهرداری ها همکاری ، نظارت و دخالت مستقیم نمایند. ماده 39 ـ با انقضای پنج سال مهلت مندرج در ماده (9) قانون ، صرفا موادی از این آیین نامه که در ارتباط با کلیه شهرها و شهرک های کشور باشد ، همچنان قابل اجرا بوده و در کلیه شهرها و شهرک های کشور به صورت یکسان ، عمل میشود. ماده 40 ـ این تصویبنامه جایگزین تصویب نامه شماره 51994ت 315 مورخ 29 4 1367 میشود
: مرتبه [ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 5:59 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی از سوی رئیس جمهور ابلاغ شدرئیس جمهور قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی
اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی را برای اجرا ابلاغ کرد.به گزارش پایگاه اطلاع رسانی
دولت ، رئیس جمهور « قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی» که
در مجلس شورای اسلامی تصویب و به تأیید شورای نگهبان رسیده را برای اجرا
ابلاغ کرد. بر اساس این قانون، برای تعیین تکلیف وضعیت ثبتی ساختمانهایی که اشخاص بر روی اراضی احداث کردهاند که منشاء تصرفات آنها قانونی است اما به لحاظ موانع قانونی امکان صدور سند رسمی برای آنها میسور نیست و همچنین تعیین تکلیف وضعیت اراضی کشاورزی و نسقهای زراعی وباغات مورد بهرهبرداری متصرفینی که دارای شرایط مزبور هستند در هر حوزه ثبتی هیئت یا هیئتهای حل اختلاف با مسئولیت نماینده استاندار و با حضور نمایندگان دادگستری،ثبت اسناد و املاک محل، اداره مسکن و شهرسازی، جهاد کشاورزی شهرستان و سازمان حفاظت محیط زیست تشکیل میشود و هیئت مذکور با بررسی مدارک و دلایل ارائه شده و در صورت لزوم انجام تحقیقات لازم و جلب نظر کارشناسان مربوط مبادرت به صدور رای میکند. بر این اساس، اراضی دولتی ملی و منابع
طبیعی از شمول این قانون مستثنی میباشند. بر اساس این قانون ، اداره ثبت اسنادو املاک محل مکلف است آراء هیئت را در دو نوبت به فاصله 15 روز از طریق روزنامه کثیرالانتشار و محلی آگهی کند و در صورتی که اشخاص ذی نفع به آراء اعلام شده اعتراض داشته باشند باید از تاریخ انتشار اولین آگهی تا دو ماه اعتراض خود را به اداره ثبت محل وقوع ملک تسلیم و رسید اخذ کنند. بر این اساس، معترض باید ظرف مدت یکماه از تاریخ تسلیم اعتراض مبادرت به تقدیم دادخواست به دادگاه عمومی محل کند وگواهی تقدیم دادخواست را به اداره ثبت محل تحویل دهد در این صورت اقدامات ثبت موکول به ارائه حکم قطعی دادگاه خواهد بود در صورتی که اعتراض در مهلت قانونی واصل نگرددیا معترض گواهی تقدیم دادخواست به دادگاه عمومی محل ارائه نکند اداره ثبت محل بایدمبادرت به صدور سند مالکیت نماید صدور سند مالکیت مانع مراجعه متضرر به دادگاه نخواهد بود. بر اساس این قانون، مواردی که انتقال املاک به
نحو مشاع و تصرف متصرفان در آن به صورت مفروز باشد و متصرف تقاضای صدور سند
مالکیت کنند، هیئت پس ازکارشناسی و تهیه نقشه کلی ملک و انعکاس
قطعه مورد تصرف در آن رسیدگی کرده و در صورت احراز تصرفات مالکانه و بلامنازع
متقاضی مبادرت به صدور رای میکند. منبع: http://www.dolat.ir
: مرتبه [ جمعه 26 خرداد1391 ] [ 6:18 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
برای دانلود روی لینک زیر موضوع کلیک نمایید و بعد بر روی here کلیک کنید.یا اینکه برای دانلود مستقیم بر روی لینک کلیک راست نموده و گزینه save target as ... را انتخاب نمایید. پسورد تمامی فایلها: www.mghodrati.parsiblog.com قانون مجازات اسلامی برای موبایل >>> قانون تجارت و چک برای موبایل قانون تجارت برای موبایل قانون اساسی ایران برای موبایل قانون آیین دادرسی کیفری برای موبایل قانون مجازات اسلامی برای موبایل قانون وکالت برای موبایل سوالات آزمون وکالت1388 کلید آزمون وکالت 1388 منابع آزمون کارشناسی ارشد حقوق خصوصی منبع : www.mghodrati.parsiblog.com : مرتبه [ پنجشنبه 25 خرداد1391 ] [ 9:15 AM ] [ علی باقری محمودابادی ]
|
||
| [ طراحي : قالب وبلاگ اختصاصي بلاگفا و لوکس بلاگ ] [ Weblog Themes By : حميد ايرانپور ] | ||